یا سادَتی وَ مَوالِیَّ اِنّی تَوَجَّهْتُ بِکُمْ أَئِمَّتی وَعُدَّتی لِیَوْمِ فَقْری. (دعای توسل) ای بزرگان و سرورانم، من به شما امامان و توشه‌ام، برای روز تنگدستی روی آورده‌ام. (دعای توسل)

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33382، حدیث شماره 1

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه قَالَ: قُلْتُ لَهُ اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ (سوره توبه، آیه 31)

فَقَالَ : أَمَا وَ اللَّهِ، مَا دَعَوْهُمْ إِلَی عِبَادَهِ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ دَعَوْهُمْ مَا أَجَابُوهُمْ؛ وَ لَکِنْ أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرَّمُوا عَلَیْهِمْ حَلَالًا فَعَبَدُوهُمْ؛ مِنْ حَیْثُ لَا یَشْعُرُونَ.

از ابی بصیر نقل شده که از ابی عبدالله(امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه درباره‌ی (سخن خداوند که می‌فرماید): آن‌ها دانشمندان و راهبانشان را به جاى خداوند، ارباب قرار دادند (سوره توبه،آیه31) پرسیدم.

امام فرمودند: به خداوند سوگند، آنها (دانشمندان و راهبان یهود) مردم را به عبادت خویش دعوت نکردند و اگر چنین کاری می‌کردند، مردم از آن‌ها نمی‌پذیرفتند؛ بلکه آن‌ها حلال (خدا) را برای آن‌ها حرام و حرام را حلال کردند، اینگونه بود که (مردم) آن‌ها را پرستیدند؛ بی آنکه خودشان بفهمند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33383، حدیث شماره 2

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَیْدَهَ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه یَا مُحَمَّدُ أَنْتُمْ أَشَدُّ تَقْلِیداً أَمِ الْمُرْجِئَهُ؟

قَالَ قُلْتُ: قَلَّدْنَا وَ قَلَّدُوا. فَقَالَ: لَمْ أَسْأَلْکَ عَنْ هَذَا. فَلَمْ یَکُنْ عِنْدِی جَوَابٌ أَکْثَرُ مِنَ الْجَوَابِ الْأَوَّلِ.

فَقَالَ أَبُوالحسن صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: إِنَّ الْمُرْجِئَهَ نَصَبَتْ رَجُلًا لَمْ تُفْرَضْ طَاعَتُهُ وَ قَلَّدُوهُ وَ إِنَّکُمْ نَصَبْتُمْ رَجُلًا وَ فَرَضْتُمْ طَاعَتَهُ ثُمَّ لَمْ تُقَلِّدُوهُ، فَهُمْ أَشَدُّ مِنْکُمْ تَقْلِیداً.

از محمد بن عبیده نقل شده که: ابوالحسن(حضرت رضا) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه از من پرسید: ای محمد، آیا شما بیشتر تقلید می‌کنید یا مرجئه؟ عرض کردم: هم ما تقلید کردیم و هم آنها. فرمود: سوال من این نبود. من پاسخی بیشتر از جواب اول نداشتم. پس ابوالحسن(حضرت رضا) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمود: مرجئه مردى را که اطاعتش واجب نبود نصب کردند و تقلیدش کردند و شما مردى را نصب کردید و اطاعتش را واجب دانستید اما تقلیدش نکردید، پس آنان در تقلید شدیدتر از شما هستند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33384، حدیث شماره 3

عن ابی بصیر عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ (سوره توبه، آیه ٣١)

فَقَالَ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: وَ اللَّهِ مَا صَامُوا لَهُمْ وَ لَا صَلَّوْا لَهُمْ وَ لَکِنْ، أَحَلُّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرَّمُوا عَلَیْهِمْ حَلَالًا فَاتَّبَعُوهُمْ.

ابى بصیر به نقل از ابى عبداالله (امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه درباره قول خداى عزوجل گفت: «آن قوم، علما و راهبان را ارباب به جاى خداوند قراردادند. (سوره توبه آیه ٣١) پس امام صادق صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: به خدا، آن قوم هیچگاه برای آنها (علما و راهبان) روزه نگرفتند و نماز نخواندند، در حالی که حلالی را بر آن‌ها حرام و حرامی را برای آن‌ها حلال کردند و از آنان پیروی نمودند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33385، حدیث شماره 4

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: لَا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیجَهً فَلَا تَکُونُوا مُؤْمِنِینَ.

فَإِنَّ کُلَّ سَبَبٍ وَ نَسَبٍ وَ قَرَابَهٍ وَ وَلِیجَهٍ وَ بِدْعَهٍ وَ شُبْهَهٍ مُنْقَطِعٌ إِلَّا مَا أَثْبَتَهُ الْقُرْآنُ.

ابوجعفر(امام محمد باقر) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: از غیر خدا( کسی یا چیزی را) به عنوان ولیجه(دوستی نزدیک و پناهگاه) نگیرید(که اگر چنین کنید) دیگر مومن نخواهید بود. هر نسبت و پیوند و خویشاوندی و پشت و پناه و بدعت و شبهه‌ای منقطع و نابود است؛ جز آنچه قرآن آن را ثابت نموده باشد.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33386، حدیث شماره 5

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه یَقُولُ: إِیَّاکُمْ وَ هَؤُلَاءِ الرُّؤَسَاءَ الَّذِینَ یَتَرَأَّسُونَ. فَوَ اللَّهِ مَا خَفَقَتِ النِّعَالُ خَلْفَ رَجُلٍ إِلَّا هَلَکَ وَ أَهْلَکَ.

از عبدالله بن مسکان روایت شده که گوید: شنیدم اباعبدالله(امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمود: برحذر باشید از این رؤسایی که بر مردم (بدون آنکه شایستگی داشته باشند) ریاست میکنند. به خدا قسم مردم دسته دسته از کسی پیروی نکرده و دنباله رویش نشده اند مگر اینکه آن شخص هلاک شده و دیگران (پیروانش) را نیز به هلاکت اندازد.

عبارت : خَفَقَتِ النِّعَالُ خَلْفَ رَجُلٍ به صورت تحت اللفظی معنای به صدا در آمدن نعل ها(کفش ها) پشت فرد است که کنایه از دسته دسته پیروی کردن مردم از یک شخص می باشد.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33387 ، حدیث شماره 6

عَنْ أَبِی حَمْزَهَ الثُّمَالِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: إِیَّاکَ وَ الرِّئَاسَهَ وَ إِیَّاکَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ. قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَمَّا الرِّئَاسَهُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا، وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ فَمَا ثُلُثَا مَا فِی یَدِی إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ. فَقَالَ: لِی لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ، إِیَّاکَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّهِ فَتُصَدِّقَهُ فِی کُلِّ مَا قَالَ.

ابو حمزۀ ثمالى روایت می‌کند که ابوعبدالله(حضرت صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: بر حذر باش از ریاست، و بر حذر باش از اين كه دنباله‌رو مردم باشى. عرض كردم: قربانت گردم رياست را میدانم، و امّا( منظور شما از) اين كه دنبال مردم نروم(را متوجه نمیشوم)، در حالى كه، من دو سوّم از آنچه را كه دارم(روايات از شما) از دنبال روى بدست آورده‌ام. فرمود: آنگونه که متوجه شدی نیست،(بلكه منظور اين است كه) بپرهيزى از آنكه غير از حجّت(حقّ‌)، شخصى ديگر را به رهبرى انتخاب نمائى و هر چه گويد تصديقش كنى.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33388 ، حدیث شماره 7

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ(سوره یوسف،106) قَالَ: شِرْکُ طَاعَهٍ وَ لَیْسَ شِرْکَ عِبَادَهٍ.

وَ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلی حَرْفٍ (سوره حج،11) قَالَ: إِنَّ الْآیَهَ تَنْزِلُ فِی الرَّجُلِ ثُمَّ تَکُونُ فِی أَتْبَاعِهِ.

قَالَ: قُلْتُ: کُلُّ مَنْ نَصَبَ دُونَکُمْ شَیْئاً فَهُوَ مِمَّنْ یَعْبُدُ اللَّهَ عَلَی حَرْفٍ؟ فَقَالَ: نَعَمْ، وَ قَدْ یَکُونُ مَحْضاً.

از أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه درباره‌ی قول خداى عزوجل: بيشتر آنان به خدا ايمان نياورند جز اينكه آنها مشرك باشند (سوره یوسف،106) فرمود: مراد از شرك در طاعت است؛ نه در عبادت. و درباره‌ی سخن خداى عز و جل که می‌فرماید: و برخى مردمند كه خدا را به حرف می‌پرستند (سوره حج،11) فرمود: این آيه در بارۀ مردى نازل شد و سپس دربارۀ پيروان او هم می‌باشد. سپس عرض كردم: هركس در برابر شما چيزى برپا دارد، او از كسانى است كه خدا را به حرف مى‌پرستد؟ امام در پاسخ فرمود: آرى، و بسا كه (شرك) محض همین باشد.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33389 ، حدیث شماره 8

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه قَالَ: مَنْ أَطَاعَ رَجُلًا فِی مَعْصِیَهٍ، فَقَدْ عَبَدَهُ.

از أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه روایت شده است که می‌فرمایند: هر کس از فردی، در معصیت خدا پیروی کند، او را پرستیده است.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33390 ، حدیث شماره 9

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه قَالَ: مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ.

فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ یُؤَدِّی عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ، وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ یُؤَدِّی عَنِ الشَّیْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّیْطَانَ.

از أَبِی جَعْفَرٍ (امام باقر) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه نقل شده که فرمودند: هر كسى گوش به سخن گوینده‌ای بسپارد، او را پرستیده است. اگر سخنران از جانب خدا باشد، خدا را پرستش كرده؛ و اگر از جانب شيطان باشد، شيطان را پرستيده است.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33391، حدیث شماره 10

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ اللَّهِ لَنُحِبُّکُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا وَ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا، وَ نَحْنُ فِیمَا بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ خَیْراً فِی خِلَافِ أَمْرِنَا.

از أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه در حدیثی روایت شده است که فرمودند: به خدا سوگند، اگر جایى که ما سخن می‌گوییم، شما نیز سخن بگویید و آن‌جا که ما سکوت می‌کنیم، شما هم خاموش بمانید، قطعاً شما را دوست خواهیم داشت. و ما واسطه‌ی میان شما و خداییم، و خداوند برای هیچ‌کس در تخلّف از دستور ما خیری قرار نداده است.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33392 ، حدیث شماره 11

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی حَدِیثٍ قَالَ: حَسْبُکُمْ أَنْ تَقُولُوا مَا نَقُولُ وَ تَصْمُتُوا عَمَّا نَصْمُتُ.

إِنَّکُمْ قَدْ رَأَیْتُمْ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَجْعَلْ لِأَحَدٍ فِی خِلَافِنَا خَیْراً.

از أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه در حدیثی روایت شده است که فرمودند: به خدا سوگند، اگر جایى که ما سخن می‌گوییم، شما نیز سخن بگویید و آن‌جا که ما سکوت می‌کنیم، شما هم خاموش بمانید، قطعاً شما را دوست خواهیم داشت. و ما واسطه‌ی میان شما و خداییم، و خداوند برای هیچ‌کس در تخلّف از دستور ما خیری قرار نداده است.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33393 ، حدیث شماره 12

عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: مَنْ دَانَ اللَّهَ بِغَیْرِ سَمَاعٍ عَنْ صَادِقٍ أَلْزَمَهُ اللَّهُ التَّیْهَ إِلَی الْفَنَاءِ.

وَ مَنِ ادَّعَی سَمَاعاً مِنْ غَیْرِ الْبَابِ الَّذِی فَتَحَهُ اللَّهُ، فَهُوَ مُشْرِکٌ، وَ ذَلِکَ الْبَابُ الْمَأْمُونُ عَلَی سِرِّ اللَّهِ الْمَکْنُونِ.

از مفضل بن عمر نقل شده که أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: کسی که بخواهد خدا را عبادت کند، بی‌آنکه از یک فرد راست‌گو (امام معصوم یا حجت الهی) شنیده باشد، خداوند او را در گمراهی رها می‌کند تا به نابودی برسد. و هر کس ادعا کند که از غیر آن بابی که خدا گشوده، شنیده (و گرفته است)، مشرک است؛ و آن باب، همان فرد امینی است که راز پنهان خدا نزد او محفوظ است.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33394 ، حدیث شماره 13

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه قَالَ: مَنْ أَصْغَی إِلَی نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ. فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنْ إِبْلِیسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِیسَ.

إِلَی أَنْ قَالَ یَا ابْنَ أَبِی مَحْمُودٍ إِذَا أَخَذَ النَّاسُ یَمِیناً وَ شِمَالًا، فَالْزَمْ طَرِیقَتَنَا فَإِنَّهُ مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ وَ مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ. فَإِنَّ أَدْنَی مَا یَخْرُجُ بِهِ الرَّجُلُ مِنَ الْإِیمَانِ أَنْ یَقُولَ لِلْحَصَاهِ هَذِهِ نَوَاهٌ ثُمَّ یَدِینَ بِذَلِکَ وَ یَبْرَأَ مِمَّنْ خَالَفَهُ. یَا ابْنَ أَبِی مَحْمُودٍ احْفَظْ مَا حَدَّثْتُکَ بِهِ فَقَدْ جَمَعْتُ لَکَ فِیهِ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ.

از رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه نقل شده است که فرمودند: هر كسى گوش فرا بدهد به سخنرانى؛ او را پرستش كرده است. اگر سخنران از جانب خدا باشد خدا را پرستش كرده و اگر از جانب شيطان باشد شيطان را پرستيده. تا آنجا که فرمود اى پسر ابى محمود، وقتى مردم بطرف راست و چپ گرايش داشتند، تو از طريق ما منحرف نشو، هر كس دست از ما برندارد ما نيز از او دست برنميداريم و هر كه از ما جدا شود ما نيز از او جدا ميشويم. کمترین چیزی که باعث می‌شود انسان از دایره‌ی ایمان خارج شود، این است که به یک سنگ‌ریزه بگوید این یک هسته(خرما) است، و سپس به آن باور داشته باشد(آن را دین خود قرار دهد) و از مخالفين خود بيزار شود. اى پسر ابى محمود آنچه برايت توضيح دادم حفظ‍‌ كن که براى تو خير دنيا و آخرت را جمع نمودم.

مفهوم این عبارت آنست که انسان می‌تواند به یک چیز کوچک و عیانی که می‌داند چه چیزی نیست، اعتقاد و باور پیدا کند که چیزی هست و اینگونه برای خود دین و باور بسازد.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33395 ، حدیث شماره 14

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: مَنْ دَانَ بِغَیْرِ سَمَاعٍ أَلْزَمَهُ اللَّهُ الْبَتَّهَ إِلَی الْفَنَاءِ.

وَ مَنْ دَانَ بِسَمَاعٍ مِنْ غَیْرِ الْبَابِ الَّذِی فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَلْقِهِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ الْبَابُ الْمَأْمُونُ عَلَی وَحْیِ اللَّهِ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه.

رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمود: هر كس که متدین شود بدون شنيدن (از حجت خدا)، خداوند او را در وادى ضلالت و گمراهى و نيستى واگذارد.

و هر كس متديّن شود به آنچه از غير بابى كه خداوند خود براى خلقش معيّن فرموده پس او مشرك است، و باب مورد اطمينان بر وحى خداوند (باب) محمّد صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه است. .

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33396 ، حدیث شماره 15

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: إِیَّاکَ وَ الرِّئَاسَهَ فَمَا طَلَبَهَا أَحَدٌ إِلَّا هَلَکَ.

فَقُلْتُ: قَدْ هَلَکْنَا إِذاً لَیْسَ أَحَدٌ مِنَّا إِلَّا وَ هُوَ یُحِبُّ أَنْ یُذْکَرَ وَ یُقْصَدَ وَ یُؤْخَذَ عَنْهُ! فَقَالَ لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِنَّمَا ذَلِکَ، أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّهِ فَتُصَدِّقَهُ فِی کُلِّ مَا قَالَ وَ تَدْعُوَ النَّاسَ إِلَی قَوْلِهِ.

أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمود: برحذر باش از ریاست طلبی، كه هيچ كس در جستجوى آن بر نيامد مگر اينكه تباه شد. عرض كردم: پس ما تباه‌شده‌ايم، زيرا هيچ يك از ما نيست مگر آنكه دوست دارد كه نامش برده شود، و مردم او را در نظر گرفته و به او مراجعه كنند، و از او شنوندگى داشته باشند! فرمود: اين گونه نيست كه تو پنداشته‌اى، بلكه رياست، آن است كه: غير از حجّت خدا شخص ديگرى را به امامت برگزينى و هر چه گويد تصديقش نمائى، و مردم را براى(شنيدن و پذيرفتن)گفتار او دعوت كنى.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33397 ، حدیث شماره 16

قَالَ الصَّادِقُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: کَذَبَ، مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْرِفُنَا وَ هُوَ مُسْتَمْسِکٌ بِعُرْوَهِ غَیْرِنَا.

امام صادق صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: دروغ می‌گوید، هر کس ادعا کند ما(اهل‌بیت) را می‌شناسد ولی از غیر ما پیروی کند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33398 ، حدیث شماره 17

عَنْ سُلَیْمِ بْنِ قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه یَقُولُ: احْذَرُوا عَلَی دِینِکُمْ ثَلَاثَهً رَجُلًا؛ قَرَأَ الْقُرْآنَ حَتَّی إِذَا رَأَیْتَ عَلَیْهِ بَهْجَتَهُ، اخْتَرَطَ سَیْفَهُ عَلَی جَارِهِ وَ رَمَاهُ بِالشِّرْکِ.

فَقُلْتُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه أَیُّهُمَا أَوْلَی بِالشِّرْکِ قَالَ الرَّامِی. وَ رَجُلًا اسْتَخَفَّتْهُ الْأَکَاذِیبُ کُلَّمَا أَحْدَثَ أُحْدُوثَهَ کَذِبٍ مَدَّهَا بِأَطْوَلَ مِنْهَا. وَ رَجُلًا آتَاهُ اللَّهُ سُلْطَاناً فَزَعَمَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَهُ اللَّهِ وَ مَعْصِیَتَهُ مَعْصِیَهُ اللَّهِ. وَ کَذَبَ. لِأَنَّهُ لَا طَاعَهَ لِمَخْلُوقٍ فِی مَعْصِیَهِ الْخَالِقِ. لَا یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ الْمَخْلُوقُ حُبُّهُ لِمَعْصِیَهِ اللَّهِ، فَلَا طَاعَهَ فِی مَعْصِیَتِهِ وَ لَا طَاعَهَ لِمَنْ عَصَی اللَّهَ.

إِنَّمَا الطَّاعَهُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ لِوُلَاهِ الْأَمْرِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَهِ الرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه.

لِأَنَّهُ مَعْصُومٌ مُطَهَّرٌ لَا یَأْمُرُ بِمَعْصِیَتِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَ بِطَاعَهِ أُولِی الْأَمْرِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لَا یَأْمُرُونَ بِمَعْصِیَتِهِ.

از سلیم بن قیس هلالی روایت شده است که: شنیدم امیرالمؤمنین صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: بر دین خود از سه گروه حذر کنی؛ کسی که قرآن می‌خواند و چون آثار نور و شکوه آن را در او ببینی، شمشیرش را بر روی همسایه‌اش می‌کشد و او را به شرک نسبت می‌دهد.

