بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 1
قَالَ الصَّادِقُ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: اعْرِفُوا مَنَازِلَ شِیعَتِنَا بِقَدْرِ مَا یُحْسِنُونَ مِنْ رِوَایَاتِهِمْ عَنَّا، فَإِنَّا لَا نَعُدُّ الْفَقِیهَ مِنْهُمْ فَقِیهاً، حَتَّی یَكُونَ مُحَدَّثاً.
فَقِیلَ لَهُ : أَ وَ یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُحَدَّثاً ؟ قَالَ : یَكُونُ مُفَهَّماً وَ الْمُفَهَّمُ مُحَدَّثٌ.
امام صادق صلیاللهعلیهوآله فرمودند: جایگاه شیعیان ما را به اندازهی حسن روایت کردن از ما بشناسید، زیرا ما کسی از آنها را فقیه به شمار نمیآوریم، مگر آنکه محدَّث(مورد سخن و خطاب واقع شده) باشد. سپس از ایشان پرسیده شد: آیا ممکن است مؤمن، محدَّث(مورد سخن) باشد؟ فرمود: مومن مفهَّم(با فهم) میشود و مفهَّم همان محدَّث است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 2
عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ السَّائِیِّ قَالَ: كَتَبَ إِلَیَّ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ هُوَ فِی السِّجْنِ وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ یَا عَلِیُّ مِمَّنْ تَأْخُذُ مَعَالِمَ دِینِكَ... لَا تَأْخُذَنَّ مَعَالِم دِینِكَ عَنْ غَیْرِ شِیعَتِنَا، فَإِنَّكَ إِنْ تَعَدَّیْتَهُمْ، أَخَذْتَ دِینَكَ عَنِ الْخَائِنِینَ؛ الَّذِینَ خَانُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ خَانُوا أَمَانَاتِهِمْ. إِنَّهُمُ اؤْتُمِنُوا عَلَی كِتَابِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا فَحَرَّفُوهُ وَ بَدَّلُوهُ، فَعَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ رَسُولِهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ لَعْنَةُ آبَائِیَ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ لَعْنَتِی وَ لَعْنَةُ شِیعَتِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
علی بن سوید السائی گفت: ابوالحسن اول(امام موسی کاظم صلیاللهعلیهوآله) در زندان برایم نوشت: (ای علی) اما در مورد آنچه گفتی؛ دربارهی این که آموزههای دینت را باید از چه کسی فراگیری... آموزههای دینت را از غیر شیعیان ما مگیر، زیرا اگر از آنان فرابگیری، دینت را از خیانتکاران گرفتهای؛ همان کسانیکه به خدا و رسولش و امانتهای ایشان خیانت کردند. کتاب خدا به ایشان امانت سپرده شد اما آن را تحریف کرده و تغییر دادند، لعنت خدا و رسول او و فرشتگانش و لعنت پدران بزرگوار و نیکوکار من و لعنت من و شیعیانم تا روز قیامت بر آنها باد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 3
عَنْ أَحْمَدَ بْنِ حَاتِمِ بْنِ مَاهَوَیْهِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَیْهِ یَعْنِی أَبَا الْحَسَنِ الثَّالِثَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ أَسْأَلُهُ عَمَّنْ آخُذُ مَعَالِمَ دِینِی؟ وَ كَتَبَ أَخُوهُ أَیْضاً بِذَلِكَ. فَكَتَبَ إِلَیْهِمَا فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتُمَا. فَاعْتَمِدَا فِی دِینِكُمَا عَلَی مُسِنٍّ فِی حُبِّكُمَا وَ كُلِّ كَثِیرِ الْقَدَمِ فِی أَمْرِنَا؛ فَإِنَّهُمْ، كَافُوكُمَا، إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی.
احمد بن حاتم بن ماهویه گوید: نامهای به ابالحسن سوم(امام علی النقی) صلیاللهعلیهوآله نوشتم و در آن پرسیدم: از چه کسی باید معالم و مبانی دین خود را بگیرم؟ همچنین برادر من نیز با همین مضمون نامهای به آن حضرت نوشت. حضرت در پاسخ به آن دو چنین نوشت آنچه را بیان کرده بودید دریافتم. در دین خود بر فردی سن و سالش در دوستی شما گذشته و نیز بر شخصی که در کار ما(در امر ولایت) بسیار قدم برداشته اعتماد نمایید؛ زیرا ایشان، به خواست خدای متعال، شما را کفایت خواهند کرد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 4
یَرْفَعُهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ أَنَّهُ قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ : لَا تَكُونُ إِمَّعَةً، تَقُولُ أَنَا مَعَ النَّاسِ وَ أَنَا كَوَاحِدٍ مِنَ النَّاسِ.
از (ابی عبدالله)امام جعفرصادق صلیاللهعلیهوآله نقل شده که به یکی از اصحاب خود فرمودند: جزو افرادی که کورکورانه پیروی میکنند نباش، آنان که گویند من با مردمم و من یکی از مردم هستم.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 5
عَنِ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: إِیَّاكَ وَ الرِّئَاسَةَ وَ إِیَّاكَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ. فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَمَّا الرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ، فَمَا ثُلُثَا مَا فِی یَدِی إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ. فَقَالَ: لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ، إِیَّاكَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِی كُلِّ مَا قَالَ.
ابو حمزۀ ثمالى روایت میکند که ابوعبدالله(حضرت صادق) صلیاللهعلیهوآله فرمودند: بر حذر باش از ریاست و بر حذر باش از اين كه دنبالهرو مردم باشى. عرض كردم: قربانت گردم رياست را میدانم، امّا(منظور شما از) اين كه دنبال مردم نروم(را متوجه نمیشوم در حالى كه من، دو سوّم از آنچه كه (از روایات شما) دارم را از دنبال روى مردم بدست آوردهام. فرمود: آنگونه که متوجه شدی نیست،(بلكه منظور اين است كه) بپرهيزى از آنكه غير از حجّت(حقّ) شخصى ديگر را به رهبرى انتخاب نمائى و هر چه گويد تصديقش كنى.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 6
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: یَا سُفْیَانُ، إِیَّاكَ وَ الرِّئَاسَةَ، فَمَا طَلَبَهَا أَحَدٌ إِلَّا هَلَكَ. فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ هَلَكْنَا، إِذاً لَیْسَ أَحَدٌ مِنَّا إِلَّا وَ هُوَ یُحِبُّ أَنْ یُذْكَرَ وَ یُقْصَدَ وَ یُؤْخَذَ عَنْهُ! فَقَالَ: لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِلَیْهِ. إِنَّمَا ذَلِكَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِی كُلِّ مَا قَالَ وَ تَدْعُوَ النَّاسَ إِلَی قَوْلِهِ.
ابوعبدالله(امام صادق صلیاللهعلیهوآله) فرمود: ای سفیان، بر حذر باش از ریاستطلبی، که هیچکس آن را طلب نکرد مگر آنکه هلاک شد. عرض کردم: فدایت شوم، پس ما هلاک شدیم، زيرا هيچ يك از ما نيست مگر آنكه دوست دارد كه نامش برده شود و مردم او را در نظر گرفته و به او مراجعه كنند و از او شنوندگى داشته باشند! فرمود: اين گونه نيست كه تو پنداشتهاى. بلكه رياست آن است كه غير از حجّت خدا شخص ديگرى را به امامت برگزينى و هر چه گويد تصديقش نمائى و مردم را براى(شنيدن و پذيرفتن)گفتار او دعوت كنى.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 7
قَالَ الصَّادِقُ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْرِفُنَا، وَ هُوَ مُسْتَمْسِكٌ بِعُرْوَةِ غَیْرِنَا.
امام صادق صلیاللهعلیهوآله فرمود: دروغ میگوید کسی که میپندارد ما را میشناسد، در حالی که به ریسمان غیر ما چنگ زده است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 8
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: أَنَّ اللَّهَ لَا یَقْبِضُ الْعِلْمَ انْتِزَاعاً یَنْتَزِعُهُ مِنَ النَّاسِ وَ لَكِنْ یَقْبِضُهُ بِقَبْضِ الْعُلَمَاءِ. فَإِذَا لَمْ یُنْزِلْ عَالِمٌ إِلَی عَالِمٍ یَصْرِفُ عَنْهُ، طُلَّابُ حُطَامِ الدُّنْیَا وَ حَرَامِهَا، وَ یَمْنَعُونَ الْحَقَّ أَهْلَهُ وَ یَجْعَلُونَهُ لِغَیْرِ أَهْلِهِ وَ اتَّخَذَ النَّاسُ رُؤَسَاءَ جُهَّالًا. فَسُئِلُوا فَأَفْتَوْا بِغَیْرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا.
از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روایت شده که فرمودند: همانا خداوند دانش را بهگونهای که یکباره از مردم بگیرد نمیگیرد، بلکه با از دنیا رفتن دانشمندان آن را میگیرد. پس هنگامی که عالمی جانشین عالم دیگری نشود، طالبان کالای بیارزش دنیا و حرام آن، از او روی برمیگردانند و حق را از اهلش بازمیدارند و آن را به ناحق به دیگران میدهند و مردم جاهلان را بعنوان پیشوایان خود برمیگزینند. پس از آنان پرسیده میشود و بدون علم فتوا میدهند، پس خود گمراه شده و دیگران را نیز گمراه میکنند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 9
وَ قَالَ الرِّضَا صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ الرِّضَا صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ قَدْ حَسُنَ سَمْتُهُ وَ هَدْیُهُ وَ تَمَاوَتَ فِی مَنْطِقِهِ وَ تَخَاضَعَ فِی حَرَكَاتِهِ، فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّنَّكُمْ!
امام رضا صلیاللهعلیهوآله فرمود: علی بن الحسین(امام سجاد) صلیاللهعلیهوآله گفت: هنگامی که دیدید مردی را که ظاهر و رفتارش نیکوست و در سخن گفتنش خود را به فروتنی و کم حرفی میزند و در حرکاتش اظهار خضوع میکند، اندکی درنگ کنید شما را فریب ندهد!
فَمَا أَكْثَرَ مَنْ یُعْجِزُهُ تَنَاوُلُ الدُّنْیَا وَ رُكُوبُ الْحَرَامِ مِنْهَا لِضَعْفِ نِیَّتِهِ وَ مَهَانَتِهِ وَ جُبْنِ قَلْبِهِ، فَنَصَبَ الدِّینَ فَخّاً لَهَا، فَهُوَ لَا یَزَالُ یَخْتِلُ النَّاسَ بِظَاهِرِهِ؛ فَإِنْ تَمَكَّنَ مِنْ حَرَامٍ، اقْتَحَمَهُ.
چه بسیارند کسانی که دستیافتن به دنیا و سواری گرفتن از حرام آن به سبب سستی نیت و خواری نفس و ترس دلشان، پس دین را وسیلهی فریب و به دام انداختن(دیگران) قرار میدهند، و همواره با ظاهر خود مردم را میفریبند؛ اما هرگاه بر حرامی دست یابند، در آن فرو میروند.
وَ إِذَا وَجَدْتُمُوهُ یَعِفُّ عَنِ الْمَالِ الْحَرَامِ، فَرُوَیْداً، لَا یَغُرَّنَّكُمْ؛ فَإِنَّ شَهَوَاتِ الْخَلْقِ مُخْتَلِفَةٌ. فَمَا أَكْثَرَ مَنْ یَنْبُو عَنِ الْمَالِ الْحَرَامِ وَ إِنْ كَثُرَ؛ وَ یَحْمِلُ نَفْسَهُ عَلَی شَوْهَاءَ قَبِیحَةٍ فَیَأْتِی مِنْهَا مُحَرَّماً.
پس اگر آنان را چنان یافتید که از مال حرام نیز چشم میپوشند شتاب مکنید، مبادا شما را بفریبند؛ زیرا خواهشهای نفسانی مردم گوناگون است. و چه بسیارند کسانی که از مال حرام هرچند فراوان باشد دوری میکنند؛ ولی نفس خود را بر کار زشت و ناپسندی وامیدارند و از آن راه مرتکب حرام میشوند.
فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ یَعِفُّ عَنْ ذَلِكَ فَرُوَیْداً، لَا یَغُرَّكُمْ. حَتَّی تَنْظُرُوا مَا عَقَدَهُ عَقْلُهُ. فَمَا أَكْثَرَ مَنْ تَرَكَ ذَلِكَ أَجْمَعَ، ثُمَّ لَا یَرْجِعُ إِلَی عَقْلٍ مَتِینٍ، فَیَكُونُ مَا یُفْسِدُهُ بِجَهْلِهِ أَكْثَرَ مِمَّا یُصْلِحُهُ بِعَقْلِهِ.
پس اگر دیدید که از آن(فعل حرام) نیز پرهیز میکنند، باز هم شتاب نکنید. تا بنگرید عقل و خردش بر چه پیمانی استوار است. چه بسیارند کسانی که همهی آنها(آنچه که گفته شد را) ترک میکنند، اما به عقلشان رجوع نمیکنند، در نهایت آنچه به سبب نادانی تباه میسازند بیشتر است از آنچه به وسیله عقل خود اصلاح میکنند.
پس اگر آنان را چنان یافتید که از مال حرام نیز چشم میپوشند شتاب مکنید، مبادا شما را بفریبند؛ زیرا خواهشهای نفسانی مردم گوناگون است. و چه بسیارند کسانی که از مال حرام هرچند فراوان باشد دوری میکنند؛ ولی نفس خود را بر کار زشت و ناپسندی وامیدارند و از آن راه مرتکب حرام میشوند.