گفتم: ای امیرالمؤمنین صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه ، کدام‌یک سزاوارتر به شرک است؟ فرمود: همان کسی که دیگری را به شرک متهم می‌کند. و فردی که دروغ‌ها او را خار کرده است، هر بار که دروغی تازه روایت کند، آن را با دروغی مفصل تر و بزرگتر ادامه می‌دهد. و کسی که خداوند به او قدرت و برتری داده است، و می‌پندارد که اطاعت از او، اطاعت از خداست و نافرمانی‌اش، نافرمانی خدا. او دروغ می‌گوید! چرا که هیچ اطاعتی از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست. شایسته نیست که محبت به مخلوق، موجب معصیت خدا شود. پس اطاعت در نافرمانی خدا، درست نبوده و همچنین اطاعت از کسی که از خداوند نافرمانی می‌کند جایز نیست.

فرمان‌برداری فقط برای خدا، پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه او و اولی‌الامر است و خدا فرمان به اطاعت از رسولش صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه داده است.

زیرا او معصوم و پاک است، و به نافرمانی از خدا امر نمی‌کند و همچنین اطاعت از اولی‌الامر را واجب کرد، چون آنان معصوم و پاک‌اند و به نافرمانی از خدا فرمان نمی‌دهند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33399 ، حدیث شماره 18

الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ اأَبَا جَعْفَرٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه یَقُولُ: کُلُّ مَا لَمْ یَخْرُجْ مِنْ هَذَا الْبَیْتِ فَهُوَ بَاطِلٌ.

فضیل ابن یسار گوید از ابا جعفر(امام محمد باقر)صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه شنیدم که فرمودند: هر سخنی که از این خانه صادر نشده باشد، باطل است.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33400، حدیث شماره 19

عَنِ الْحَجَّاجِ بْنِ الصَّبَّاحِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: إِنَّا نُحَدِّثُ عَنْکَ بِالْحَدِیثِ فَیَقُولُ بَعْضُنَا قَوْلُنَا قَوْلُهُمْ. قَالَ:فَمَا تُرِیدُ؟ أَ تُرِیدُ أَنْ تَکُونَ إِمَاماً یُقْتَدَی بِکَ؟ مَنْ رَدَّ الْقَوْلَ إِلَیْنَا، فَقَدْ سَلِمَ.

از حجاج بن صباح نقل شده که گوید: به ابی جعفر(امام باقر) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه عرض کردم: ما حدیثی را از شما نقل می‌کنیم و برخی از ما می‌گویند سخن ما همان سخن اهل‌بیت است. فرمود: چه میخواهی؟ آیا می‌خواهی امامی باشی که از تو پیروی شود؟ هرکس سخن را به ما ارجاع دهد، در امان مانده است.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33401 ، حدیث شماره 20

الطَّبْرِسِیُّ فِی الْإِحْتِجَاجِ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ (سوره بقره، 79)

قَالَ: هَذِهِ لِقَوْمٍ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی أَنْ قَالَ، وَ قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه إِذَا کَانَ هَؤُلَاءِ الْعَوَامُّ مِنَ الْیَهُودِ لَا یَعْرِفُونَ الْکِتَابَ إِلَّا بِمَا یَسْمَعُونَهُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ، فَکَیْفَ ذَمَّهُمْ بِتَقْلِیدِهِمْ؟ وَ الْقَبُولِ مِنْ عُلَمَائِهِمْ وَ هَلْ عَوَامُّ الْیَهُودِ إِلَّا کَعَوَامِّنَا یُقَلِّدُونَ عُلَمَاءَهُمْ؟

إِلَی أَنْ قَالَ فَقَالَ صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه» بَیْنَ عَوَامِّنَا وَ عَوَامِّ الْیَهُودِ فَرْقٌ مِنْ جِهَهٍ وَ تَسْوِیَهٌ مِنْ جِهَهٍ. أَمَّا مِنْ حَیْثُ الِاسْتِوَاءِ فَإِنَّ اللَّهَ ذَمَّ عَوَامَّنَا بِتَقْلِیدِهِمْ عُلَمَاءَهُمْ کَمَا ذَمَّ عَوَامَّهُمْ؛ وَ أَمَّا مِنْ حَیْثُ افْتَرَقُوا فَإِنَّ عَوَامَّ الْیَهُودِ- کَانُوا قَدْ عَرَفُوا عُلَمَاءَهُمْ بِالْکَذِبِ الصِّرَاحِ وَ أَکْلِ الْحَرَامِ وَ الرِّشَا وَ تَغْیِیرِ الْأَحْکَامِ وَ اضْطُرُّوا بِقُلُوبِهِمْ. إِلَی أَنَّ مَنْ فَعَلَ ذَلِکَ فَهُوَ فَاسِقٌ لَا یَجُوزُ أَنْ یُصَدَّقَ عَلَی اللَّهِ وَ لَا عَلَی الْوَسَائِطِ بَیْنَ الْخَلْقِ وَ بَیْنَ اللَّهِ؛ فَلِذَلِکَ ذَمَّهُمْ وَ کَذَلِکَ عَوَامُّنَا إِذَا عَرَفُوا مِنْ عُلَمَائِهِمُ الْفِسْقَ الظَّاهِرَ وَ الْعَصَبِیَّهَ الشَّدِیدَهَ وَ التَّکَالُبَ عَلَی الدُّنْیَا وَ حَرَامِهَا.

طبرسی در احتجاج از امام حسن عسکری صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه در تفسیر آیه: وای بر آنان که کتاب را با دست خود می‌نویسند و می‌گویند این از سوی خداست (سوره بقره، 79)

امام حسن عسکری صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: این آیه درباره گروهی از یهود نازل شده است تا آنجا که امام می‌فرماید، مردی از امام صادق صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه پرسید، اگر عوام یهود کتاب را نشناختند جز آنچه که از علمای خود شنیدند، پس چرا به دلیل تقلید از علما سرزنش شده‌اند؟ و آیا جز این بوده که عوام یهود همچون عوام ما بودند که از علمای‌شان تقلید کردند؟

تا آنجا که (امام صادق) صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمود: میان عوام ما و عوام یهود، از جهتی شباهت و از جهتی هم تفاوت وجود دارد. شباهتش این است که خداوند؛ عوام ما را به جهت تقلید کردنشان از علما، و عوام آن ها را هم نیز بدین جهت سرزنش نموده است؛ اما تفاوتی که وجود دارد این است که عوام یهود، به‌وضوح می‌دانستند که علمای‌شان دروغ می‌گویند، حرام‌خوارند، رشوه می‌گیرندو احکام را تحریف می‌کنند، اما با این حال، سخنان آنان را قبول می‌کردند. تا آنجا که می‌دانستند چنین کسانی که این کارها را میکنند، فاسق‌اند و جایز نیست که بر خدا صدق کنند و یا اینکه واسطه ی بین خدا و خلق باشند؛ پس بدین دلیل سرزنش شدند و همین‌طور عوام ما نیز اگر بدانند علمایشان آشکارا فاسق اند، اهل تعصب شدید، حریص بر دنیا و اموال حرام هستند.

فَمَنْ قَلَّدَ مِثْلَ هَؤُلَاءِ فَهُوَ مِثْلُ الْیَهُودِ الَّذِینَ ذَمَّهُمُ اللَّهُ بِالتَّقْلِیدِ لِفَسَقَهِ عُلَمَائِهِمْ. فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِکَ لَا یَکُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَهِ لَا کُلَّهُمْ. فَإِنَّ مَنْ رَکِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاکِبَ عُلَمَاءِ الْعَامَّهِ فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَیْئاً وَ لَا کَرَامَهَ. وَ إِنَّمَا کَثُرَ التَّخْلِیطُ فِیمَا یُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ لِذَلِکَ لِأَنَّ الْفَسَقَهَ یَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَیُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ وَ یَضَعُونَ الْأَشْیَاءَ عَلَی غَیْرِ وَجْهِهَا لِقِلَّهِ مَعْرِفَتِهِمْ وَ آخَرُونَ یَتَعَمَّدُونَ الْکَذِبَ عَلَیْنَا الْحَدِیثَ.

و باز هم از آنها پیروی کنند، مانند همان یهودیانی هستند که به خاطر تقلید از علمای فاسقشان نکوهش شدند. اما اگر فقیهی باشد که: نگهبان دین خود باشد، از هوای نفس پیروی نکند، مطیع خدا باشد، پس عوام می‌توانند از او تقلید کنند و این ویژگی‌ها، فقط در برخی فقهای شیعه وجود دارد، نه همه‌شان. پس اگر کسی (عالمی) کارهای زشت و فواحش را انجام دهد، همان‌گونه که علمای عامه مرتکب می‌شوند، هیچ‌گونه سخنی از او درباره ما(اهل‌بیت) را نپذیرید. همانا زیادن شدن آمیختگی و آشفتگی؛ از آنچه از ما اهل بیت نقل می‌شود به این دلیل است که فاسقان از ما روایت می‌کنند؛ سپس آن را به سبب جهلشان تماما تحریف میکنند و بخاطر کم بودن معرفتشان مطالب را در غیر جایگاه و معنای درست آن قرار می‌دهند (مفاهیم حدیث را نادرست نقل میکنند) و گروه دیگری نیز هستند که عمداً و آگاهانه احادیث دروغی را به ما نسبت می‌دهند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33402 ، حدیث شماره 21

مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ فِی رَوْضَهِ الْوَاعِظِینَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ (سوره توبه، 31)

قَالَ رُوِیَ عَنْهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: أَنَّهُمْ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَرْبَاباً فِی الْحَقِیقَهِ، لَکِنَّهُمْ دَخَلُوا تَحْتَ طَاعَتِهِمْ فَصَارُوا بِمَنْزِلَهِ مَنِ اتَّخَذَهُمْ أَرْبَاباً.