فَإِذَا وَجَدْتُمْ عَقْلَهُ مَتِیناً فَرُوَیْداً، لَا یَغُرَّكُمْ. حَتَّی تَنْظُرُوا أَ مَعَ هَوَاهُ یَكُونُ عَلَی عَقْلِهِ أَوْ یَكُونُ مَعَ عَقْلِهِ عَلَی هَوَاهُ ؟ وَ كَیْفَ مَحَبَّتُهُ لِلرِّئَاسَاتِ الْبَاطِلَةِ وَ زُهْدُهُ فِیهَا.
پس اگر دیدید او خردی استوار و غیرقابل تزلزل [عقلی که دستخوش هوسها، شکها یا تأثیرات سطحی دیگران نمیشود.] دارد، باز هم شتاب مکنید. تا بنگرید آیا هوای نفسش را فرمانروای عقلش قرار داده یا عقلش بر هوای نفسش غلبه یافته است؟ و بنگرید محبت و زهد و بی رغبتی او نسبت به ریاستهای باطل چگونه است.
فَإِنَّ فِی النَّاسِ مَنْ خَسِرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةَ؛ یَتْرُكُ الدُّنْیَا لِلدُّنْیَا وَ یَرَی أَنَّ لَذَّةَ الرِّئَاسَةِ الْبَاطِلَةِ أَفْضَلُ مِنْ لَذَّةِ الْأَمْوَالِ وَ النِّعَمِ الْمُبَاحَةِ الْمُحَلَّلَةِ، فَیَتْرُكُ ذَلِكَ أَجْمَعَ طَلَباً لِلرِّئَاسَةِ حَتَّی. إِذا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ [سوره بقره، 206]
چرا که در میان مردم کسانی هستند که دنیا و آخرت را با هم از دست دادهاند؛ دنیا را برای دنیا رها میکنند و گمان میبرند لذت ریاست باطل از لذت اموال و نعمتهای حلال مباح برتر است، پس همهی آنها را تنها برای ریاست ترک میکنند . چون به ایشان گفته شود از خدا پروا کن، غرور و خودپسندیش او را به گناه وا میدارد، پس دوزخ برای او بس است، و چه بد جایگاهی است. [سوره بقره، 206]
فَهُوَ یَخْبِطُ خَبْطَ عَشْوَاءَ، یَقُودُهُ أَوَّلُ بَاطِلٍ إِلَی أَبْعَدِ غَایَاتِ الْخَسَارَةِ، وَ یُمِدُّهُ رَبُّهُ بَعْدَ طَلَبِهِ لِمَا لَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ فِی طُغْیَانِهِ. فَهُوَ یُحِلُّ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ یُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ. لَا یُبَالِی بِمَا فَاتَ مِنْ دِینِهِ. إِذَا سَلِمَتْ لَهُ رِئَاسَتُهُ الَّتِی قَدْ یَتَّقِی مِنْ أَجْلِهَا فَأُولَئِكَ الَّذِینَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً [سوره احزاب، 57]
پس این شخص کورکورانه میتازد، و نخستین باطل او را به دورترین مرزهای خسران میکشاند، و پروردگارش پس از طلب چیزی که توان آن را ندارد، در طغیان یاریاش میدهد. پس حلال خدا را حرام میسازد و حرام خدا را حلال میشمرد. از آنچه که از دینش از دست میرود باکی ندارد. مادامی که ریاستش پایدار بماند همان ریاستی که برای حفظ آن دست به هر کاری میزند. و آنان کسانی هستند که خدا بر آنان خشم گرفت و لعنتشان کرد و برایشان عذابی خوارکننده آماده ساخت. [سوره احزاب،57]
وَ لَكِنَّ الرَّجُلَ كُلَّ الرَّجُلِ نِعْمَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذِی جَعَلَ هَوَاهُ تَبَعاً لِأَمْرِ اللَّهِ ، وَ قُوَاهُ مَبْذُولَةً فِی رِضَی اللَّهِ . یَرَی الذُّلَّ مَعَ الْحَقِّ أَقْرَبَ إِلَی عِزِّ الْأَبَدِ مِنَ الْعِزِّ فِی الْبَاطِلِ ؛ وَ یَعْلَمُ أَنَّ قَلِیلَ مَا یَحْتَمِلُهُ مِنْ ضَرَّائِهَا ، یُؤَدِّیهِ إِلَی دَوَامِ النَّعِیمِ فِی دَارٍ لَا تَبِیدُ وَ لَا تَنْفَدُ . وَ أَنَّ كَثِیرَ مَا یَلْحَقُهُ مِنْ سَرَّائِهَا إِنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ یُؤَدِّیهِ إِلَی عَذَابٍ لَا انْقِطَاعَ لَهُ وَ لَا یَزُولُ .
اما مردحقیقی و نیکوترین مرد آن است که خواستهاش را تابع فرمان خدا گرداند، و نیرو وتوانش را در راه خشنودی خدا به کار گیرد. خواری همراه با حق را از عزتی که در باطل است به عزت ابدی و حقیقی نزدیکتر میداند؛ و همچنان آگاه است اندک رنجی که در دنیا تحمل میکند، او را به نعمت پایدار در سرایی میرساند که نه نابود میشود و نه پایان میگیرد . و(میداند) بسیاری از خوشیهای دنیا اگر به دنبال هوای نفس برود او را به عذابی بیپایان میکشاند .
فَذَلِكُمُ الرَّجُلُ ، نِعْمَ الرَّجُلُ ! فَبِهِ فَتَمَسَّكُوا ، وَ بِسُنَّتِهِ فَاقْتَدُوا وَ إِلَی رَبِّكُمْ بِهِ فَتَوَسَّلُوا ؛ فَإِنَّهُ لَا تُرَدُّ لَهُ دَعْوَةٌ وَ لَا تُخَیَّبُ لَهُ طَلِبَةٌ.
این مرد ، چه نیکو مردی است ! پس به او تمسک جویید ، و به روش او اقتدا کنید و به سوی پروردگارتان به او توسل بجویید؛ زیرا دعای او رد نمیشود و خواستهاش بیپاسخ نمیماند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 10
عَنْ الرِّضَا صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ أَنَّهُ قَالَ: قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ إِلَی آخِرِ الْخَبَرِ.
امام رضا صلیاللهعلیهوآله فرمود: علی بن الحسین(امام سجاد) صلیاللهعلیهوآله گفت: هنگامی که دیدید مردی را... تا آخر حدیث.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 11
وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: یَا مَعْشَرَ شِیعَتِنَا وَ الْمُنْتَحِلِینَ مَوَدَّتَنَا، إِیَّاكُمْ وَ أَصْحَابَ الرَّأْیِ. فَإِنَّهُمْ أَعْدَاءُ السُّنَنِ، تَفَلَّتَتْ مِنْهُمُ الْأَحَادِیثُ أَنْ یَحْفَظُوهَا؛ وَ أَعْیَتْهُمُ السُّنَّةُ أَنْ یَعُوهَا، فَاتَّخَذُوا عِبَادَ اللَّهِ خَوَلًا وَ مَالَهُ دُوَلًا. فَذَلَّتْ لَهُمُ الرِّقَابُ وَ أَطَاعَهُمُ الْخَلْقُ أَشْبَاهُ الْكِلَابِ وَ نَازَعُوا الْحَقَّ أَهْلَهُ وَ تَمَثَّلُوا بِالْأَئِمَّةِ الصَّادِقِینَ؛ وَ هُمْ مِنَ الْكُفَّارِ الْمَلاعِینِ. فَسُئِلُوا عَمَّا لَا یَعْلَمُونَ، فَأَنِفُوا أَنْ یَعْتَرِفُوا بِأَنَّهُمْ لَا یَعْلَمُونَ فَعَارَضُوا الدِّینَ بِآرَائِهِمْ فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا. أَمَا، لَوْ كَانَ الدِّینُ بِالْقِیَاسِ، لَكَانَ بَاطِنُ الرِّجْلَیْنِ أَوْلَی بِالْمَسْحِ مِنْ ظَاهِرِهِمَا.
امیرالمؤمنین(صلیاللهعلیهوآله) میفرمایند: ای گروه شیعیان ما و ای کسانیکه مدعیان دوستی ما هستید، برحذر باشید از اهل رای. چرا که آنها دشمنان سنت هستند، احادیث از دستشان گریخت و نتوانستند آن را حفظ کنند؛ و سنت ایشان را عاجز و درمانده ساخت که آن را بفهمند و درک کنند، پس بندگان خدا را بنده و زیردست خود گرفتند و مالشان را دستبهدست میان خود چرخاندند( تقسیم کردند). پس گردنها در برابرشان خوار شد و مردم مانند سگها از آنان پیروی کردند و حق را از اهلش بازستاندند و خود را مانند امامان راستین جلوه دادند؛ در حالی که از کافران لعنتشده بودند. از آنها درباره چیزی که نمیدانستند پرسیده شد، پس از اینکه اعتراف کنند نمیدانند تکبّر ورزیدند و با رایهای خویش با دین مقابله کردند پس خود گمراه شدند و دیگران را نیز گمراه کردند.آگاه باشید، اگر دین با قیاس (عقلسنجی ظاهری) بود، شایسته تر بود کف پا به جای روی پا مسح شود.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 12
بِالْإِسْنَادِ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِیِّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی : وَ مِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لا یَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِیَّ [سوره بقره، 78]
قَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ : ثُمَّ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی : یَا مُحَمَّدُ وَ مَنْ هَؤُلَاءِ الْیَهُودُ أُمِّیُّونَ لَا یَقْرَءُونَ الْكِتَابَ وَ لَا یَكْتُبُونَ ، كَالْأُمِّیِّ مَنْسُوبٌ إِلَی أُمِّهِ ، أَیْ هُوَ كَمَا خَرَجَ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ لَا یَقْرَأُ وَ لَا یَكْتُبُ . لَا یَعْلَمُونَ الْكِتَابَ الْمُنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ ، وَ لَا الْمُتَكَذَّبَ بِهِ وَ لَایُمَیِّزُونَ بَیْنَهُمَا.
ابومحمّد عسکری(امام حسن عسکری) صلیاللهعلیهوآله از پدرانش در تفسیر آیه: : (بعضى) از آنان بىسوادانى هستند كه كتاب (خدا) را جز خيالات خامى نمىدانند [بقره، 78]
میفرماید: سپس خدای متعال فرمود: ای محمّد، و از اینها یهودیانی هستند که کتاب را نه میخوانند و نه مینویسند، امّی منسوب است به کلمهی ام یعنی مادر ، یعنی همانند شخصی که از شکم مادرش بیرون آمده نه میخواند و نه مینویسد . آنها نه کتاب نازل شده از آسمان را میشناسند ، و نه آن کتابی دروغین را و توانایی تمایز میان آن دو را ندارند.
إِلَّا أَمَانِیَّ، أَیْ إِلَّا أَنْ یُقْرَأَ عَلَیْهِمْ وَ یُقَالَ: هَذَا كِتَابُ اللَّهِ وَ كَلَامُهُ لَا یَعْرِفُونَ إنْ قُرِئَ مِنَ الْكِتَابِ خِلَافُ مَا فِیهِ.
جز آرزوها، یعنی جز اینکه بر آنها خوانده شود و به آنان گفته شود: این کتاب خدا و کلام اوست (به این امید و آرزو باشند که چیزی که بر آنها خوانده میشود کلام خداست) آنها تشخیص نمیدهند اگر چیزی برای آنها خوانده شود و خلاف محتوای داخل کتاب باشد.
وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ؛ أَیْ مَا یَقْرَأُ عَلَیْهِمْ رُؤَسَاؤُهُمْ ، مِنْ تَكْذِیبِ مُحَمَّدٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ فِی نُبُوَّتِهِ وَ إِمَامَةِ عَلِیٍّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ سَیِّدِ عِتْرَتِهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ هُمْ یُقَلِّدُونَهُمْ، مَعَ أَنَّهُ مُحَرَّمٌ عَلَیْهِمْ تَقْلِیدُهُمْ.
فقط در مسیر گمان و خیال واهی قدم برمی دارند یعنی آنان (عوام یهود) از آنچه روئسایشان بر آنان میخوانند ، یعنی تکذیب مقام نبوت حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله و امامت علی صلیاللهعلیهوآله سرور خاندانش صلیاللهعلیهوآله تقلید میکنند(و گمان میبرند که درست است)، با اینکه تقلید از آنان (روءسا) بر ایشان حرام بود.
فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا[سورهبقره، 79] قَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ : قَالَ اللَّهُ تَعَالَی : هَذَا الْقَوْمُ مِنَ الْیَهُودِ كَتَبُوا صِفَةً زَعَمُوا أَنَّهَا صِفَةُ مُحَمَّدٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ ، وَ هِیَ خِلَافُ صِفَتِهِ وَ قَالُوا لِلْمُسْتَضْعَفِینَ مِنْهُمْ : هَذِهِ صِفَةُ النَّبِیِّ الْمَبْعُوثِ فِی آخِرِ الزَّمَانِ؛
پس وای بر کسانی که کتاب را با دستهای خود مینویسند، سپس میگویند: این از نزد خداست، تا آنرا به بهای اندکی بفروشند [سوره بقره، 79] امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: خداوند تعالی فرمود: اینها قومی از یهود بودند که ویژگیها و اوصافی را نوشتند و پنداشتند که آن جزو صفات محمد صلیاللهعلیهوآله است، در حالی که آن بر خلاف صفات حقیقی او بود و به مستضعفان [ناآگاهان در علم دین] خود گفتند: این، صفت پیامبری است که در آخرالزمان برانگیخته خواهد شد؛
أَنَّهُ طَوِیلٌ ، عَظِیمُ الْبَدَنِ وَ الْبَطْنِ ، أَصْهَبُ الشَّعْرِ وَ مُحَمَّدٌ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ بِخِلَافِهِ وَ هُوَ یَجِیءُ بَعْدَ هَذَا الزَّمَانِ، بِخَمْسِمِائَةِ سَنَةٍ وَ إِنَّمَا أَرَادُوا بِذَلِكَ لِتَبْقَی لَهُمْ عَلَی ضُعَفَائِهِمْ رِئَاسَتُهُمْ وَ تَدُومَ لَهُمْ إِصَابَاتُهُمْ وَ یَكُفُّوا أَنْفُسَهُمْ مَئُونَةَ خِدْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ خِدْمَةِ عَلِیٍّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ أَهْلِ خَاصَّتِهِ.
که او بلندقد، درشت اندام با شکمی بزرگ، دارای موهایی سرخگون یا بور(مایل به زرد) میباشد در حالی که محمد صلیاللهعلیهوآله بر خلاف این اوصاف بود و (به دروغ گفتند) او پس از این زمان، پانصد سال دیگر خواهد آمد و هدفشان ادامه دادن و بقاء ریاست و فرمانبری بر ضعیفان و بهره برداری از آنها بود و همچنین برای آنکه خود را از زحمت خدمت به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و خدمت به علیصلیاللهعلیهوآله و یاران خاص او بازدارند.
فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَكْسِبُونَ [سوره بقره، 79] مِنْ هَذِهِ الصِّفَاتِ الْمُحَرَّفَاتِ الْمُخَالِفَاتِ لِصِفَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ عَلِیٍّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ الشِّدَّةُ لَهُمْ مِنَ الْعَذَابِ فِی أَسْوَءِ بِقَاعِ جَهَنَّمَ وَ وَیْلٌ لَهُمْ الشِّدَّةُ مِنَ الْعَذَابِ ثَانِیَةً مُضَافَةً إِلَی الْأُولَی، مِمَّا یَكْسِبُونَهُ مِنَ الْأَمْوَالِ الَّتِی یَأْخُذُونَهَا ، إِذَا ثَبَّتُوا (أعوامهم) عَوَامَّهُمْ عَلَی الْكُفْرِ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ الْجَحْدِ لِوَصِیِّهِ أَخِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَلِیِّ اللَّهِ.
پس خدای عزّوجل فرمود: پس وای بر آنان از آنچه با دستهایشان نوشتند و وای بر آنان از آنچه به دست میآورند [سوره بقره، 79] از این اوصاف تحریفشده و مخالف با صفت محمد صلیاللهعلیهوآله و علی صلیاللهعلیهوآله شدیدترین عذاب برای آنان در بدترین جایگاههای دوزخ خواهد بود و وای بر آنان از شدتی دیگر از عذاب که بر آن عذاب نخست افزوده میشود، به سبب اموالی که به دست میآورند ، وقتی استوار و ثابت میدارند عوام خود بر کفر ورزیدن به محمّد(صلیاللهعلیهوآله) فرستاده خدا و بر انکارِ وصیّ او برادرش علی بن ابیطالب صلیاللهعلیهوآله ولیّ خدا.
ثُمَّ قَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ : قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ : فَإِذَا كَانَ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ مِنَ الْیَهُودِ لَا یَعْرِفُونَ الْكِتَابَ إِلَّا بِمَا یَسْمَعُونَهُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ لَا سَبِیلَ لَهُمْ إِلَی غَیْرِهِ ، فَكَیْفَ ذَمَّهُمْ بِتَقْلِیدِهِمْ وَ الْقَبُولِ مِنْ عُلَمَائِهِمْ؟ وَ هَلْ عَوَامُّ الْیَهُودِ إِلَّا كَعَوَامِّنَا یُقَلِّدُونَ عُلَمَاءَهُمْ؟ فَإِنْ لَمْ یَجُزْ لِأُولَئِكَ الْقَبُولُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ، لَمْ یَجُزْ لِهَؤُلَاءِ الْقَبُولُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ.
سپس امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: مردی به امام صادق صلیاللهعلیهوآله گفت: اگر این قوم یهود کتاب را جز آنچه که از علمای خود شنیده اند نمیشناسند و راهی جز آن(سخن علما) برایشان وجود ندارد، پس چگونه خدا آنان را به سبب تقلید کردن و پذیرفتن از علمایشان نکوهش کرده است؟ و آیا جز این است که عوام یهود همانند عوام ما میباشند که از علمایشان تقلید میکنند؟ پس اگر برای آنان جایز نبوده که از علمایشان بپذیرند، برای اینان نیز جایز نیست که از علمای خود بپذیرند.
فَقَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ : بَیْنَ عَوَامِّنَا وَ عُلَمَائِنَا وَ بَیْنَ عَوَامِّ الْیَهُودِ وَ عُلَمَائِهِمْ فَرْقٌ مِنْ جِهَةٍ وَ تَسْوِیَةٌ مِنْ جِهَةٍ . أَمَّا مِنْ حَیْثُ اسْتَوَوْا، فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ ذَمَّ عَوَامَّنَا بِتَقْلِیدِهِمْ عُلَمَاءَهُمْ،كَمَا ذَمَّ عَوَامَّهُمْ. وَ أَمَّا مِنْ حَیْثُ افْتَرَقُوا فَلَا. قَالَ: بَیِّنْ لِی! یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ(صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ).
پس امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: میان عوام ما و علمای ما و میان عوام یهود و علمای آنان از جهتی تفاوت و از جهتی شباهت وجود دارد . اما شباهت و برابریشان به این سبب است که، خداوند عوام ما را به خاطر تقلید از علمای خود نکوهیده است، همانگونه که عوام آنان(یهود) را از این بابت سرزنش کرده است. ولی از جهتی دیگر با هم تفاوت دارند.(آن مرد) گفت: ای فرزند رسول خدا! برایم روشن کن.
قَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: إِنَّ عَوَامَّ الْیَهُودِ كَانُوا قَدْ عَرَفُوا عُلَمَاءَهُمْ بِالْكَذِبِ الصَّرِیحِ، وَ بِأَكْلِ الْحَرَامِ وَ الرِّشَاءِ، وَ بِتَغْیِیرِ الْأَحْكَامِ عَنْ وَاجِبِهَا بِالشَّفَاعَاتِ وَ الْعِنَایَاتِ وَ الْمُصَانَعَاتِ.
وَ عَرَفُوهُمْ بِالتَّعَصُّبِ الشَّدِیدِ الَّذِی یُفَارِقُونَ بِهِ أَدْیَانَهُمْ، وَ أَنَّهُمْ إِذَا تَعَصَّبُوا أَزَالُوا حُقُوقَ مَنْ تَعَصَّبُوا عَلَیْهِ، وَ أَعْطَوْا مَا لَا یَسْتَحِقُّهُ مَنْ تَعَصَبُّوا لَهُ مِنْ أَمْوَالِ غَیْرِهِمْ وَ ظَلَمُوهُمْ مِنْ أَجْلِهِمْ وَ عَرَفُوهُمْ یُقَارِفُونَ الْمُحَرَّمَاتِ، وَ اضْطُرُّوا بِمَعَارِفِ قُلُوبِهِمْ.
سپس امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: بیگمان عوام یهود، عالمان خود را به دروغِ آشکار، و خوردن حرام و رشوه، و به دگرگونکردنِ احکام از جایگاهِ واجبشان بهسببِ شفاعتها و عنايت و تملّق و چاپلوسى میشناختند.
و شناخته بودند آنان(عوام یهود) علمای خود را به تعصب شدیدی که در دینشان نبود [یعنی نسبت به دین خود تعصبی به خرج میدادند که در دینشان نبوده و این تعصب باعث میشد که ادیان دیگر را نپذیرند]، و اینکه هرگاه تعصب میورزیدند حقوق کسی را که علیه او تعصب داشتند از بین میبردند، و میدادند از اموال دیگران به ناروا به کسانی که به آنان تعصب داشتند در حالی که سزاوار آن نبودند و به خاطر ایشان بر دیگران ظلم میکردند. و میدانستند که آن عالمان مرتکب محرّمات میشوند، و ناچارا از ته دل حقیقت را میدانستند.
****إِلَی أَنَّ مَنْ فَعَلَ مَا یَفْعَلُونَهُ فَهُوَ فَاسِقٌ، لَا یَجُوزُ أَنْ یُصَدَّقَ عَلَی اللَّهِ وَ لَا عَلَی الْوَسَائِطِ بَیْنَ الْخَلْقِ وَ بَیْنَ اللَّهِ.
تا آنجایی که هر کس کارهایی مانند کارهای آنان انجام دهد فاسق است، جایز نیست که(سخن او) درباره خدا و یا دربارهی واسطههای میان خلق و خدا تصدیق شود.
فَلِذَلِكَ ذَمَّهُمْ، لِمَا قَلَّدُوا مَنْ قَدْ عَرَفُوا، وَ مَنْ قَدْ عَلِمُوا أَنَّهُ لَا یَجُوزُ قَبُولُ خَبَرِهِ وَ لَا تَصْدِیقُهُ فِی حِكَایَاتِهِ، وَ لَا الْعَمَلُ بِمَا یُؤَدِّیهِ إِلَیْهِمْ عَمَّنْ لَمْ یُشَاهِدُوهُ؛ وَ وَجَبَ عَلَیْهِمُ النَّظَرُ بِأَنْفُسِهِمْ فِی أَمْرِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ ، إِذْ كَانَتْ دَلَائِلُهُ أَوْضَحَ مِنْ أَنْ تَخْفَی وَ أَشْهَرَ مِنْ أَنْ لَا تَظْهَرَ لَهُمْ.
پس به همین دلیل آنان(یهود) نکوهش شدند، زیرا تقلید کردند از کسانی که خود میدانستند، و شناخته بودند که پذیرفتن خبرشان و تصدیق روایاتشان جایز نیست، و به آنچه که از کسانی نقل شده که آنها را ندیدهاند نباید عمل کنند؛ و بر آنان واجب شده بود که خودشان در امر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله تحقیق کنند، زیرا دلایل او روشنتر از آن بود که پنهان بماند و آشکارتر از آن بود که برایشان ظاهر نشود.
وَ كَذَلِكَ عَوَامُّ أُمَّتِنَا، إِذَا عَرَفُوا مِنْ فُقَهَائِهِمُ الْفِسْقَ الظَّاهِرَ وَ الْعَصَبِیَّةَ الشَّدِیدَةَ وَ التَّكَالُبَ عَلَی حُطَامِ الدُّنْیَا وَ حَرَامِهَا، وَ إِهْلَاكِ مَنْ یَتَعَصَّبُونَ عَلَیْهِ وَ إِنْ كَانَ لِإِصْلَاحِ أَمْرِهِ مُسْتَحِقّاً، وَ التَّرَفْرُفِ بِالْبِرِّ وَ الْإِحْسَانِ عَلَی مَنْ تَعَصَّبُوا لَهُ وَ إِنْ كَانَ لِلْإِذَلَالِ وَ الْإِهَانَةِ مُسْتَحِقّاً.
فَمَنْ قَلَّدَ مِنْ عَوَامِّنَا مِثْلَ هَؤُلَاءِ الْفُقَهَاءِ، فَهُمْ مِثْلُ الْیَهُودِ الَّذِینَ ذَمَّهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِالتَّقْلِیدِ لِفَسَقَةِ فُقَهَائِهِمْ.
و همچنین عوام امت ما، وقتی از فقهای خود فسق آشکار و تعصب شدید و حرص بر گردآوری مال دنیوی و حرام آن ببینید، و همچنین(از علمای خود ببینند که در صدد) نابود کردن کسی هستند که برعلیه او تعصب دارند در حالیکه شایسته اصلاح و بهبود وضعش باشد، و نیکی و احسان میکنند بر کسی که به نفع او تعصب دارند درحالیکه سزاوار خواری و اهانت باشد.
در اینصورت هر کس از عوام ما از چنین فقهایی تقلید کند، همانند یهودیانیاند که خداوند به خاطر تقلید از فقهای فاسقشان، آنان را نکوهید.
فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ، فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ؛ وَ ذَلِكَ لَا یَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ، لَا جَمِیعَهُمْ.
اما هر فقیهی که نفس خویش را نگه میدارد(از آلودگیها)، و دینش را پاس دارد و با هوای نفس خود مخالفت کند و فرمان مولای خود را اطاعت مینماید، بر عوام لازم است که از او تقلید کنند؛ و چنین ویژگیهایی تنها در برخی از فقهای شیعه یافت میشود، نه در همهی آنان.
فَأَمَّا مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ فَسَقَةِ فُقَهَاءِ الْعَامَّةِ، فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَیْئاً وَ لَا كَرَامَةَ، وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِیطُ فِیمَا یُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ لِذَلِكَ، لِأَنَّ الْفَسَقَةَ یَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَیُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ، وَ یَضَعُونَ الْأَشْیَاءَ عَلَی غَیْرِ وُجُوهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ، وَ آخَرِینَ یَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَیْنَا؛ لِیَجُرُّوا مِنْ عَرَضِ الدُّنْیَا مَا هُوَ زَادُهُمْ إِلَی نَارِ جَهَنَّمَ.
اما از هرکس كه مرتكب عملى قبيح و فاحش همچون فقهاى فاسق عامه گردد، هرچیز که از ما گویند را نپذیرید و ارزشی برایشان قائل نشوید، و همانا به همین دلیل است که در آنچه از ما اهلبیت نقل میشود آمیختگی و آشفتگی بسیار پدید آمده است، زیرا فاسقان از ما روایت میکنند و از سر جهل آن را تمام تحریف میکنند، و به خاطر کمی معرفتشان موارد را در غیر جایگاه اصلی خود قرارمیدهند، و برخی دیگر عمداً بر ما دروغ میبندند؛ تا از متاع دنیا چیزی به دست آورند که همان شعله های جهنم را بر ایشان میافزاید.
وَ مِنْهُمْ قَوْمٌ نُصَّابٌ لَا یَقْدِرُونَ عَلَی الْقَدَحِ فِینَا، فَیَتَعَلَّمُونَ بَعْضَ عُلُومِنَا الصَّحِیحَةِ فَیَتَوَجَّهُونَ بِهِ عِنْدَ شِیعَتِنَا وَ یَنْتَقِصُونَ بِنَا عِنْدَ نُصَّابِنَا، ثُمَّ یُضِیفُونَ إِلَیْهِ أَضْعَافَهُ وَ أَضْعَافَ أَضْعَافِهِ مِنَ الْأَكَاذِیبِ عَلَیْنَا الَّتِی نَحْنُ بُرَآءُ مِنْهَا، فَیَقْبَلُهُ الْمُسْتَسْلِمُونَ مِنْ شِیعَتِنَا عَلَی أَنَّهُ مِنْ عُلُومِنَا، فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا.
و از میان آنان گروهی ناصبی هستند که توانایی عیبجویی و ضربه زدن به ما(اهلبیت) را ندارند، پس بخشی از علوم صحیح ما را میآموزند و با آن نزد شیعیان ما اعتبار مییابند و نزد دشمنان از ما عیب جویی میکنند، سپس چندین برابر آن دروغ و حتی چندین برابرِ چندین برابرش دروغهایی بر ما میافزایند که ما از آنها بیزاریم، پس آن شیعیانی از ما که کاملا مطیع و
تسلیمند (چون گمان میبرند که این مطالب) از علوم ماست آن را میپذیرند، پس اینان خود گمراه شده و دیگران را نیز گمراه ساختند.
وَ هُمْ أَضَرُّ عَلَی ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا مِنْ جَیْشِ یَزِیدَ عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ أَصْحَابِهِ، فَإِنَّهُمْ یَسْلُبُونَهُمُ الْأَرْوَاحَ وَ الْأَمْوَالَ، وَ هَؤُلَاءِ عُلَمَاءُ السَّوْءِ النَّاصِبُونَ الْمُتَشَبِّهُونَ بِأَنَّهُمْ لَنَا مُوَالُونَ وَ لِأَعْدَائِنَا مُعَادُونَ یُدْخِلُونَ الشَّكَّ وَ الشُّبْهَةَ عَلَی ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا، فَیُضِلُّونَهُمْ وَ یَمْنَعُونَهُمْ عَنْ قَصْدِ الْحَقِّ الْمُصِیبِ.
و زيان و ضرر اين افراد بر شيعيان ضعيف ما از لشكر يزيد(لعنت خدا بر او باد) که بر علیه حسين بن علىّ صلیاللهعلیهوآله و أصحاب آن حضرت(جنگیدند) بيشتر است، زیرا(لشکر یزید) جانها و اموال را از آنان گرفتند، اما این علمای بدکار ناصبی که وانمود میکنند دوستدار ما و دشمنِ دشمنان ما هستند شک و شبهه را بر(دل و فکر) شیعیان ضعیف ما وارد میسازند، پس ایشان را گمراه میکنند و از راه یافتن به حق بازمیدارند.
لَا جَرَمَ أَنَّ مَنْ عَلِمَ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْعَوَامِّ أَنَّهُ لَا یُرِیدُ إِلَّا صِیَانَةَ دِینِهِ وَ تَعْظِیمَ وَلِیِّهِ، لَمْ یَتْرُكْهُ فِی یَدِ هَذَا الْمُتَلَبِّسِ الْكَافِرِ، وَ لَكِنَّهُ یُقَیِّضُ لَهُ مُؤْمِناً یَقِفُ بِهِ عَلَی الصَّوَابِ، ثُمَّ یُوَفِّقُهُ اللَّه لِلْقَبُولِ مِنْهُ، فَیَجْمَعُ اللَّهُ لَهُ بِذَلِكَ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ یَجْمَعُ عَلَی مَنْ أَضَلَّهُ لَعْنَ الدُّنْیَا وَ عَذَابَ الْآخِرَةِ.
بیتردید از میان عوام آنکس که خدا بداند که در دلش قصدی جز حفظ دین خود و بزرگداشت ولیّ خود نیست، او را در دست این عالمِ بدکارِ پوشاننده حقیقت و کافر رها نمیکند، بلکه برای او مؤمنی را برایش برانگیزد که او را بر راه درست آگاه گرداند، سپس خداوند به او توفیق پذیرفتن سخنان آن مومن را میدهد، پس خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او جمع میکند و لعنت دنیا و عذاب آخرت را بر آن کس که او را گمراه کرده است فراهم میآورد.
ثُمَّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: شِرَارُ عُلَمَاءِ أُمَّتِنَا الْمُضِلُّونَ عَنَّا الْقَاطِعُونَ لِلطُّرُقِ إِلَیْنَا، الْمُسَمُّونَ أَضْدَادَنَا بِأَسْمَائِنَا الْمُلَقِّبُونَ أَنْدَادَنَا بِأَلْقَابِنَا. یُصَلُّونَ عَلَیْهِمْ وَ هُمْ لِلَّعْنِ مُسْتَحِقُّونَ، وَ یَلْعَنُونَّا وَ نَحْنُ بِكَرَامَاتِ اللَّهِ مَغْمُورُونَ، وَ بِصَلَوَاتِ اللَّهِ وَ صَلَوَاتِ مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ عَلَیْنَا عَنْ صَلَوَاتِهِمْ عَلَیْنَا مُسْتَغْنُونَ.
سپس فرمود: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: بدترین علمای امت ما آنانند که مردم را از ما گمراه میکنند و راههای رسیدن به ما را میبندند، آنان که دشمنان ما را با نامهای ما مینامند و همتایان دروغین ما را با لقبهای ما لقب میدهند. بر آنان درود میفرستند در حالی که سزاوار لعنتاند، و ما را لعنت میکنند در حالی که ما در کرامتهای خدا غوطهوریم، و با درودهای خدا و درودهای فرشتگان مقرّبش بر ما از درودهای آنان بینیازیم.
ثُمَّ قَالَ: قِیلَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: مَنْ خَیْرُ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَ أَئِمَّةِ الْهُدَی وَ مَصَابِیحِ الدُّجَی؟
قَالَ: الْعُلَمَاءُ إِذَا صَلَحُوا.
سپس فرمود: به امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله گفته شد: پس از ائمهی هدی و چراغ های فروزان در تاریکیها چه کسی بهترین خلق خداست؟
فرمود: عالمان، آنگاه که صالح باشند.
قیلَ: وَ مَنْ شَرُّ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَ إِبْلِیسَ وَ فِرْعَوْنَ وَ نُمْرُودَ وَ بَعْدَ الْمُتَسَمِّینَ بِأَسْمَائِكُمْ وَ بَعْدَ الْمُتَلَقِّبِینَ بِأَلْقَابِكُمْ وَ الْآخِذِینَ لِأَمْكِنَتِكُمْ وَ الْمُتَأَمِّرِینَ فِی مَمَالِكِكُمْ؟
قَالَ: الْعُلَمَاءُ إِذَا فَسَدُوا، هُمُ الْمُظْهِرُونَ لِلْأَبَاطِیلِ الْكَاتِمُونَ لِلْحَقَائِقِ وَ فِیهِمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ إِلَّا الَّذِینَ تابُوا [سوره بقره، 159] الْآیَةَ.
گفته شد: پس از ابلیس و فرعون و نمرود چه کسی بدترینِ خلق خداست و پس از آن کسانیکه خود را به نامهای شما نامیدهاند و به لقبهای شما لقب گرفتهاند و جایگاههای شما را گرفته و در سرزمینهایتان حکم فرمایی میکنند؟
فرمود: عالمان، آنگاه که فاسد شوند، آنان کسانیاند که باطلها را آشکار میسازند و حقایق را پنهان میکنند و درباره آنان خدای عزّوجلّ فرموده است: آنان کسانیاند که خدا لعنتشان میکند و لعنتکنندگان نیز لعنتشان میکنند، مگر کسانی که توبه کنند. [سوره بقره، 159]
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 13
عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَ لِی كِتَاباً سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْكَلَتْ عَلَیَّ.
اسحاق بن یعقوب میگوید: من از محمّد بن عثمان رحمه اللّٰه درخواست کردم نامهام را که در آن دربارهی مسائلی که بر من دشوار شده بود پرسیده بودم، به امام برساند.
فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ: وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ. الْخَبَرَ.
پس توقیعی با دستخط مولایمان صاحبالزمان عجلاللهتعالیفرجه(به دستم) رسید که در آن آمده بود: اما در رخدادهای پیشآمده، به راویان حدیث ما رجوع کنید، که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 14
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ أَنَّهُ قَالَ: أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ، فَجَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً، عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ، ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ نَحْنُ
از امام صادق صلیاللهعلیهوآله (نقل شده که) فرمودند: خداوند نخواسته که کارها جز از راه سببها جریان یابد، پس برای هر سببی توضیحی قرار داد و برای هر توضیحی دانشی و برای هر دانشی بابی زنده و گویا(انسانی که آن را توضیح میدهد)، که هرکس اهل معرفت باشد آن را میشناسد و هرکس نادان و جاهل باشد آن را نمیشناسد، و آن(باب ناطق) رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و ما(اهلبیت) هستیم.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 15
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ، فَجَعَلَ لِكُلِّ شَیْ ءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ مِفْتَاحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ مِفْتَاحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً، مَنْ عَرَفَهُ عَرَفَ اللَّهَ، وَ مَنْ أَنْكَرَهُ أَنْكَرَ اللَّهَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ) وَ نَحْنُ.
امام صادق صلیاللهعلیهوآله فرمود: خداوند ابا دارد (نمیپسندد و اجازه نمیدهد) که امور و پدیدهها جریان یابند مگر از راه اسباب و علل آن، پس برای هر چیزی سببی و برای هر سببی شرحی و برای هر شرحی کلیدی و برای هر کلیدی دانشی و برای هر دانشی باب ناطقی قرار داد، هر کس که او را بشناسد خدا را شناخته است، و هر که او را انکار کند خدا را انکار کرده است، (که آن باب ناطق)همان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و ما (امامان) هستیم.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 16
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ یُقَالُ لَهُ عُثْمَانُ الْأَعْمَی وَ هُوَ یَقُولُ: إِنَّ الْحَسَنَ الْبَصْرِیَّ یَزْعُمُ أَنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ الْعِلْمَ یُؤْذِی رِیحُ بُطُونِهِمْ أَهْلَ النَّارِ.
عبدالله بن سلیمان میگوید: شنیدم که مردی از اهل بصره به نام عثمان اَعمی نزد اباجعفر(امام محمد باقر) صلیاللهعلیهوآله گفت: حسن بصری بر این باور است که کسانی که دانش را پنهان میکنند، بوی شکمهایشان اهل دوزخ را آزار میدهد.
فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: فَهَلَكَ إِذاً مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ! وَ مَا زَالَ الْعِلْمُ مَكْتُوماً، مُنْذُ بَعَثَ اللَّهُ نُوحاً صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ. فَلْیَذْهَبِ الْحَسَنُ یَمِیناً وَ شِمَالًا، فَوَ اللَّهِ مَا یُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا هَاهُنَا.
اباجعفر(امام محمد باقر) صلیاللهعلیهوآله فرمود: پس اگر چنین باشد؛ مؤمنِ آلِ فرعون هلاک میشد! و حال آنکه از زمانی که خدا نوح صلیاللهعلیهوآله را برانگیخت، دانش همواره پوشیده بوده است. بگذار حسن به راست و چپ برود[این عبارت کنایه از سرگردانی و حرکت بی ثمر است]، به خدا سوگند دانش جز در اینجا یافت نمیشود.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 17
عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُولُ وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَقَالَ: إِنَّ عُثْمَانَ الْأَعْمَی یَرْوِی عَنِ الْحَسَنِ أَنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ الْعِلْمَ تُؤْذِی رِیحُ بُطُونِهِمْ أَهْلَ النَّارِ. قَالَ أَبُوجَعْفَرٍصَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: فَهَلَكَ إِذاً مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ، كَذَبُوا! إِنَّ ذَلِكَ مِنْ فُرُوجِ الزُّنَاةِ وَ مَا زَالَ الْعِلْمُ مَكْتُوماً قَبْلَ قَتْلِ ابْنِ آدَمَ. فَلْیَذْهَبِ الْحَسَنُ یَمِیناً وَ شِمَالًا لَا یُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا عِنْدَ أَهْلِ بَیْتٍ نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ.