در کتاب روضه الواعظین از محمد بن احمد بن علی درباره‌ی سخن خداوند متعال که می‌فرماید‌: آن‌ها دانشمندان و راهبانشان را به جاى خداوند، ارباب قرار دادند.(سوره توبه، 31)

نقل شده است که امام صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: آنها در حقیقت (احبار و رهبان) خود را به‌عنوان ارباب(خدایان) اتخاذ نکردند، اما چون از آنها اطاعت کردند، درجایگاه کسانی قرار گرفتند که ایشان را ارباب گرفته‌اند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33403 ، حدیث شماره 22

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: مَنْ أَخَذَ دِینَهُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَزَالَتْهُ الرِّجَالُ وَ مَنْ أَخَذَ دِینَهُ مِنَ الْکِتَابِ وَ السُّنَّهِ زَالَتِ الْجِبَالُ وَ لَمْ یَزُلْ.

أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: فرمودند: کسی که دین خود را از دهان مردمان بگیرد، همان مردمان نیز دینش را زائل خواهند کرد؛ و کسی که دین خود را از کتاب خدا و سنت پیامبرش بگیرد، کوه‌ها از جای خود زایل شوند، اما او دینش از بین نخواهد رفت.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33404 ، حدیث شماره 23

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عِنْدَ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ الشُّعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ (سوره شعرا،224) قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: نَزَلَتْ فِی الَّذِینَ غَیَّرُوا دِینَ اللَّهِ (وَ تَرَکُوا مَا) أَمَرَ اللَّهُ.

وَ لَکِنْ هَلْ رَأَیْتُمْ شَاعِراً قَطُّ تَبِعَهُ أَحَدٌ؟ إِنَّمَا عَنَی بِهِمُ الَّذِینَ وَضَعُوا دِیناً بِآرَائِهِمْ فَتَبِعَهُمُ النَّاسُ عَلَی ذَلِکَ إِلَی أَنْ قَالَ: إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ (سوره شعرا،227) وَ هُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه وَ وُلْدُهُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه.

در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است که ابوعبدالله ( امام صادق صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه) درباره‌ی آیه: از شاعران، گمراهان پیروی می‌کنند (سوره شعرا، 224)فرمودند: این آیه درباره کسانی نازل شده است که دین خدا را تغییر دادند و آنچه را خداوند امر کرده بود، ترک کردند.

آیا تاکنون دیده‌اید که شاعری پیروانی داشته باشد؟ بلکه منظور از این آیه کسانی هستند که دینی را بر اساس نظرات خود وضع کردند و مردم نیز از آنان پیروی کردند، تا آنکه خداوند فرمود: مگر کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند (سوره شعرا، 227)، و آنان امیرالمؤمنین صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه و فرزندانش صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه هستند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33405 ، حدیث شماره 24

رَوَی الْعَیَّاشِیُّ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَیّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه قَالَ: فِی الشُّعَرَاءِ هُمْ قَوْمٌ تَعَلَّمُوا وَ تَفَقَّهُوا بِغَیْرِ عِلْمٍ فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا.

عیاشی از ابی عبدالله(امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه نقل کرده که امام فرمودند: شعراء کسانی هستند که بدون علم، به تعلیم و تفقه پرداختند، پس خود گمراه شدند و دیگران را نیز گمراه کردند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33406 ، حدیث شماره 25

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی قَوْلِ اللَّهِ: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ (سوره توبه، 31) قَالَ: وَ اللَّهِ مَا صَلَّوْا لَهُمْ وَ لَا صَامُوا وَ لَکِنْ أَطَاعُوهُمْ فِی مَعْصِیَهِ اللَّهِ.

از ابی جعفر(امام باقر) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه درباره‌ی آیه: دانشمندان و راهبانشان را به‌جای خدا ارباب گرفتند (سوره توبه، 31)پرسیدند؛ فرمود: به خدا سوگند، آنان نه برای ایشان نماز گزاردند، و نه برایشان روزه گرفتند؛ ولیکن در نافرمانی خدا، از آنان اطاعت کردند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33407 ، حدیث شماره 26

عَنْ أَبَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه یَقُولُ: یَا مَعْشَرَ الْأَحْدَاثِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَأْتُوا الرُّؤَسَاءَ وَ غَیْرَهُمْ حَتَّی یَصِیرُوا أَذْنَاباً. لَا تَتَّخِذُوا الرِّجَالَ وَلَائِجَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنَا وَ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ مِنْهُمْ ثُمَّ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ.

از ابان نقل شده است که گوید شنیدم أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فرمودند: ای گروه جوانان! از خدا بترسید و نزد رؤسا و دیگران نروید تا زمانی که آنان تابع و مطیع شما شوند(نقش خود را از دست بدهند). مردان را ولیجه (واسطه‌هایی غیر از خدا) قرار ندهید. به خدا سوگند، من برای شما از آنان بهترم. سپس با دستش به سینه اش ضربه زد.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33408 ، حدیث شماره 27

عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: یَا أَبَا الصَّبَّاحِ إِیَّاکُمْ وَ الْوَلَائِجَ فَإِنَّ کُلَّ وَلِیجَهٍ دُونَنَا فَهِیَ طَاغُوتٌ أَوْ قَالَ نِدٌّ.

از ابی صباح کنانی نقل شده که گوید: ابوجعفر(امام باقر) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: ای اباالصباح، از واسطه‌ها بپرهیزید، زیرا هر واسطه‌ای غیر از ما، طاغوت یا همتا(برای خدا) است.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33409 ، حدیث شماره 28

عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه (سوره توبه ، 31)

قَالَ أَمَا إِنَّهُمْ لَمْ یَتَّخِذُوهُمْ آلِهَهً إِلَّا أَنَّهُمْ (أَحَلُّوا لَهُمْ حَلَالًا فَأَخَذُوا بِهِ وَ حَرَّمُوا حَرَاماً) فَأَخَذُوا بِهِ فَکَانُوا أَرْبَابَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ.

جابر از ابی عبدالله(امام صادق) صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه نقل می‌کند که از ایشان درباره سخن خداوند پرسیدم که فرموده: آنان دانشمندان و راهبانشان را به‌جای خدا ارباب (و سرپرست) خود گرفتند (سوره توبه، 31).

امام فرمود: آگاه باش! آنان آن دانشمندان و راهبان را به عنوان معبود اتخاذ نکردند؛ بلکه آنان (چیزی را که خدا حرام کرده بود، برایشان حلال شمردند و آنان پذیرفتند، و چیزی را که خدا حلال کرده بود، حرام کردند)و آنان نیز پذیرفتند؛پس اینگونه شد که (دانشمندان و راهبانشان) ارباب آنها غیر از خدا شدند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33410، حدیث شماره 29

عَنْ حُذَیْفَهَ قَالَ: سَأَلْتُهُ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ (سوره توبه،31) فَقَالَ لَمْ یَکُونُوا یَعْبُدُونَهُمْ وَ لَکِنْ کَانُوا إِذَا أَحَلُّوا لَهُمْ أَشْیَاءَ اسْتَحَلُّوهَا وَ إِذَا حَرَّمُوا عَلَیْهِمْ حَرَّمُوهَا.

حذیفه گفت: از حضرت صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه درباره آیه: آنها دانشمندان و راهبان خود را به‌جای خدا ارباب گرفتند (سوره توبه،31) پرسیدم. فرمود: آنان آن افراد را نمی‌پرستیدند، اما هرگاه چیزی را برایشان حلال می‌شمردند، آن را حلال می‌پنداشتند، و هرگاه چیزی را برایشان حرام می‌کردند، آن را نیز حرام می‌شمردند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33411 ، حدیث شماره 30

مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ الرَّضِیُّ فِی نَهْجِ الْبَلَاغَهِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی خُطْبَهٍ لَهُ قَالَ: وَ نَاظِرُ قَلْبِ اللَّبِیبِ بِهِ یُبْصِرُ أَمَدَهُ وَ یَعْرِفُ غَوْرَهُ وَ نَجْدَهُ.
دَاعٍ دَعَا وَ رَاعٍ رَعَی! فَاسْتَجِیبُوا لِلدَّاعِی وَ اتَّبِعُوا الرَّاعِیَ، قَدْ خَاضُوا بِحَارَ الْفِتَنِ وَ أَخَذُوا بِالْبِدَعِ دُونَ السُّنَنِ وَ أَرَزَ الْمُؤْمِنُونَ وَ نَطَقَ الضَّالُّونَ وَ الْمُکَذِّبُونَ. نَحْنُ الشِّعَارُ وَ الْأَصْحَابُ وَ الْخَزَنَهُ وَ الْأَبْوَابُ وَ لَا تُؤْتَی الْبُیُوتُ إِلَّا مِنْ أَبْوَابِهَا فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَیْرِ أَبْوَابِهَا سُمِّیَ سَارِقاً. إِلَی أَنْ قَالَ وَ إِنَّ الْعَامِلَ بِغَیْرِ عِلْمٍ َالسَّائِرِ عَلَی غَیْرِ طَرِیقٍ، فَلَا یَزِیدُهُ بُعْدُهُ عَنِ الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ إِلَّا بُعْداً عَنْ حَاجَتِهِ وَ إِنَّ الْعَامِلَ بِالْعِلْمِ کَالسَّائِرِ عَلَی الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ، فَلْیَنْظُرْ نَاظِرٌ أَ سَائِرٌ هُوَ أَمْ رَاجِعٌ.

سید رضی در نهج البلاغه از امیر المومنین صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه آورده است که امام در یکی از خطبه هایش میفرماید: قلب مرد خردمند را ديده اى است كه با آن عاقبت كارش را مى بيند، و پستى و بلندى آن را مى شناسد. دعوت كننده اى دعوت كرد، و نگهبانى نگهبانى نمود، پس دعوت كننده را پاسخ دهيد، و نگهبان را پيروى كنيد. گروهى به درياى فتنه فرو رفتند، سنّتها را رها كردند و به بدعتها چنگ زدند، اهل ايمان كناره گرفته و خاموش گشتند، و گمراهان تكذيب كننده گويا شدند.
ما اهل بيت چون پيراهن تن پيامبر و ياران او، و گنجينه هاى علم و ابواب رسالتيم. به خانه ها جز از طريق درها وارد نگردند، و هر كه از غير درها وارد گردد دزدش نامند. تا آنجاکه می‌فرماید: آن كه بدون بصيرت عمل كند چون كسى است كه به بيراهه مى رود، هر چه از راه روشنش دورتر شود از مقصودش دورتر مى‌گردد. و عامل آگاه، مانند رونده در راه روشن است. پس هر كس بايد بنگرد كه آيا به پيش مى رود يا به عقب بر مى گردد.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33412 ، حدیث شماره 31

وَ عَنْ أَعَلِیٍّ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی خُطْبَهٍ لَهُ قَالَ: وَ إِنَّمَا النَّاسُ رَجُلَانِ مُتَتَبِّعٌ شِرْعَهً وَ مُبْتَدِعٌ بِدْعَهً لَیْسَ مَعَهُ مِنَ اللَّهِ بُرْهَانُ سُنَّهٍ وَ لَا ضِیَاءُ حُجَّهٍ.

امام علی صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه در خطبه‌ای فرمود: همانا مردم دو دسته‌اند: یا پیرو و دنبال‌کننده‌ی راه(و شریعتِ) حق، و یا بدعت‌گذار در دین، که او نه دلیلی از سنت الاهی همراه دارد و نوری از حجت و برهان.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33413 ، حدیث شماره 32

عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ اخْتِلَافِ الشِّیعَهِ فَقَالَ: إِنَّ دِینَ اللَّهِ لَا یُعْرَفُ بِالرِّجَالِ، بَلْ بِآیَهِ الْحَقِّ. فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ.

إِنَّ الْحَقَّ أَحْسَنُ الْحَدِیثِ وَ الصَّادِعَ بِهِ مُجَاهِدٌ، وَ بِالْحَقِّ أُخْبِرُکَ؛ فَأَرْعِنِی سَمْعَکَ وَ ذَکَرَ کَلَاماً طَوِیلًا حَاصِلُهُ الْأَمْرُ بِالرُّجُوعِ إِلَیْهِمْ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِی الْأَحْکَامِ وَ تَفْسِیرِ الْقُرْآنِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ.

اصبغ بن نباته از حضرت امیر المومنین صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه نقل میکند که از ایشان درباره ی اختلاف شیعه میپرسند امام می‌فرمایند: دين خدا به شخصيّت و موقعيّت افراد شناخته نمى‌شود، بلكه به علامت و نشانۀ حق شناخته مى‌گردد. حق را بشناس، اهلش را خواهى شناخت.

حق بهترين گفتار است، و كسى كه از آن فاش سخن گويد مجاهد در راه خداست، و من از حق به تو خبر می‌دهم؛ به من گوش فرا ده و سخن طویلی را فرمود که مفهوم آن سخن این بود که در احکام و تفسیر قرآن و غیر آن باید به اهل بیت صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه رجوع کرد.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33414 ، حدیث شماره 33

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی حَنِیفَهَ: فَدَعِ الرَّأْیَ وَ الْقِیَاسَ وَ مَا قَالَ قَوْمٌ فِی دِینِ اللَّهِ لَیْسَ لَهُ بُرْهَانٌ.

از ابی عبدالله(امام صادق) صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه روایت شده که به ابوحنیفه فرمود: رأی و قیاس را رها کن، و همچنین گفته‌های مردمی را که در دین خدا که هیچ برهانی(دلیل روشنی) بر آن ندارند.

کتاب وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، رقم الحدیث الکلی: 33415 ، حدیث شماره 34

حَدِیثُ الْحُسَیْنِ أَنَّهُ سَأَلَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی: أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ (سوره نسا، 59) قَالَ :أُولِی الْعَقْلِ وَ الْعِلْمِ قُلْنَا أَ خَاصٌّ أَوْ عَامٌّ قَالَ خَاصٌّ لَنَا.

در روایت آمده که فردی از جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (امام صادق) صَلَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه درباره آیه اطاعت کنید از خدا، و اطاعت کنید از پیامبر، و از صاحبان امر از میان خودتان (سوره نسا، 59) پرسید. امام فرمود: مراد، صاحبان عقل و علم‌اند. پرسیدیم: آیا این تعبیر، خاص است یا عام؟ فرمود: خاص است برای ما (اهل‌بیت).

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 1

قَالَ الصَّادِقُ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: اعْرِفُوا مَنَازِلَ شِیعَتِنَا بِقَدْرِ مَا یُحْسِنُونَ مِنْ رِوَایَاتِهِمْ عَنَّا، فَإِنَّا لَا نَعُدُّ الْفَقِیهَ مِنْهُمْ فَقِیهاً، حَتَّی یَكُونَ مُحَدَّثاً.

فَقِیلَ لَهُ : أَ وَ یَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُحَدَّثاً ؟ قَالَ : یَكُونُ مُفَهَّماً وَ الْمُفَهَّمُ مُحَدَّثٌ.

امام صادق‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: جایگاه شیعیان ما را به اندازه‌‌ی حسن روایت کردن از ما بشناسید، زیرا ما کسی از آن‌ها را فقیه به شمار نمی‌آوریم، مگر آن‌که محدَّث(مورد سخن و خطاب واقع شده) باشد. سپس از ایشان پرسیده شد: آیا ممکن است مؤمن، محدَّث(مورد سخن) باشد؟ فرمود: مومن مفهَّم(با فهم) می‌شود و مفهَّم همان محدَّث است.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 2

عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ السَّائِیِّ قَالَ: كَتَبَ إِلَیَّ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ هُوَ فِی السِّجْنِ وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ یَا عَلِیُّ مِمَّنْ تَأْخُذُ مَعَالِمَ دِینِكَ... لَا تَأْخُذَنَّ مَعَالِم دِینِكَ عَنْ غَیْرِ شِیعَتِنَا، فَإِنَّكَ إِنْ تَعَدَّیْتَهُمْ، أَخَذْتَ دِینَكَ عَنِ الْخَائِنِینَ؛ الَّذِینَ خَانُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ خَانُوا أَمَانَاتِهِمْ. إِنَّهُمُ اؤْتُمِنُوا عَلَی كِتَابِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَلَا فَحَرَّفُوهُ وَ بَدَّلُوهُ، فَعَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ رَسُولِهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ لَعْنَةُ آبَائِیَ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ لَعْنَتِی وَ لَعْنَةُ شِیعَتِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ.

علی بن سوید السائی گفت: ابوالحسن اول(امام موسی کاظم صلی‌الله‌علیه‌وآله) در زندان برایم نوشت: (ای ‌علی) اما در مورد آنچه گفتی؛ درباره‌ی این که آموزه‌های دینت را باید از چه کسی فراگیری... آموزه‌های دینت را از غیر شیعیان ما مگیر، زیرا اگر از آنان فرابگیری، دینت را از خیانتکاران گرفته‌ای؛ همان کسانیکه به خدا و رسولش و امانت‌های ایشان خیانت کردند. کتاب خدا به ایشان امانت سپرده شد اما آن را تحریف کرده و تغییر دادند، لعنت خدا و رسول او و فرشتگانش و لعنت پدران بزرگوار و نیکوکار من و لعنت من و شیعیانم تا روز قیامت بر آن‌ها باد.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 3

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ حَاتِمِ بْنِ مَاهَوَیْهِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَیْهِ یَعْنِی أَبَا الْحَسَنِ الثَّالِثَ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ أَسْأَلُهُ عَمَّنْ آخُذُ مَعَالِمَ دِینِی؟ وَ كَتَبَ أَخُوهُ أَیْضاً بِذَلِكَ. فَكَتَبَ إِلَیْهِمَا فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتُمَا. فَاعْتَمِدَا فِی دِینِكُمَا عَلَی مُسِنٍّ فِی حُبِّكُمَا وَ كُلِّ كَثِیرِ الْقَدَمِ فِی أَمْرِنَا؛ فَإِنَّهُمْ، كَافُوكُمَا، إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی.

احمد بن حاتم بن ماهویه گوید: نامه‌ای به ابالحسن سوم(امام علی النقی) صلی‌الله‌علیه‌وآله نوشتم و در آن پرسیدم: از چه کسی باید معالم و مبانی دین خود را بگیرم؟ همچنین برادر من نیز با همین مضمون نامه‌ای به آن حضرت نوشت. حضرت در پاسخ به آن دو چنین نوشت آنچه را بیان کرده بودید دریافتم. در دین خود بر فردی سن و سالش در دوستی شما گذشته و نیز بر شخصی که در کار ما(در امر ولایت) بسیار قدم برداشته اعتماد نمایید؛ زیرا ایشان، به خواست خدای متعال، شما را کفایت خواهند کرد.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 4

یَرْفَعُهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ أَنَّهُ قَالَ لِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ : لَا تَكُونُ إِمَّعَةً، تَقُولُ أَنَا مَعَ النَّاسِ وَ أَنَا كَوَاحِدٍ مِنَ النَّاسِ.

از (ابی عبدالله)امام جعفرصادق صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده که به یکی از اصحاب خود فرمودند: جزو افرادی که کورکورانه پیروی می‌کنند نباش، آنان که گویند من با مردمم و من یکی از مردم هستم.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 5

عَنِ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: إِیَّاكَ وَ الرِّئَاسَةَ وَ إِیَّاكَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ. فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَمَّا الرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ الرِّجَالِ، فَمَا ثُلُثَا مَا فِی یَدِی إِلَّا مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ الرِّجَالِ. فَقَالَ: لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ، إِیَّاكَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِی كُلِّ مَا قَالَ.