سلیمان بن خالد میگوید: شنیدم اباجعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله میفرمود و مردی از اهل بصره از ایشان پرسید و گفت: عثمان اَعمی از حسن نقل میکند که کسانی که دانش را پنهان میکنند، بوی شکمهایشان اهل دوزخ را آزار میدهد.
اباجعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله فرمودند: پس اگر چنین باشد، مؤمنِ آل فرعون نابود میشد! دروغ میگویند! آن(بوی بد) از فرجهای زناکاران است و دانش از همان پیش از کشته شدن پسر آدم همواره پوشیده بوده است. بگذار حسن به راست و چپ برود؛ علم یافت نمیشود جز نزد اهل بیت(علیهم السلام) که جبرئیل بر آنان فرود میآمد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 18
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: قَالَ لِی إِنَّ الْحَكَمَ بْنَ عُتَیْبَةَ مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ[سوره بقره، 8] فَلْیُشَرِّقِ الْحَكَمُ وَ لْیُغَرِّبْ، أَمَا وَ اللَّهِ؛ لَا یُصِیبُ الْعِلْمَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ(صَلواتاللّٰهُعَلَیْهِمْاجمعین) نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ.
ابی عبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله فرمود: حَکَم بن عُتیبة از کسانی است که خداوند دربارهشان فرموده: و از مردم کسانی هستند که میگویند به خدا و به روز واپسین ایمان آوردیم، در حالی که ایمان نیاوردهاند[سوره بقره، 8]. بگذار حکم(بن عتیبه) به شرق یا غرب برود، آگاه باشید؛ به خدا سوگند علم به دست نمیآید مگر از اهلبیت(صلواتاللهعلیهماجمعین) که از جبرئیل بر آنان نازل شده است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 19
عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ عَنْ شَهَادَةِ وَلَدِ الزِّنَا تَجُوزُ؟ قَالَ: لَا.
فَقُلْتُ: إِنَّ الْحَكَمَ بْنَ عُتَیْبَةَ یَزْعُمُ أَنَّهَا تَجُوزُ. فَقَالَ: اللَّهُمَّ لَا تَغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ! مَا قَالَ اللَّهُ لِلْحَكَمِ: إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ [سوره زخرف، آیهی 44] فَلْیَذْهَبِ الْحَكَمُ یَمِیناً وَ شِمَالًا؛ فَوَ اللَّهِ لَا یُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ(صَلواتاللّٰهُعَلَیْهِمْاجمعین) نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ.
ابو بصیر میگوید: از اباجعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله پرسیدم: آیا شهادت زنا زاده پذیرفته است؟ فرمود: نه.
گفتم: حَکَم بن عُتیبة گمان میبرد که شهادتش پذیرفته است. امام فرمود: خدایا، گناهش را هرگز نیامرز! آیا خداوند به حکم نفرموده است: بیگمان این[قرآن] یادآوری است برای تو و قومت و بهزودی بازخواست خواهید شد[سوره زخرف، آیهی 44] بگذار حکم به راست و چپ برود؛ به خدا سوگند دانش یافت نمیشود مگر نزد اهلبیت(صلواتاللهعلیهماجمعین) که جبرئیل بر آنان نازل شده است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 20
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ لِسَلَمَةَ بْنِ كُهَیْلٍ وَ الْحَكَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ: شَرِّقَا وَ غَرِّبَا، لَنْ تَجِدَا عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیْئاً یَخْرُجُ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.
ابوجعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله به سَلَمة بن کُهَیل و حَکَم بن عُتیبة فرمود: به شرق و غرب بروید، هرگز دانشی درست نخواهید یافت مگر آنچه از نزد ما اهلبیت بیرون آید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 21
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِینَاراً، وَ إِنَّمَا وَرَّثُوا أَحَادِیثَ مِنْ أَحَادِیثِهِمْ، فَمَنْ أَخَذَ شَیْئاً مِنْهَا، فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً.
ابی عبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله فرمود: عالمان وارثان پیامبراناند، و به این دلیل است که پیامبران درهم و دینار به ارث نمیگذارند، بلکه سخنانی از گفتارهای خود را به میراث میگذارند، پس هر که بهرهای از آن را برگرفت، به بهرهای فراوان دست یافته است.
فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَهُ، فَإِنَّ فِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ(صَلواتاللّٰهُعَلَیْهِمْاجمعین) فِی كُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا؛ یَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِینَ وَ تَأْوِیلَ الْجَاهِلِینَ.
پس بنگرید دانش خود را از چه کسی میگیرید، چرا که در میان ما اهلبیت (صلواتاللهعلیهماجمعین)، در هر نسلی افراد عادل و(درستکاری) هستند؛ که از آن(دین/دانش) تحریف افراطکنندگان و ادعای باطلگرایان و تفسیرهای نادانان را دور میسازند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 22
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: یَحْمِلُ هَذَا الدِّینَ فِی كُلِّ قَرْنٍ عُدُولٌ، یَنْفُونَ عَنْهُ تَأْوِیلَ الْمُبْطِلِینَ وَ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ وَ انْتِحَالَ الْجَاهِلِینَ كَمَا یَنْفِی الْكِیرُ خَبَثَ الْحَدِیدِ.
امام صادق صلیاللهعلیهوآله از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نقل میکنند که فرموده اند: در هر دوره و قرنی افراد عادلی دین را حمل میکنند، آنان تفسیر باطلگرایان و تحریف افراطکنندگان و ادعای نادانان را همانگونه که کوره ناخالصی آهن را از بین میبرد (از دین) میزدایند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 23
عَنِ الثُّمَالِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللَّهِ؟[سوره قصص، 50] قَالَ: عَنَی اللَّهُ بِهَا مَنِ اتَّخَذَ دِینَهُ رَأْیَهُ، مِنْ غَیْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَی.
ثُمالی میگوید: از اباجعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله درباره این سخن خداوند عزوجل پرسیدم: و کیست گمراهتر از کسی که بیهیچ راهنمایی از سوی خدا، از هوای نفس خود پیروی میکند؟[سوره قصص، 50] فرمود: مقصود خداوند کسی است که دین خود را بر پایه رأی شخصی خود بنا نهد، بیآنکه امام و پیشوایی از ائمهی هدی داشته باشد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 24
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَانَ اللَّهَ بِغَیْرِ سَمَاعٍ عَنْ صَادِقٍ، أَلْزَمَهُ اللَّهُ التِّیهَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
از ابی جعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله روایت شده که فرمودند: هر کس خدا را بپرستد بیآنکه از فرد صادق و راستگویی شنیده باشد، خداوند او را تا روز قیامت در سرگردانی نگاه خواهد داشت.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 25
عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: فَمَنِ اتَّبَعَ هُدایَ فَلا یَضِلُّ وَ لا یَشْقی[سوره طه، 123].
قَالَ: مَنْ قَالَ بِالْأَئِمَّةِ وَ اتَّبَعَ أَمْرَهُمْ وَ لَمْ یَجُزْ طَاعَتَهُمْ.
علی بن عبدالله میگوید: پرسید مردی از امام[باقر یا صادق] صلیاللهعلیهوآله درباره سخن خداوند عزوجل که میفرماید: پس هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه میشود و نه به تیرهروزی میافتد. [سوره طه، 123]
امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: مقصود کسی است که به امامان باور دارد و از فرمانشان پیروی کند و از طاعت آنان سرپیچی نکند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 26
عَنْ جَابِرٍ اَلْجُعْفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُولُ: إِنَّ لَنَا أَوْعِیَةً نَمْلَؤُهَا عِلْماً وَ حُكْماً وَ لَیْسَتْ لَهَا بِأَهْلٍ فَمَا نَمْلَؤُهَا إِلَّا لِتُنْقَلَ إِلَی شِیعَتِنَا.
فَانْظُرُوا إِلَی مَا فِی الْأَوْعِیَةِ فَخُذُوهَا ثُمَّ صَفُّوهَا مِنَ الْكُدُورَةِ، تَأْخُذُونَهَا بَیْضَاءَ نَقِیَّةً صَافِیَةً وَ إِیَّاكُمْ وَ الْأَوْعِیَةَ؛ فَإِنَّهَا وِعَاءُ سَوْءٍ فَتَنَكَّبُوهَا.
از جابر جعفی نقل شده که از اباجعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله شنیدم که میفرمود: برای ما ظرفهایی است که آن را از دانش و حکمت پُر میکنیم، ولی شایستهی آن [دانش] نیستند و ما آن را پُر نمیکنیم مگر برای آنکه به شیعیانمان منتقل شود.
پس به آنچه در این ظرفهاست بنگرید و آن را برگیرید و از آلودگی بپیرایید، تا آن را روشن پاک و خالص بیابید و بر شما باد که از خود ظرفها بپرهیزید؛ زیرا آن ظرف جایگاهی بد است پس از آن دوری کنید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 27
و منه قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُول: اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنْ مَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَ إِیَّاكُمْ وَ الْوَلَائِجَ فِیهِمُ الصَّدَّادُونَ عَنِ اللَّهِ.
ثُمَّ قَالَ ذَهَبَ الْعِلْمُ، وَ بَقِیَ غُبَّرَاتُ الْعِلْمِ فِی أَوْعِیَةِ سَوْءٍ، فَاحْذَرُوا بَاطِنَهَا فَإِنَّ فِی بَاطِنِهَا الْهَلَاكَ وَ عَلَیْكُمْ بِظَاهِرِهَا، فَإِنَّ فِی ظَاهِرِهَا النَّجَاةَ.
از(جابر جعفی) نقل شده که گوید از امام صادق صلیاللهعلیهوآله شنیدم که فرمود: دانش را از معدن دانش بجویید، و از بیگانگانی که در میان آنان راه یافتهاند و مردم را از خدا بازمیدارند دوری کنید.
سپس فرمود: دانش(حقیقی از بین) رفته است، و تنها غبارهایی از دانش در ظرفهای بد باقی مانده است، پس از باطن آن بپرهیزید که در باطنش نابودی است و به ظاهرش روی آورید، که در ظاهرش رستگاری است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 28
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: إِنَّ الْحِكْمَةَ لَتَكُونُ فِی قَلْبِ الْمُنَافِقِ، فَتَجَلْجَلُ فِی صَدْرِهِ حَتَّی یُخْرِجَهَا، فَیُوعِیَهَا الْمُؤْمِنُ وَ تَكُونُ كَلِمَةُ الْمُنَافِقِ فِی صَدْرِ الْمُؤْمِنِ، فَتَجَلْجَلُ فِی صَدْرِهِ حَتَّی یُخْرِجَهَا فَیَعِیَهَا الْمُنَافِقُ.
از ابی عبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله نقل شده که فرمودند: حکمت(گاهی) در دل منافق قرار میگیرد، و در سینهاش به اضطراب میافتد تا آن را بیرون کند، پس مؤمن آن را فرامیگیرد و سخنی از منافق گاه در سینه مؤمن جای میگیرد، پس در سینهاش به اضطراب میافتد تا آن را بیرون کند و منافق آن را فرامیگیرد و به خاطر میسپارد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 29
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: إِنَّ رَجُلًا دَخَلَ عَلَی أَبِی صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ فَقَالَ: إِنَّكُمْ أَهْلُ بَیْتِ رَحْمَةٍ اخْتَصَّكُمُ اللَّهُ بِذَلِكَ.
قَالَ: نَحْنُ كَذَلِكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ؛ لَمْ نُدْخِلْ أَحَداً فِی ضَلَالَةٍ وَ لَمْ نُخْرِجْ أَحَداً مِنْ بَابِ هُدًی، نَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ نُضِلَّ أَحَداً.
از ابی عبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله نقل شده که فرمودند: مردی بر پدرم(امام باقر صلیاللهعلیهوآله) وارد شد و گفت: شما خاندان رحمتید، خداوند شما را به این ویژگی اختصاص داده است.
امام فرمود: آری، ما چنینایم و سپاس خدا را؛ که هیچکس را به گمراهی وارد نکردیم و هیچکس را از درب هدایت بیرون نراندیم، پناه میبریم به خداوند از اینکه کسی را گمراه کنیم.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 30
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ، فَقَدْ عَبَدَهُ. فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِیسَ، فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ.
از ابی جعفر دوم(امام جواد) صلیاللهعلیهوآله(روایت است که) فرمودند: هرکس به سخنگویی گوش فرادهد، در حقیقت او را پرستیده است. پس اگر آن سخنگو از خدا سخن میگوید، شنونده خدا را پرستیده است و اگر آن سخنگو از زبان ابلیس سخن میگوید،(آن شخص) ابلیس را پرستیده است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 31
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: أَمَا! إِنَّهُ لَیْسَ عِنْدَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ، حَقٌّ وَ لَا صَوَابٌ إِلَّا شَیْءٌ أَخَذُوهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ، وَ لَا أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ یَقْضِی بِحَقٍّ وَ عَدْلٍ وَ صَوَابٍ؛ إِلَّا مِفْتَاحُ ذَلِكَ الْقَضَاءِ وَ بَابُهُ وَ أَوَّلُهُ وَ سَبَبُهُ عَلِیُّبْنُ أَبِی طَالِبٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ. فَإِذَا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِمُ الْأُمُورُ؛ كَانَ الْخَطَأُ مِنْ قِبَلِهِمْ إِذَا أَخْطَئُوا، وَ الصَّوَابُ مِنْ قِبَلِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ.