ابو حمزۀ ثمالى روایت می‌کند که ابوعبدالله(حضرت صادق) صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: بر حذر باش از ریاست و بر حذر باش از اين كه دنباله‌رو مردم باشى. عرض كردم: قربانت گردم رياست را میدانم، امّا(منظور شما از) اين كه دنبال مردم نروم(را متوجه نمیشوم در حالى كه من، دو سوّم از آنچه كه (از روایات شما) دارم را از دنبال روى مردم بدست آورده‌ام. فرمود: آنگونه که متوجه شدی نیست،(بلكه منظور اين است كه) بپرهيزى از آنكه غير از حجّت(حقّ‌) شخصى ديگر را به رهبرى انتخاب نمائى و هر چه گويد تصديقش كنى.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 6

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: یَا سُفْیَانُ، إِیَّاكَ وَ الرِّئَاسَةَ، فَمَا طَلَبَهَا أَحَدٌ إِلَّا هَلَكَ. فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ هَلَكْنَا، إِذاً لَیْسَ أَحَدٌ مِنَّا إِلَّا وَ هُوَ یُحِبُّ أَنْ یُذْكَرَ وَ یُقْصَدَ وَ یُؤْخَذَ عَنْهُ! فَقَالَ: لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِلَیْهِ. إِنَّمَا ذَلِكَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلًا دُونَ الْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِی كُلِّ مَا قَالَ وَ تَدْعُوَ النَّاسَ إِلَی قَوْلِهِ.

ابوعبدالله(امام صادق صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: ای سفیان، بر حذر باش از ریاست‌طلبی، که هیچ‌کس آن را طلب نکرد مگر آن‌که هلاک شد. عرض کردم: فدایت شوم، پس ما هلاک شدیم، زيرا هيچ يك از ما نيست مگر آنكه دوست دارد كه نامش برده شود و مردم او را در نظر گرفته و به او مراجعه كنند و از او شنوندگى داشته باشند! فرمود: اين گونه نيست كه تو پنداشته‌اى. بلكه رياست آن است كه غير از حجّت خدا شخص ديگرى را به امامت برگزينى و هر چه گويد تصديقش نمائى و مردم را براى(شنيدن و پذيرفتن)گفتار او دعوت كنى.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 7

قَالَ الصَّادِقُ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْرِفُنَا، وَ هُوَ مُسْتَمْسِكٌ بِعُرْوَةِ غَیْرِنَا.

امام صادق صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: دروغ می‌گوید کسی که می‌پندارد ما را می‌شناسد، در حالی که به ریسمان غیر ما چنگ زده است.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 8

عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: أَنَّ اللَّهَ لَا یَقْبِضُ الْعِلْمَ انْتِزَاعاً یَنْتَزِعُهُ مِنَ النَّاسِ وَ لَكِنْ یَقْبِضُهُ بِقَبْضِ الْعُلَمَاءِ. فَإِذَا لَمْ یُنْزِلْ عَالِمٌ إِلَی عَالِمٍ یَصْرِفُ عَنْهُ، طُلَّابُ حُطَامِ الدُّنْیَا وَ حَرَامِهَا، وَ یَمْنَعُونَ الْحَقَّ أَهْلَهُ وَ یَجْعَلُونَهُ لِغَیْرِ أَهْلِهِ وَ اتَّخَذَ النَّاسُ رُؤَسَاءَ جُهَّالًا. فَسُئِلُوا فَأَفْتَوْا بِغَیْرِ عِلْمٍ، فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا.

از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله روایت شده که فرمودند: همانا خداوند دانش را به‌گونه‌ای که یکباره از مردم بگیرد نمی‌گیرد، بلکه با از دنیا رفتن دانشمندان آن را می‌گیرد. پس هنگامی که عالمی جانشین عالم دیگری نشود، طالبان کالای بی‌ارزش دنیا و حرام آن، از او روی برمی‌گردانند و حق را از اهلش بازمی‌دارند و آن را به ناحق به دیگران می‌دهند و مردم جاهلان را بعنوان پیشوایان خود برمی‌گزینند. پس از آنان پرسیده می‌شود و بدون علم فتوا می‌دهند، پس خود گمراه شده و دیگران را نیز گمراه می‌کنند.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 9

وَ قَالَ الرِّضَا صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ قَالَ الرِّضَا صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ قَدْ حَسُنَ سَمْتُهُ وَ هَدْیُهُ وَ تَمَاوَتَ فِی مَنْطِقِهِ وَ تَخَاضَعَ فِی حَرَكَاتِهِ، فَرُوَیْداً لَا یَغُرَّنَّكُمْ!

امام رضا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: علی بن الحسین(امام سجاد) صلی‌الله‌علیه‌وآله گفت: هنگامی که دیدید مردی را که ظاهر و رفتارش نیکوست و در سخن گفتنش خود را به فروتنی و کم حرفی می‌زند و در حرکاتش اظهار خضوع می‌کند، اندکی درنگ کنید شما را فریب ندهد!

فَمَا أَكْثَرَ مَنْ یُعْجِزُهُ تَنَاوُلُ الدُّنْیَا وَ رُكُوبُ الْحَرَامِ مِنْهَا لِضَعْفِ نِیَّتِهِ وَ مَهَانَتِهِ وَ جُبْنِ قَلْبِهِ، فَنَصَبَ الدِّینَ فَخّاً لَهَا، فَهُوَ لَا یَزَالُ یَخْتِلُ النَّاسَ بِظَاهِرِهِ؛ فَإِنْ تَمَكَّنَ مِنْ حَرَامٍ، اقْتَحَمَهُ.

چه بسیارند کسانی که دست‌یافتن به دنیا و سواری گرفتن از حرام آن به سبب سستی نیت و خواری نفس و ترس دلشان، پس دین را وسیله‌ی فریب و به دام انداختن(دیگران) قرار می‌دهند، و همواره با ظاهر خود مردم را می‌فریبند؛ اما هرگاه بر حرامی دست یابند، در آن فرو می‌روند.

وَ إِذَا وَجَدْتُمُوهُ یَعِفُّ عَنِ الْمَالِ الْحَرَامِ، فَرُوَیْداً، لَا یَغُرَّنَّكُمْ؛ فَإِنَّ شَهَوَاتِ الْخَلْقِ مُخْتَلِفَةٌ. فَمَا أَكْثَرَ مَنْ یَنْبُو عَنِ الْمَالِ الْحَرَامِ وَ إِنْ كَثُرَ؛ وَ یَحْمِلُ نَفْسَهُ عَلَی شَوْهَاءَ قَبِیحَةٍ فَیَأْتِی مِنْهَا مُحَرَّماً.

پس اگر آنان را چنان یافتید که از مال حرام نیز چشم می‌پوشند شتاب مکنید، مبادا شما را بفریبند؛ زیرا خواهش‌های نفسانی مردم گوناگون است. و چه بسیارند کسانی که از مال حرام هرچند فراوان باشد دوری می‌کنند؛ ولی نفس خود را بر کار زشت و ناپسندی وامی‌دارند و از آن راه مرتکب حرام می‌شوند.

فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ یَعِفُّ عَنْ ذَلِكَ فَرُوَیْداً، لَا یَغُرَّكُمْ. حَتَّی تَنْظُرُوا مَا عَقَدَهُ عَقْلُهُ. فَمَا أَكْثَرَ مَنْ تَرَكَ ذَلِكَ أَجْمَعَ، ثُمَّ لَا یَرْجِعُ إِلَی عَقْلٍ مَتِینٍ، فَیَكُونُ مَا یُفْسِدُهُ بِجَهْلِهِ أَكْثَرَ مِمَّا یُصْلِحُهُ بِعَقْلِهِ.

پس اگر دیدید که از آن(فعل حرام) نیز پرهیز می‌کنند، باز هم شتاب نکنید. تا بنگرید عقل و خردش بر چه پیمانی استوار است. چه بسیارند کسانی که همه‌ی آن‌ها(آنچه که گفته شد را) ترک می‌کنند، اما به عقلشان رجوع نمی‌کنند، در نهایت آنچه به سبب نادانی تباه می‌سازند بیشتر است از آنچه به وسیله عقل خود اصلاح می‌کنند.

پس اگر آنان را چنان یافتید که از مال حرام نیز چشم می‌پوشند شتاب مکنید، مبادا شما را بفریبند؛ زیرا خواهش‌های نفسانی مردم گوناگون است. و چه بسیارند کسانی که از مال حرام هرچند فراوان باشد دوری می‌کنند؛ ولی نفس خود را بر کار زشت و ناپسندی وامی‌دارند و از آن راه مرتکب حرام می‌شوند.

فَإِذَا وَجَدْتُمْ عَقْلَهُ مَتِیناً فَرُوَیْداً، لَا یَغُرَّكُمْ. حَتَّی تَنْظُرُوا أَ مَعَ هَوَاهُ یَكُونُ عَلَی عَقْلِهِ أَوْ یَكُونُ مَعَ عَقْلِهِ عَلَی هَوَاهُ ؟ وَ كَیْفَ مَحَبَّتُهُ لِلرِّئَاسَاتِ الْبَاطِلَةِ وَ زُهْدُهُ فِیهَا.

پس اگر دیدید او خردی استوار و غیرقابل تزلزل [عقلی که دستخوش هوس‌ها، شک‌ها یا تأثیرات سطحی دیگران نمی‌شود.] دارد، باز هم شتاب مکنید. تا بنگرید آیا هوای نفسش را فرمانروای عقلش قرار داده یا عقلش بر هوای نفسش غلبه یافته است؟ و بنگرید محبت و زهد و بی رغبتی او نسبت به ریاست‌های باطل چگونه است.