از ابی جعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله نقل است که فرمودند: آگاه باشید! نزد هیچیک از مردم، حق و درستیای نیست مگر آن چیزی که از ما اهلبیت گرفته باشند، و هیچکس از مردم به حق و عدالت و درستی داوری نمیکند؛ مگر اینکه کلید آن داوری و دروازهاش و آغازش و سببش علی بن ابیطالب صلیاللهعلیهوآله است. پس هرگاه امور بر آنان مشتبه گردد؛ اگر به خطا روند خطا از جانب خودشان است، و (اگر درست عمل کنند) درستی از جانب علیبن ابیطالب صلیاللهعلیهوآله است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 32
عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ فُضَیْلٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُولُ: كُلُّ مَا لَمْ یَخْرُجْ مِنْ هَذَا الْبَیْتِ، فَهُوَ بَاطِلٌ.
از فُضَیل نقل است که گوید از اباجعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله شنیدم که فرمودند: هر چیزی که از این خانه(اهلبیت) بیرون نیامده باشد، باطل است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 33
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ مِنْ عِلْمِ اللَّهِ عَلِمْنَا، وَ مِنْ حُكْمِهِ أَخَذْنَا وَ مِنْ قَوْلِ الصَّادِقِ سَمِعْنَا، فَإِنْ تَتَّبِعُونَا تَهْتَدُوا.
از ابی جعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله نقل است که فرمودند: ما خاندانی هستیم که از دانش خدا به دانش و آگاهی رسیدهایم، و از حکم او برگرفتهایم و از سخن فردی راستگو شنیدهایم، پس اگر از ما پیروی کنید هدایت مییابید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 34
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ. فَقَالَ لِی رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ: سَلْهُ عَنْ قَوْلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: سَلُونِی عَمَّا شِئْتُمْ، وَ لَا تَسْأَلُونَنِی عَنْ شَیْ ءٍ إِلَّا أَنْبَأْتُكُمْ بِهِ.
از زراره نقل شده که گوید نزد ابی جعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله بودم. مردی از اهل کوفه به من گفت: از امام درباره سخن امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله بپرس که فرموده اند: از من هر چه میخواهید بپرسید، و چیزی از من نمیپرسید مگر اینکه شما را از آن آگاه کنم.
قَالَ: فَسَأَلْتُهُ. فَقَالَ: إِنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ عِنْدَهُ عِلْمُ شَیْءٍ، إِلَّا خَرَجَ مِنْ عِنْدِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ. فَلْیَذْهَبِ النَّاسُ حَیْثُ شَاءُوا، فَوَ اللَّهِ؛ لَیَأْتِیَنَّ الْأَمْرُ هَاهُنَا وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ.
گفت: پس (من دربارهی این سخن) از ایشان پرسیدم. امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: هیچکس نسبت به چیزی از نزد خود علمی ندارد؛ مگر اینکه از نزد امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله بیرون آمده باشد. پس بگذارید مردم هر کجا که میخواهند بروند، به خدا سوگند؛ همانا امر از اینجا میآید و با دست خود به سینهاش اشاره کرد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 35
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: إِنَّهُ لَیْسَ عِنْدَ أَحَدٍ مِنْ حَقٍّ وَ لَا صَوَابٍ، وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ یَقْضِی بِقَضَاءٍ یُصِیبُ فِیهِ الْحَقَّ، إِلَّا مِفْتَاحُهُ عَلِیٌّ(صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ) فَإِذَا تَشَعَّبَتْ بِهِمُ الْأُمُورُ، كَانَ الْخَطَأُ مِنْ قِبَلِهِمْ وَ الصَّوَابُ مِنْ قِبَلِهِ، أَوْ كَمَا قَالَ.
محمد بن مسلم نقل میکند که از(ابی جعفر)امام باقر صلیاللهعلیهوآله شنیدم که فرمودند: همانا نزد هیچکس حق و درستیای نیست، و هیچکس از مردم حکمی صادر نمیکند که به حق منتهی گردد، مگر اینکه کلیدش علی(صلیاللهعلیهوآله) است، پس هرگاه کارها بر آنان پیچیده و پراکنده شود، خطا از جانب خودشان است و درستی از جانب او میباشد، یا همانطور که گفته شد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 36
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُولُ: أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ عِنْدَ أَحَدٍ عِلْمٌ، وَ لَا حَقٌّ وَ لَا فُتْیَا، إِلَّا شَیْ ءٌ أَخَذَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ عَنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ(صَلواتاللّٰهُعَلَيهِماجمعین).
محمد بن مسلم میگوید: از امام باقر صلیاللهعلیهوآله شنیدم که فرمود: آگاه باشید که نزد هیچکس نه دانشی هست، نه حقی و نه فتوایی، مگر چیزی که از علی بن ابیطالب صلیاللهعلیهوآله و از ما اهلبیت(صلواتاللّٰهُعليهماجمعین) گرفته باشد.
وَ مَا مِنْ قَضَاءٍ یُقْضَی بِهِ بِحَقٍّ وَ صَوَابٍ، إِلَّا بَدْءُ ذَلِكَ وَ مِفْتَاحُهُ وَ سَبَبُهُ وَ عِلْمُهُ مِنْ عَلِیٍّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ مِنَّا. فَإِذَا اخْتَلَفَ عَلَیْهِمْ أَمْرُهُمْ، قَاسُوا وَ عَمِلُوا بِالرَّأْیِ، وَ كَانَ الْخَطَأُ مِنْ قِبَلِهِمْ إِذَا قَاسُوا، وَ كَانَ الصَّوَابُ إِذَا اتَّبَعُوا الْآثَارَ مِنْ قِبَلِ عَلِیٍّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ.
و هیچ قضاوتی که بر پایه حق و درستی انجام گیرد وجود ندارد، مگر آنکه آغاز آن و کلید آن و سبب آن و دانش آن از علی صلیاللهعلیهوآله و از ما است. اما هنگامی که در امری دچار اختلاف شوند، به قیاس روی میآورند و با رأی شخصی عمل میکنند، و در آن هنگام وقتی قیاس میکنند خطا از ناحیه خودشان است، و وقتی که از آثار (و سنت) پیروی کنند درستی از جانب علی صلیاللهعلیهوآله است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 37
عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ النَّحْوِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی أَدَّبَ نَبِیَّهُ عَلَی مَحَبَّتِهِ. فَقَالَ:إِنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ[سوره قلم، 4] وَ قَالَ: وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[سوره حشر، 7] وَ قَالَ: مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ [سوره نسا، 80] وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ، فَوَّضَ إِلَی عَلِیٍّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ ائْتَمَنَهُ. فَسَلَّمْتُمْ، وَ جَحَدَ النَّاسُ. فَوَ اللَّهِ، لَنُحِبُّكُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا، وَ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا، وَ نَحْنُ فِیمَا بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ.
ابو اسحاق نحوی میگوید: از اباعبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله شنیدم که فرمود: خدای تبارک و تعالی پیامبرش را به محبت خویش تربیت کرد. پس فرمود: بهراستی که تو بر خُلقی عظیم هستی[سوره قلم، 4] و نیز فرمود: آنچه را رسول به شما داد بگیرید و از آنچه که شما را از آن نهی کرد، دست بردارید [سوره حشر، 7] و فرمود: هر که پیامبر را اطاعت کند، همانا خدا را اطاعت کرده است[سوره نسا، 80] و بهدرستی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، کار را به علیصلیاللهعلیهوآله واگذار کرد و او را امین گردانید. پس شما تسلیم شدید، اما مردم انکار کردند. پس به خدا سوگند، ما دوست داریم که شما هرگاه ما گفتیم بگویید، و هرگاه ما سکوت کردیم سکوت کنید، و ما میان شما و خداوند هستیم.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 38
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ فِی قَوْلِ اللَّهِ: فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلی طَعامِهِ [سورهی عبس،24] قَالَ قُلْتُ: مَا طَعَامُهُ؟ قَالَ: عِلْمُهُ الَّذِی یَأْخُذُهُ؛ مِمَّنْ یَأْخُذُهُ.
فردی نقل میکند که از ابوجعفر(امام باقر)صلیاللهعلیهوآله دربارهی این سخن خداوند که میفرماید: پس انسان باید به طعامش بنگرد [سورهی عبس، 24]، پرسیدم: مقصود از طعام او چیست؟ فرمود: دانشی است که آن را فرامیگیرد؛ (که باید توجه کند) از چه کسی آن را میگیرد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 39
قَالَ الْمَسِیحُ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ. كُونُوا نُقَّادَ الْكَلَامِ، فَكَمْ مِنْ ضَلَالَةٍ زُخْرِفَتْ بِآیَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ، كَمَا زُخْرِفَ الدِّرْهَمُ مِنْ نُحَاسٍ بِالْفِضَّةِ الْمُمَوَّهَةِ. النَّظَرُ إِلَی ذَلِكَ سَوَاءٌ، وَ الْبُصَرَاءُ بِهِ خُبَرَاءُ.
مسیح صلیاللهعلیهوآله فرمود: حق را از اهل باطل بگیرید و باطل را از اهل حق مگیرید.
نقادِ(جدا کننده خوب از بد) سخن باشید، زیرا چه بسیار گمراهی که با آیهای از کتاب خدا آراسته شده است، همانگونه که درهمِ مسی[ساخته شده از مس] با نقره زینت داده میشود. یکسان بنظر میرسند، اما اهل بصیرت از حقیقت آن آگاه اند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 40
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: غَرِیبَتَانِ، كَلِمَةُ حُكْمٍ مِنْ سَفِیهٍ، فَاقْبَلُوهَا وَ كَلِمَةُ سَفَهٍ مِنْ حَكِیمٍ، فَاغْفِرُوهَا.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: دو چیز عجیب و غیرمعمول است، سخنِ حکمت آمیز از زبانِ نابخرد، که آن را بپذیرید و سخنِ نابخردانه از زبانِ حکیم، که آن را بر او ببخشید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 41
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: خُذُوا الْحِكْمَةَ، وَ لَوْ مِنَ الْمُشْرِكِینَ.
امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله فرمود: حکمت را بگیرید، حتی از مشرکان.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 42
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: قَالَ مسیح صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: مَعْشَرَ الْحَوَارِیِّینَ! لَمْ یَضُرَّكُمْ مِنْ نَتْنِ الْقَطِرَانِ إِذَا أَصَابَتْكُمْ سِرَاجُهُ، خُذُوا الْعِلْمَ مِمَّنْ عِنْدَهُ، وَ لَا تَنْظُرُوا إِلَی عَمَلِهِ.
از ابی جعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله نقل شده که فرمودند: مسیح صلیاللهعلیهوآله گفت: ای گروه حواریون! بوی بدِ قیر به شما زیانی نمیرساند اگر چراغش را(در دست) داشته باشید، پس دانش را از هر کس که آن را دارد بگیرید، و به کردار او نگاه نکنید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 43
سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: مَنْ أَعْلَمُ النَّاسِ؟ قَالَ: مَنْ جَمَعَ عِلْمَ النَّاسِ إِلَی عِلْمِهِ.
از امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله پرسیده شد: چه کسی داناترین مردم است؟ فرمود:کسی که دانش مردم را به دانش خود بیافزاید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 44
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: إِنَّ كَلِمَةَ الْحِكْمَةِ لَتَكُونُ فِی قَلْبِ الْمُنَافِقِ، فَتَجَلْجَلُ حَتَّی یُخْرِجَهَا.
از ابی عبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله نقل شده که فرمودند: بهراستی که اگر کلمهای از حکمت در دلِ منافق باشد، پس در درونش میچرخد و بیقرار میشود تا آن را بیرون افکند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 45
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: الْهَیْبَةُ خَیْبَةٌ، وَ الْفُرْصَةُ خُلْسَةٌ، وَ الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَاطْلُبُوهَا وَ لَوْ عِنْدَ الْمُشْرِكِ، تَكُونُوا أَحَقّ بِهَا وَ أَهْلَهَا.
امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله فرمود: ترس ناکامی است، و فرصت زودگذر است، و حکمت گمشدهی مؤمن است، پس آن را بجویید حتی اگر نزد مشرک باشد، چرا که شما سزاوارتر به آن و اهل آن هستید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 46
عَنْ حُمْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُولُ: لَا تُحَقِّرِ اللُّؤْلُؤَةَ النَّفِیسَةَ أَنْ تَجْتَلِبَهَا مِنَ الْكِبَا الْخَسِیسَةِ.
حمران گفت: شنیدم علی بن الحسین(امام زین العابدین) صلیاللهعلیهوآله فرمودند: کوچک مشمار مرواریدِ گرانبها را اگرچه از میان خاکروبه برگیرند.
فَإِنَّ أَبِی حَدَّثَنِی قَالَ سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُولُ: إِنَّ الْكَلِمَةَ مِنَ الْحِكْمَةِ لَتَتَلَجْلَجُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ نِزَاعاً إِلَی مَظَانِّهَا، حَتَّی یَلْفَظَ بِهَا فَیَسْمَعَهَا الْمُؤْمِنُ؛ فَیَكُونُ أَحَقَّ بِهَا وَ أَهْلَهَا، فَیَلْقَفُهَا.
زیرا پدرم برایم روایت کرد که شنیدم امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله فرمودند: بهراستی کلمهای از حکمت در سینهی منافق میجوشد و بیتاب است، تا به جایگاههای حقیقیاش رود، پس آن را بر زبان میآورد و مؤمن آن را میشنود؛ آنگاه او به آن سزاوارتر و شایستهتر است، پس آن را برمیگیرد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 47
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ فِی قَوْلِ اللَّهِ: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ [سوره توبه، 31] قَالَ: وَ اللَّهِ مَا صَلَّوْا لَهُمْ وَ لَا صَامُوا، وَ لَكِنْ أَطَاعُوهُمْ فِی مَعْصِیَةِ اللَّهِ.