فَإِنَّ فِی النَّاسِ مَنْ خَسِرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةَ؛ یَتْرُكُ الدُّنْیَا لِلدُّنْیَا وَ یَرَی أَنَّ لَذَّةَ الرِّئَاسَةِ الْبَاطِلَةِ أَفْضَلُ مِنْ لَذَّةِ الْأَمْوَالِ وَ النِّعَمِ الْمُبَاحَةِ الْمُحَلَّلَةِ، فَیَتْرُكُ ذَلِكَ أَجْمَعَ طَلَباً لِلرِّئَاسَةِ حَتَّی. إِذا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ [سوره بقره، 206]

چرا که در میان مردم کسانی هستند که دنیا و آخرت را با هم از دست داده‌اند؛ دنیا را برای دنیا رها می‌کنند و گمان می‌برند لذت ریاست باطل از لذت اموال و نعمت‌های حلال مباح برتر است، پس همه‌ی آن‌ها را تنها برای ریاست ترک می‌کنند . چون به ایشان گفته شود از خدا پروا کن، غرور و خودپسندیش او را به گناه وا می‌دارد، پس دوزخ برای او بس است، و چه بد جایگاهی است. [سوره بقره، 206]

فَهُوَ یَخْبِطُ خَبْطَ عَشْوَاءَ، یَقُودُهُ أَوَّلُ بَاطِلٍ إِلَی أَبْعَدِ غَایَاتِ الْخَسَارَةِ، وَ یُمِدُّهُ رَبُّهُ بَعْدَ طَلَبِهِ لِمَا لَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ فِی طُغْیَانِهِ. فَهُوَ یُحِلُّ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ یُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ. لَا یُبَالِی بِمَا فَاتَ مِنْ دِینِهِ. إِذَا سَلِمَتْ لَهُ رِئَاسَتُهُ الَّتِی قَدْ یَتَّقِی مِنْ أَجْلِهَا فَأُولَئِكَ الَّذِینَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً [سوره احزاب، 57]

پس این شخص کورکورانه می‌تازد، و نخستین باطل او را به دورترین مرزهای خسران می‌کشاند، و پروردگارش پس از طلب چیزی که توان آن را ندارد، در طغیان یاری‌اش می‌دهد. پس حلال خدا را حرام می‌سازد و حرام خدا را حلال می‌شمرد. از آنچه که از دینش از دست می‌رود باکی ندارد. مادامی که ریاستش پایدار بماند همان ریاستی که برای حفظ آن دست به هر کاری می‌زند. و آنان کسانی هستند که خدا بر آنان خشم گرفت و لعنتشان کرد و برایشان عذابی خوارکننده آماده ساخت. [سوره احزاب،57]

وَ لَكِنَّ الرَّجُلَ كُلَّ الرَّجُلِ نِعْمَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذِی جَعَلَ هَوَاهُ تَبَعاً لِأَمْرِ اللَّهِ ، وَ قُوَاهُ مَبْذُولَةً فِی رِضَی اللَّهِ . یَرَی الذُّلَّ مَعَ الْحَقِّ أَقْرَبَ إِلَی عِزِّ الْأَبَدِ مِنَ الْعِزِّ فِی الْبَاطِلِ ؛ وَ یَعْلَمُ أَنَّ قَلِیلَ مَا یَحْتَمِلُهُ مِنْ ضَرَّائِهَا ، یُؤَدِّیهِ إِلَی دَوَامِ النَّعِیمِ فِی دَارٍ لَا تَبِیدُ وَ لَا تَنْفَدُ . وَ أَنَّ كَثِیرَ مَا یَلْحَقُهُ مِنْ سَرَّائِهَا إِنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ یُؤَدِّیهِ إِلَی عَذَابٍ لَا انْقِطَاعَ لَهُ وَ لَا یَزُولُ .

اما مردحقیقی و نیکوترین مرد آن است که خواسته‌اش را تابع فرمان خدا گرداند، و نیرو وتوانش را در راه خشنودی خدا به کار گیرد. خواری همراه با حق را از عزتی که در باطل است به عزت ابدی و حقیقی نزدیک‌تر می‌داند؛ و همچنان آگاه است اندک رنجی که در دنیا تحمل می‌کند، او را به نعمت پایدار در سرایی می‌رساند که نه نابود می‌شود و نه پایان می‌گیرد . و(می‌داند) بسیاری از خوشی‌های دنیا اگر به دنبال هوای نفس برود او را به عذابی بی‌پایان می‌کشاند .

فَذَلِكُمُ الرَّجُلُ ، نِعْمَ الرَّجُلُ ! فَبِهِ فَتَمَسَّكُوا ، وَ بِسُنَّتِهِ فَاقْتَدُوا وَ إِلَی رَبِّكُمْ بِهِ فَتَوَسَّلُوا ؛ فَإِنَّهُ لَا تُرَدُّ لَهُ دَعْوَةٌ وَ لَا تُخَیَّبُ لَهُ طَلِبَةٌ.

این مرد ، چه نیکو مردی است ! پس به او تمسک جویید ، و به روش او اقتدا کنید و به سوی پروردگارتان به او توسل بجویید؛ زیرا دعای او رد نمی‌شود و خواسته‌اش بی‌پاسخ نمی‌ماند.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 10

عَنْ الرِّضَا صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ أَنَّهُ قَالَ: قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ إِلَی آخِرِ الْخَبَرِ.

امام رضا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: علی بن الحسین(امام سجاد) صلی‌الله‌علیه‌وآله گفت: هنگامی که دیدید مردی را... تا آخر حدیث.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 11

وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: یَا مَعْشَرَ شِیعَتِنَا وَ الْمُنْتَحِلِینَ مَوَدَّتَنَا، إِیَّاكُمْ وَ أَصْحَابَ الرَّأْیِ. فَإِنَّهُمْ أَعْدَاءُ السُّنَنِ، تَفَلَّتَتْ مِنْهُمُ الْأَحَادِیثُ أَنْ یَحْفَظُوهَا؛ وَ أَعْیَتْهُمُ السُّنَّةُ أَنْ یَعُوهَا، فَاتَّخَذُوا عِبَادَ اللَّهِ خَوَلًا وَ مَالَهُ دُوَلًا. فَذَلَّتْ لَهُمُ الرِّقَابُ وَ أَطَاعَهُمُ الْخَلْقُ أَشْبَاهُ الْكِلَابِ وَ نَازَعُوا الْحَقَّ أَهْلَهُ وَ تَمَثَّلُوا بِالْأَئِمَّةِ الصَّادِقِینَ؛ وَ هُمْ مِنَ الْكُفَّارِ الْمَلاعِینِ. فَسُئِلُوا عَمَّا لَا یَعْلَمُونَ، فَأَنِفُوا أَنْ یَعْتَرِفُوا بِأَنَّهُمْ لَا یَعْلَمُونَ فَعَارَضُوا الدِّینَ بِآرَائِهِمْ فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا. أَمَا، لَوْ كَانَ الدِّینُ بِالْقِیَاسِ، لَكَانَ بَاطِنُ الرِّجْلَیْنِ أَوْلَی بِالْمَسْحِ مِنْ ظَاهِرِهِمَا.

امیرالمؤمنین(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرمایند: ای گروه شیعیان ما و ای کسانیکه مدعیان دوستی ما هستید، برحذر باشید از اهل رای. چرا که آن‌ها دشمنان سنت هستند، احادیث از دستشان گریخت و نتوانستند آن را حفظ کنند؛ و سنت ایشان را عاجز و درمانده ساخت که آن را بفهمند و درک کنند، پس بندگان خدا را بنده و زیردست خود گرفتند و مال‌شان را دست‌به‌دست میان خود چرخاندند( تقسیم کردند). پس گردن‌ها در برابرشان خوار شد و مردم مانند سگ‌ها از آنان پیروی کردند و حق را از اهلش بازستاندند و خود را مانند امامان راستین جلوه دادند؛ در حالی که از کافران لعنت‌شده‌ بودند. از آنها درباره چیزی که نمی‌دانستند پرسیده شد، پس از این‌که اعتراف کنند نمی‌دانند تکبّر ورزیدند و با رای‌های خویش با دین مقابله کردند پس خود گمراه شدند و دیگران را نیز گمراه کردند.آگاه باشید، اگر دین با قیاس (عقل‌سنجی ظاهری) بود، شایسته تر بود کف پا به جای روی پا مسح شود.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 12

بِالْإِسْنَادِ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِیِّ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی : وَ مِنْهُمْ أُمِّیُّونَ لا یَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِیَّ [سوره بقره، 78]

قَالَ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ : ثُمَّ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی : یَا مُحَمَّدُ وَ مَنْ هَؤُلَاءِ الْیَهُودُ أُمِّیُّونَ لَا یَقْرَءُونَ الْكِتَابَ وَ لَا یَكْتُبُونَ ، كَالْأُمِّیِّ مَنْسُوبٌ إِلَی أُمِّهِ ، أَیْ هُوَ كَمَا خَرَجَ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ لَا یَقْرَأُ وَ لَا یَكْتُبُ . لَا یَعْلَمُونَ الْكِتَابَ الْمُنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ ، وَ لَا الْمُتَكَذَّبَ بِهِ وَ لَایُمَیِّزُونَ بَیْنَهُمَا.

ابومحمّد عسکری(امام حسن عسکری) صلی‌الله‌علیه‌وآله از پدرانش در تفسیر آیه: : (بعضى‌) از آنان بى‌سوادانى هستند كه كتاب (خدا) را جز خيالات خامى نمى‌دانند [بقره، 78]

می‌فرماید: سپس خدای متعال فرمود: ای محمّد، و از این‌ها یهودیانی هستند که کتاب را نه می‌خوانند و نه می‌نویسند، امّی منسوب است به کلمه‌ی ام یعنی مادر ، یعنی همانند شخصی که از شکم مادرش بیرون آمده نه می‌خواند و نه می‌نویسد . آنها نه کتاب نازل شده از آسمان را می‌شناسند ، و نه آن کتابی دروغین را و توانایی تمایز میان آن دو را ندارند.