از ابی جعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله درباره سخن خداوند که فرمود: آنان دانشمندان و راهبان خود را به جای خداوند ارباب گرفتند[سوره توبه، 31] نقل شده است که فرمودند: به خدا سوگند آنان برای ایشان نماز نگزاردند و روزه نگرفتند، بلکه آنان را در معصیت خدا اطاعت کردند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 48
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ فِی قَوْلِ اللَّهِ اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ [سوره توبه، 31] فَقَالَ: وَ اللَّهِ مَا صَلَّوْا وَ لَا صَامُوا لَهُمْ، وَ لَكِنَّهُمْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرَّمُوا عَلَیْهِمْ حَلَالًا فَاتَّبَعُوهُمْ.
(ابي بصير) به نقل از ابي عبداالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله درباره قول خداي عزوجل:(آن قوم) علما و راهبان را به جای خداوند ارباب گرفتند.[سوره توبه، 31] نقل میکند که امام فرمودند: به خدا(آن قوم) هيچگاه براي آنها(علما و راهبان) روزه نگرفتند و نماز نخواندند، ولیکن آنها حلال را بر آنها حرام و حرام را براي آنها حلال كردند و آنها نیز پيروي كردند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 49
قَالَ الصَّادِقُ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شِیعَتِنَا؛ وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَیْرِنَا.
امام صادق صلیاللهعلیهوآله فرمود: دروغ گفته کسی که گمان برد از شیعیان ماست؛ در حالی که به ریسمانی جز ریسمان ما چنگ زده باشد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 50
عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ [سوره توبه، 31] فَقَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ مَا دَعَوْهُمْ إِلَی عِبَادَةِ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ دَعَوْهُمْ إِلَی عِبَادَةِ أَنْفُسِهِمْ مَا أَجَابُوهُمْ، وَ لَكِنْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرَّمُوا عَلَیْهِمْ حَلَالًا، فَعَبَدُوهُمْ مِنْ حَیْثُ لَا یَشْعُرُونَ.
ابوبصیر گوید: از ابی عبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله دربارهی سخن خداوند: آنها دانشمندان و راهبانشان را به جاى خداوند، ارباب قرار دادند [سوره توبه، 31] پرسیدم. فرمود: آگاه باشید! به خدا سوگند آنان(علما و راهبانشان) مردم را به پرستشِ خود نخواندند و اگر آنان را به پرستشِ خود فرا میخواندند هرگز اجابتشان نمیکردند، ولی حرامی را برایشان حلال کردند و حلالی را بر آنان حرام نمودند، و اینگونه آنان را پرستیدند بیآنکه خود متوجه باشند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 51
قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: إِنَّ الْقُرْآنَ شَاهِدُ الْحَقِّ وَ مُحَمَّدٌ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ لِذَلِكَ مُسْتَقَرٌّ، فَمَنِ اتَّخَذَ سَبَباً إِلَی سَبَبِ اللَّهِ لَمْ یُقْطَعْ بِهِ الْأَسْبَابُ، وَ مَنِ اتَّخَذَ غَیْرَ ذَلِكَ سَبَباً، مَعَ كُلِّ كَذَّابٍ.
ابو جعفر(امام باقر) صلیاللهعلیهوآله فرمود: قرآن گواه حق است و محمد صلیاللهعلیهوآله جایگاه استقرار آن میباشد، پس هر کس وسیله و سبب خود را سببی خدایی بگیرد اسباب بر او قطع نخواهند شد، و هر کس سببی و وسیلهایی جز این بگیرد، با هر دروغگویی همراه خواهد بود.
فَاتَّقُوا اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ أَوْضَحَ لَكُمْ أَعْلَامَ دِینِكُمْ؛ وَ مَنَارَ هُدَاكُمْ، فَلَا تَأْخُذُوا أَمْرَكُمْ بِالْوَهْنِ وَ لَا أَدْیَانَكُمْ هُزُواً، فَتَدْحَضَ أَعْمَالُكُمْ وَ تُخْطِئُوا سَبِیلَكُمْ، وَ لَا تَكُونُوا فِی حِزْبِ الشَّیْطَانِ فَتَضِلُّوا.
پس از خدا پروا کنید که خدا روشن ساخته است نشانههای دینتان؛ و چراغهای هدایتتان را ، پس کار خود را با سستی نگیرید و دینتان را بازیچه قرار ندهید، که در این صورت اعمالتان بیاثر میگردد و راهتان را خطا میروید، و در حزب شیطان نباشید که گمراه میشوید.
یَهْلِكُ مَنْ هَلَكَ، وَ یَحْیَا مَنْ حَیَّ، وَ عَلَی اللَّهِ الْبَیَانُ بَیَّنَ لَكُمْ. فَاهْتَدُوا وَ بِقَوْلِ الْعُلَمَاءِ فَانْتَفِعُوا وَ السَّبِیلُ فِی ذَلِكَ إِلَی اللَّهِ فَمَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُرْشِداً [سوره کهف، 17]
هلاک میشود آن که هلاک گردد، و زنده میشود آن که زنده شود، و بیان بر عهده خداست که برایتان آشکار و روشن ساخته است. پس هدایت یابید و از سخن عالمان بهره ببرید و راه در این امر به سوی خداست پس هر کس را خدا راهنمایی کند، او هدایتیافته است و هر کس را گمراه کند، برای او هرگز یاور و راهنمایی یافت نخواهد شد. [سوره کهف، 17]
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 52
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: إِنَّ لَكُمْ مَعَالِمَ فَاتَّبِعُوهَا، وَ نِهَایَةً فَانْتَهُوا إِلَیْهَا.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: برای شما نشانههایی است پس از آنها پیروی کنید، و پایان و نهایتی است که به آن برسید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 53
دَعَوَاتُ الرَّاوَنْدِیِّ مِنْ وَصِیَّةِ ذِی الْقَرْنَیْنِ: لَا تَتَعَلَّمِ الْعِلْمَ مِمَّنْ لَمْ یَنْتَفِعْ بِهِ، فَإِنَّ مَنْ لَمْ یَنْفَعْهُ عِلْمُهُ، لَا یَنْفَعُكَ.
دعوات راوندی از وصیت ذوالقرنین نقل کرده است: دانش را از کسی میاموز که خود از آن بهرهمند نشده است، به راستی کسی که دانشش به حال خودش سودی نداشته باشد، به حال تو نیز سودی نخواهد داشت.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 54
قَالَ أَبُو عُبَیْدٍ فِی غَرِیبِ الْحَدِیثِ: فِی حَدِیثِ النَّبِیِّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ حِینَ أَتَاهُ عُمَرُ فَقَالَ: إِنَّا نَسْمَعُ أَحَادِیثَ مِنَ الْیَهُودِ تُعْجِبُنَا، فَتَرَی أَنْ نَكْتُبَ بَعْضَهَا؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: أَ فَتَهَوَّكُونَ أَنْتُمْ كَمَا تَهَوَّكَتِ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی؟ لَقَدْ جِئْتُكُمْ بِهَا بَیْضَاءَ نَقِیَّةً، وَ لَوْ كَانَ مُوسَی حَیّاً مَا وَسِعَهُ إِلَّا اتِّبَاعِی.
ابو عبید در غریب الحدیث آورده است: در حدیثی از پیامبر صلیاللهعلیهوآله هنگامی که عمر نزد او آمد و گفت: ما سخنانی از یهودیان میشنویم که برایمان شگفتانگیز است، آیا صلاح میدانی برخی از آنها را بنویسیم؟ رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: آیا میخواهید شما هم دچار همان حماقت و لغزش میشوید که یهود و نصارا شدند؟ من برای شما دینی آوردهام روشن و پاکیزه و اگر موسی زنده بود، برای او راهی جز پیروی از من نبود.
قَالَ أَبُو عُبَیْدٍ: أَ مُتَحَیِّرُونَ أَنْتُمْ فِی الْإِسْلَامِ وَ لَا تَعْرِفُونَ دِینَكُمْ حَتَّی تَأْخُذُوهُ مِنَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی؟ كَأَنَّهُ كَرِهَ (النَّبِیِّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ) ذَلِكَ مِنْهُ.
ابو عبید گفت: یعنی آیا شما در اسلام دچار سرگشتگی شدهاید و دین خود را نمیشناسید که میخواهید آن را از یهود و نصاری بگیرید؟ گویا (پیامبر صلیاللهعلیهوآله) از گفتار عمر ناراحت شد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 55
قَالَ (امیرالمؤمنین) صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: إِنَّ كَلَامَ الْحُكَمَاءِ إِذَا كَانَ صَوَاباً كَانَ دَوَاءً، وَ إِذَا كَانَ خَطَاءً كَانَ دَاءً.
امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله فرمود: سخنِ حکیمان هرگاه درست باشد دارو است، و هرگاه خطا باشد بیماری است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 56
وَ قَالَ(امیرالمؤمنین) صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّی كَانَتْ. فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِی صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَتَخَلَّجُ فِی صَدْرِهِ حَتَّی تَخْرُجَ، فَتَسْكُنَ إِلَی صَوَاحِبِهَا فِی صَدْرِ الْمُؤْمِنِ.
و فرمود(امیرالمؤمنین) صلیاللهعلیهوآله: حکمت را هر جا که بود فرا بگیر. زیرا حکمت در سینه منافق میجنبد تا آنکه(از دهانش) بیرون آید، تا نزد صاحبش در سینهی مومن آرام گیرد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 57
وَ قَالَ(امیرالمؤمنین) صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: فِی مِثْلِ ذَلِكَ: الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَخُذِ الْحِكْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ.
و فرمود(امیرالمؤمنین) صلیاللهعلیهوآله در همین معنا: حکمت گمشده مؤمن است، پس حکمت را بگیر، اگرچه از اهل نفاق باشد.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 58
عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَحَیْثُ وَجَدَهَا، فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا.
از امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله روایت است که فرمود: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: سخن حکمت گمشده مؤمن است، پس هر جا که آن را یافتید، او(مومن) سزاوارتر به آن است.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 59
أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ فِی كَلَامٍ افْتِتَاحُهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصَّلَاةُ عَلَی نَبِیِّهِ: أَمَّا بَعْدُ، فَذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِینَةٌ وَأَنَا بِهِ زَعِیمٌ، إِنَّهُ لَا یَهِیجُ عَلَی التَّقْوَی زَرْعُ قَوْمٍ، وَ لَا یَظْمَأُ عَنْهُ سِنْخُ أَصْلٍ، وَ إِنَّ الْخَیْرَ كُلَّهُ فِیمَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ، وَ كَفَی بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَنْ لَا یَعْرِفَ قَدْرَهُ.
امیرالمؤمنین صلیاللهعلیهوآله در سخنی که آغازش حمد خدا و درود بر پیامبرش بود فرمود: اما بعد، آنچه میگویم برعهده میگیرم و خود من بر آن ضمانتکنندهام، همانا کشت و زراعت مردمی که بر پایه تقوی و پرهیزکاری باشد خشک و زرد نشود، و ریشه آن تشنه و بی آب نماند، و تمام خیر در کسی است که ارزش خود را بشناسد، و برای انسان همین نادانی بس که ارزش خویش را نشناسد.
وَ إِنَّ أَبْغَضَ الْخَلْقِ عِنْدَ اللَّهِ، رَجُلٌ وَكَلَهُ إِلَی نَفْسِهِ؛ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِیلِ مَشْغُوفٌ بِكَلَامِ بِدْعَةٍ؛ قَدْ لَهِجَ فِیهَا بِالصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ.
و بهراستی مبغوض ترین خلق نزد خدا، فردی است که خدا او را به حالِ خودش واگذاشته؛
راهِ درست را رها کرده و از مسیر هدایت منحرف گشته؛ دلبسته و شیفتهی سخنان بدعتآمیز شود و در روزه و نمازش شیفته آن گردد.
فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ، ضَالٌّ عَنْ هَدْیِ مَنْ كَانَ قَبْلَهُ، مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدَی بِهِ. حَمَّالٌ خَطَایَا غَیْرِهِ رَهِینٌ بِخَطِیئَتِهِ. قَدْ قَمَشَ جَهْلًا فِی جُهَّالٍ، غَشُوهُ غَارٌّ بِأَغْبَاشِ الْفِتْنَةِ عَمًی عَنِ الْهُدَی.
او مایهی فتنه برای کسی است که به او دل ببندد، و از راه هدایتی که مردم پیش از او رفته اند گمراه شده، و گمراهکنندهی هر کسی است که از او پیروی کند. بارکشِ گناهان دیگران و اسیر خطای خود میباشد. از میان نادانان نادانیها را جمع کرده، و آنان او را فریب دادهاند و در تاریکیهای فتنه و فساد از همه جا بیخبر، و نسبت به هدایت کور شده است.
قَدْ سَمَّاهُ أَشْبَاهُ النَّاسِ عَالِماً، وَ لَمْ یَغْنَ فِیهِ یَوْماً سَالِماً. بَكَّرَ؛ فَاسْتَكْثَرَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ خَیْرٌ مِمَّا كَثُرَ، حَتَّی إِذَا ارْتَوَی مِنْ آجِنٍ وَ اسْتَكْثَرَ مِنْ غَیْرِ طَائِلٍ.
قطعا کسانی که شبیه انسان(به صورت آدمی)هستند آنها را علما اسم گذاری میکنند، در صورتی که یک روز را در تحصیل(علم) به سر نبرده اند. هر روزی که صبح کرده؛ در پی زیاد کردن چیزی بوده که کم آن بهتر از زیاد آن بوده است، تا اینکه بدان رسید و از آن آبِ مانده گندیده سیراب گردید و نسبت به چیز بیهوده زیاده روی کرد.
جَلَسَ لِلنَّاسِ قَاضِیاً، ضَامِناً لِتَخْلِیصِ مَا الْتَبَسَ عَلَی غَیْرِهِ. إِنْ خَالَفَ مَنْ سَبَقَهُ، لَمْ یَأْمَنْ مِنْ نَقْضِ حُكْمِهِ مَنْ یَأْتِی بَعْدَهُ؛ كَفِعْلِهِ بِمَنْ كَانَ قَبْلَهُ؛ وَ إِنْ نَزَلَتْ بِهِ إِحْدَی الْمُهِمَّاتِ، هَیَّأَ لَهَا حَشْواً مِنْ رَأْیِهِ، ثُمَّ قَطَعَ عَلَیْهِ. فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهَاتِ، فِی مِثْلِ غَزْلِ الْعَنْكَبُوتِ، لَا یَدْرِی أَصَابَ أَمْ أَخْطَأَ، وَ لَا یَرَی أَنَّ مِنْ وَرَاءِ مَا بَلَغَ مَذْهَباً.
برای مردم به عنوان قاضی مینشیند، و ضمانت میکند حل آنچه را که بر دیگران مبهم بود. اگر در حکم دادن با گذشتگان مخالفت کند، از نقض حکمش توسط آیندگان ایمن نخواهد بود؛ چنانچه او نسبت به گذشتگان انجام داده؛ و اگر یکی از مسائل مشکله به او عرضه شود، برای پاسخ به آن پرسش بر اساس رای و نظر خود سخنان بی معنی و بیهودهای را فراهم آورد، سپس(به همان سخنانی که گفته) یقین حاصل کند. چنین کسی به سبب پوشیده ماندن مسائل دشوار بر او، مانند کسی است که در تار عنکبوت درافتد، نمیداند آیا درست گفته یا اشتباه کرده است، و پشت سر آنچه بدان رسیده راه و روشی نبیند. [یعنی بر این فرض است که تنها آنچه او به آن رسیده است درست است.
إِنْ قَاسَ شَیْئاً بِشَیْ ءٍ لَمْ یُكَذِّبْ رَأْیَهُ، وَ إِنْ أَظْلَمَ عَلَیْهِ أَمْرٌ، اكْتَتَمَ بِهِ؛ لِمَا یَعْلَمُ مِنْ نَفْسِهِ مِنَ الْجَهْلِ وَ النَّقْصِ وَ الضَّرُورَةِ، كَیْلَا یُقَالَ إِنَّهُ لَا یَعْلَمُ. ثُمَّ أَقْدَمَ بِغَیْرِ عِلْمٍ، فَهُوَ خَائِضُ عَشَوَاتٍ، رَكَّابُ شُبُهَاتٍ خَبَّاطُ جَهَالاتٍ.
اگر چیزی را با چیزی قیاس کند آنچه را که از آن فهمیده و به دست آورده را دروغ نپندارد، و اگر مطلبی بر او پوشیده ماند، آن را پنهان کند؛ زیرا از نادانی و نقص و وابستگی خود آگاه است، و برای آنکه نگویند نمیداند. سپس در آنچه بدان علمی ندارد سخن گوید، چنین کسی در تاریکیها فرو میرود، بر مرکب شبههها سوار میشود و در میان جهل دستوپا میزند.
لَا یَعْتَذِرُ مِمَّا لَا یَعْلَمُ، فَیَسْلَمَ. وَ لَا یَعَضُّ فِی الْعِلْمِ بِضِرْسٍ قَاطِعٍ، فَیَغْنَمَ. یَذْرِی الرِّوَایَاتِ ذَرْوَ الرِّیحِ الْهَشِیمَ. تَبْكِی مِنْهُ الْمَوَارِیثُ، وَ تَصْرُخُ مِنْهُ الدِّمَاءُ. وَ یُسْتَحَلُّ بِقَضَائِهِ الْفَرْجُ الْحَرَامُ وَ یُحَرَّمُ بِهِ الْحَلَالُ. لَا یَسْلَمُ بِإِصْدَارِ مَا عَلَیْهِ وَرَدَ، وَ لَا یَنْدَمُ عَلَی مَا مِنْهُ فَرَّطَ.
از آنچه نمیداند پوزش نخواهد طلبید، تا آسوده و سالم بماند. و او با دندان برّندهای[ضرس قاطع کنایه از استواری و با قاطعیت انجام دادن کاری است] در دانش فرو نمیرود، تا از آن بهره گیرد. روایات را به باد دهد چنانچه باد گیاهان خشک را پراکنده سازد. میراثها از(ستم) او میگریند، و خونهای ریخته شده از دست او فریاد میزنند. به سبب قضاوت او عورت های حلال حرام گردد و حرام حلال شود. با بازگرداندن آنچه از او سر زده آسوده و سالم نماند، و به سبب آنچه از او صادر شده( و به آن حکم کرده) پشیمان نخواهد شد.
أَیُّهَا النَّاسُ، عَلَیْكُمْ بِالطَّاعَةِ وَ الْمَعْرِفَةِ بِمَنْ لَا تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ؛ فَإِنَّ الْعِلْمَ الَّذِی هَبَطَ بِهِ آدَمُ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ ، وَ جَمِیعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِیُّونَ إِلَی مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ فِی عِتْرَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ.
ای مردم، بر شما باد به پیروی کردن و شناختن کسی که جهلی از او نمی پذیرید؛ به راستی علم آن است که به حضرت آدم صلیاللهعلیهوآله هبوط، و همه آنچه پیامبران بوسیله آن فضیلت یافتند تا به پیامبرخاتم النبیین و عترت(خاندان) محمد صلیاللهعلیهوآله.
فَأَیْنَ یُتَاهُ بِكُمْ؟ بَلْ أَیْنَ تَذْهَبُونَ؟ یَا مَنْ نُسِخَ مِنْ أَصْلَابِ أَصْحَابِ السَّفِینَةِ! فَهَذِهِ مَثَلُهَا فِیكُمْ، فَارْكَبُوهَا؛ فَكَمَا نَجَا فِی هَاتِیكَ مَنْ نَجَا، كَذَلِكَ یَنْجُو فِی هَذِی مَنْ دَخَلَهَا، أَنَا رَهِینٌ بِذَلِكَ قَسَماً حَقّاً! وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِینَ، الْوَیْلُ لِمَنْ تَخَلَّفَ! ثُمَّ الْوَیْلُ لِمَنْ تَخَلَّفَ.
پس به کجا شما را سرگردان میبرند؟ بلکه به کجا میروید؟ ای کسانی که از صُلبهای یاران کشتی (نوح) به وجود آمدهاید! این کشتی همان نمونهٔ آن در میان شماست، پس بر آن سوار شوید؛ چرا که همانگونه که در آن کشتی نخستین هر که سوار شد نجات یافت، در این کشتی نیز هر کس در آن داخل شود نجات خواهد یافت. من تضمین میدهم، قسمی حقیقی! و من از آنان نیستم که تکلّف ورزند(و چیزی بیپایه بگویند)، وای بر کسی که باز بماند! آری باز وای بر کسی که باز بماند.
أَ مَا بَلَغَكُمْ مَا قَالَ فِیهِمْ نَبِیُّكُمْ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ حَیْثُ یَقُولُ فِی حَجَّةِ الْوَدَاعِ: إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ، مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی: كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی. وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا، حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ. فَانْظُرُوا كَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا. أَلَا! هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا، وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا.
مگر به شما نرسیده است آنچه پیامبرتان صلیاللهعلیهوآله در حجّةالوداع دربارهی آن فرمود: همانا من در میان شما دو چیز گرانبها بر جای میگذارم، که اگر به آن دو تمسّک جویید هرگز پس از من گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترت اهل بیتم. و این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد، تا آنگاه که در کنار حوض(کوثر) بر من وارد شوند. پس بنگرید پس از من در بارهٔ آن دو چگونه جانشینی میکنید. آگاه باشید! این یکی آبی شیرین و گواراست پس از آن بنوشید، و آن دیگری آبی شور و تلخ است پس از آن بپرهیزید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 60
عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ الْآیَهِ: لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقی وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها(بقره، 189) فَقَالَ: آلُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله أَبْوَابُ اللَّهِ وَ سَبِیلُهُ وَ الدُّعَاهُ إِلَی الْجَنَّهِ وَ الْقَادَهُ إِلَیْهَا وَ الْأَدِلَّاءُ عَلَیْهَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهِ.
از سعد، از ابوجعفر( امام باقر) صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که گفت: از امام دربارهٔ این آیه پرسیدم: نیکی آن نیست که از پشتِ خانهها وارد شوید، بلکه نیکی از آنِ کسی است که تقوا پیشه کند؛ پس از درهای خانهها وارد شوید (بقره، ۱۸۹).
پس فرمود: آلِ محمد صلیاللهعلیهوآله درهای خداوند و راه اویند، آنها دعوتکنندگان به سوی بهشت و راهبران به سوی آن و راهنمایان و نشاندهندگان مسیر آن تا روز قیامت هستند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 61
عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ فِی قَوْلِهِ: لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ(بقره، 189) قَالَ: یَعْنِی أَنْ یَأْتِیَ الْأَمْرُ مِنْ وَجْهِهَا مِنْ أَیِّ الْأُمُورِ کَانَ.
جابر بن یزید از ابوجعفر (امام باقر)صلیاللهعلیهوآله در تفسیر این آیه: نیکی آن نیست که به خانهها وارد شوید…(بقره، ۱۸۹) روایت میکند که امام صلیاللهعلیهوآله فرمودند: یعنی هر کار و هر امری هرچه باشد باید از راه درست و جایگاه صحیح خودش انجام شود.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 62
قَالَ وَ رَوَی سَعِیدُ بْنُ مُنَخَّلٍ فِی حَدِیثٍ لَهُ رَفَعَهُ قَالَ: الْبُیُوتُ الْأَئِمَّةُ صَلواتاللّٰهُعَلَيهماجمعین وَ الْأَبْوَابُ أَبْوَابُهَا.
سعید بن منخل روایت میکند که امام فرمودند: منظور از خانهها (در آیه) همان امامان صَلواتاللّٰهُعَلَيهماجمعین هستند، و درها، درهای آن خانهها هستند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 63
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها [سوره بقره، 189] قَالَ: ائْتُوا الْأُمُورَ مِنْ وَجْهِهَا.
از ابی جعفر( امام باقر) صلیاللهعلیهوآله روایت شده است که درباره سخن خداوند: و از درها وارد خانهها شوید [سوره بقره، 189] فرمود: از جهت درست وارد کارها شوید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 64
قَالَ النَّبِیُّ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: خُذُوا الْعِلْمَ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: دانش را از دهان مردان بگیرید.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 65
وَ قَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: وَ إِیَّاكُمْ وَ أَهْلَ الدَّفَاتِرِ وَ لَا یَغُرَّنَّكُمُ الصَّحَفِیُّونَ.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: بر حذر باشید از اهلِ دفترها و مبادا صحفیون شما را بفریبند.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 66
وَ قَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: الْحِكْمَةُ ضَالَّةُ الْمُؤْمِنِ، یَأْخُذُهَا حَیْثُ وَجَدَهَا.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: حکمت گمشده مؤمن است، هر جا که آن را بیابد فراخواهد گرفت.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 67
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَخَلَ فِی هَذَا الدِّینِ بِالرِّجَالِ، أَخْرَجَهُ مِنْهُ الرِّجَالُ كَمَا أَدْخَلُوهُ فِیهِ. وَ مَنْ دَخَلَ فِیهِ بِالْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ، زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ یَزُولَ.
از ابو عبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله روایت است که فرمود: هر کس بهوسیله مردمان وارد این دین شود، همان مردمان نیز او را از آن بیرون میبرند همانگونه که او را وارد کردند. و هر کس بهوسیله کتاب و سنت در آن درآید، کوهها زایل میشوند پیش از آنکه او زایل شود.
بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 68
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: مَنْ دَانَ اللَّهَ بِغَیْرِ سَمَاعٍ مِنْ عَالِمٍ صَادِقٍ، أَلْزَمَهُ اللَّهُ التِّیهَ إِلَی الْفَنَاءِ، وَ مَنِ ادَّعَی سَمَاعاً مِنْ غَیْرِ الْبَابِ الَّذِی فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَلْقِهِ، فَهُوَ مُشْرِكٌ وَ ذَلِكَ الْبَابُ هُوَ الْأَمِینُ الْمَأْمُونُ؛ عَلَی سِرِّ اللَّهِ الْمَكْنُونِ.
ابو عبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله فرمود: هر کس بدون شنیدن از عالمی راستگو دین داری کند، خدا با سرگردانیاش او را به نابودی و فنا میکشاند، و هر کس ادعا کند که از راهی غیر از آن بابی که خدا برای خلقش گشوده است شنیده (و گرفته) است، مشرک است و آن باب همان باب امانتدار مورد اعتماد؛ بر سر پنهان الهی است.