إِلَّا أَمَانِیَّ، أَیْ إِلَّا أَنْ یُقْرَأَ عَلَیْهِمْ وَ یُقَالَ: هَذَا كِتَابُ اللَّهِ وَ كَلَامُهُ لَا یَعْرِفُونَ إنْ قُرِئَ مِنَ الْكِتَابِ خِلَافُ مَا فِیهِ.

جز آرزوها، یعنی جز اینکه بر آنها خوانده شود و به آنان گفته شود: این کتاب خدا و کلام اوست (به این امید و آرزو باشند که چیزی که بر آنها خوانده می‌شود کلام خداست) آنها تشخیص نمی‌دهند اگر چیزی برای آن‌ها خوانده شود و خلاف محتوای داخل کتاب باشد.

وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ؛ أَیْ مَا یَقْرَأُ عَلَیْهِمْ رُؤَسَاؤُهُمْ ، مِنْ تَكْذِیبِ مُحَمَّدٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ فِی نُبُوَّتِهِ وَ إِمَامَةِ عَلِیٍّ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ سَیِّدِ عِتْرَتِهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ هُمْ یُقَلِّدُونَهُمْ، مَعَ أَنَّهُ مُحَرَّمٌ عَلَیْهِمْ تَقْلِیدُهُمْ.

فقط در مسیر گمان و خیال واهی قدم برمی دارند یعنی آنان (عوام یهود) از آنچه روئسایشان بر آنان می‌خوانند ، یعنی تکذیب مقام نبوت حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله و امامت علی صلی‌الله‌علیه‌وآله سرور خاندانش صلی‌الله‌علیه‌وآله تقلید می‌کنند(و گمان می‌برند که درست است)، با اینکه تقلید از آنان (روءسا) بر ایشان حرام بود.

فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا[سوره‌بقره، 79] قَالَ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ : قَالَ اللَّهُ تَعَالَی : هَذَا الْقَوْمُ مِنَ الْیَهُودِ كَتَبُوا صِفَةً زَعَمُوا أَنَّهَا صِفَةُ مُحَمَّدٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ ، وَ هِیَ خِلَافُ صِفَتِهِ وَ قَالُوا لِلْمُسْتَضْعَفِینَ مِنْهُمْ : هَذِهِ صِفَةُ النَّبِیِّ الْمَبْعُوثِ فِی آخِرِ الزَّمَانِ؛

پس وای  بر کسانی که کتاب را با دست‌های خود می‌نویسند، سپس می‌گویند: این از نزد خداست، تا آن‌را به بهای اندکی بفروشند [سوره بقره، 79] امام صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خداوند تعالی فرمود: این‌ها قومی از یهود بودند که ویژگی‌ها و اوصافی را نوشتند و پنداشتند که آن جزو صفات محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله است، در حالی که آن بر خلاف صفات حقیقی او بود و به مستضعفان [ناآگاهان در علم دین] خود گفتند: این، صفت پیامبری است که در آخرالزمان برانگیخته خواهد شد؛

أَنَّهُ طَوِیلٌ ، عَظِیمُ الْبَدَنِ وَ الْبَطْنِ ، أَصْهَبُ الشَّعْرِ وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ بِخِلَافِهِ وَ هُوَ یَجِی‌ءُ بَعْدَ هَذَا الزَّمَانِ، بِخَمْسِمِائَةِ سَنَةٍ وَ إِنَّمَا أَرَادُوا بِذَلِكَ لِتَبْقَی لَهُمْ عَلَی ضُعَفَائِهِمْ رِئَاسَتُهُمْ وَ تَدُومَ لَهُمْ إِصَابَاتُهُمْ وَ یَكُفُّوا أَنْفُسَهُمْ مَئُونَةَ خِدْمَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ خِدْمَةِ عَلِیٍّ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ أَهْلِ خَاصَّتِهِ.

که او بلندقد، درشت اندام با شکمی بزرگ، دارای موهایی سرخ‌گون یا بور(مایل به زرد) می‌باشد در حالی که محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله بر خلاف این اوصاف بود و (به دروغ گفتند) او پس از این زمان، پانصد سال دیگر خواهد آمد و هدفشان ادامه دادن و بقاء ریاست و فرمانبری بر ضعیفان و بهره برداری از آن‌ها بود و همچنین برای آنکه خود را از زحمت خدمت به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و خدمت به علی‌صلی‌الله‌علیه‌وآله و یاران خاص او بازدارند.

فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَكْسِبُونَ [سوره بقره، 79] مِنْ هَذِهِ الصِّفَاتِ الْمُحَرَّفَاتِ الْمُخَالِفَاتِ لِصِفَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ عَلِیٍّ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ الشِّدَّةُ لَهُمْ مِنَ الْعَذَابِ فِی أَسْوَءِ بِقَاعِ جَهَنَّمَ وَ وَیْلٌ لَهُمْ الشِّدَّةُ مِنَ الْعَذَابِ ثَانِیَةً مُضَافَةً إِلَی الْأُولَی، مِمَّا یَكْسِبُونَهُ مِنَ الْأَمْوَالِ الَّتِی یَأْخُذُونَهَا ، إِذَا ثَبَّتُوا (أعوامهم) عَوَامَّهُمْ عَلَی الْكُفْرِ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ الْجَحْدِ لِوَصِیِّهِ أَخِیهِ  عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَلِیِّ اللَّهِ.

پس خدای عزّوجل فرمود: پس وای بر آنان از آنچه با دست‌هایشان نوشتند و وای بر آنان از آنچه به دست می‌آورند [سوره بقره، 79] از این اوصاف تحریف‌شده و مخالف با صفت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله و علی صلی‌الله‌علیه‌وآله شدیدترین عذاب برای آنان در بدترین جایگاه‌های دوزخ خواهد بود و وای بر آنان از شدتی دیگر از عذاب که بر آن عذاب نخست افزوده می‌شود، به سبب اموالی که به دست می‌آورند ، وقتی استوار و ثابت می‌دارند عوام خود بر کفر ورزیدن به محمّد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرستاده خدا و بر انکارِ وصیّ او برادرش علی بن ابی‌طالب صلی‌الله‌علیه‌وآله ولیّ خدا.

ثُمَّ قَالَ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ : قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ : فَإِذَا كَانَ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ مِنَ الْیَهُودِ لَا یَعْرِفُونَ الْكِتَابَ إِلَّا بِمَا یَسْمَعُونَهُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ لَا سَبِیلَ لَهُمْ إِلَی غَیْرِهِ ، فَكَیْفَ ذَمَّهُمْ بِتَقْلِیدِهِمْ وَ الْقَبُولِ مِنْ عُلَمَائِهِمْ؟ وَ هَلْ عَوَامُّ الْیَهُودِ إِلَّا كَعَوَامِّنَا یُقَلِّدُونَ عُلَمَاءَهُمْ؟ فَإِنْ لَمْ یَجُزْ لِأُولَئِكَ الْقَبُولُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ، لَمْ یَجُزْ لِهَؤُلَاءِ الْقَبُولُ مِنْ عُلَمَائِهِمْ.

سپس امام صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: مردی به امام صادق صلی‌الله‌علیه‌وآله گفت: اگر این قوم یهود کتاب را جز آنچه که از علمای خود شنیده اند نمیشناسند و راهی جز آن(سخن علما) برایشان وجود ندارد، پس چگونه خدا آنان را به سبب تقلید کردن و پذیرفتن از علمایشان نکوهش کرده است؟ و آیا جز این است که عوام یهود همانند عوام ما می‌باشند که از علمایشان تقلید می‌کنند؟ پس اگر برای آنان جایز نبوده که از علمایشان بپذیرند، برای اینان نیز جایز نیست که از علمای خود بپذیرند.

 فَقَالَ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ : بَیْنَ عَوَامِّنَا وَ عُلَمَائِنَا وَ بَیْنَ عَوَامِّ الْیَهُودِ وَ عُلَمَائِهِمْ فَرْقٌ مِنْ جِهَةٍ وَ تَسْوِیَةٌ مِنْ جِهَةٍ . أَمَّا مِنْ حَیْثُ اسْتَوَوْا، فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ ذَمَّ عَوَامَّنَا بِتَقْلِیدِهِمْ عُلَمَاءَهُمْ،كَمَا ذَمَّ عَوَامَّهُمْ. وَ أَمَّا مِنْ حَیْثُ افْتَرَقُوا فَلَا. قَالَ: بَیِّنْ لِی! یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ(صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ).

پس امام صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: میان عوام ما و علمای ما و میان عوام یهود و علمای آنان از جهتی تفاوت و از جهتی شباهت وجود دارد . اما شباهت و برابری‌شان به این سبب است که، خداوند عوام ما را به خاطر تقلید از علمای خود نکوهیده است، همان‌گونه که عوام آنان(یهود) را از این بابت سرزنش کرده است. ولی از جهتی دیگر با هم تفاوت دارند.(آن مرد) گفت: ای فرزند رسول خدا! برایم روشن کن.

قَالَ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: إِنَّ عَوَامَّ الْیَهُودِ كَانُوا قَدْ عَرَفُوا عُلَمَاءَهُمْ بِالْكَذِبِ الصَّرِیحِ، وَ بِأَكْلِ الْحَرَامِ وَ الرِّشَاءِ، وَ بِتَغْیِیرِ الْأَحْكَامِ عَنْ وَاجِبِهَا بِالشَّفَاعَاتِ وَ الْعِنَایَاتِ وَ الْمُصَانَعَاتِ.

 وَ عَرَفُوهُمْ بِالتَّعَصُّبِ الشَّدِیدِ الَّذِی یُفَارِقُونَ بِهِ أَدْیَانَهُمْ، وَ أَنَّهُمْ إِذَا تَعَصَّبُوا أَزَالُوا حُقُوقَ مَنْ تَعَصَّبُوا عَلَیْهِ، وَ أَعْطَوْا مَا لَا یَسْتَحِقُّهُ مَنْ تَعَصَبُّوا لَهُ مِنْ أَمْوَالِ غَیْرِهِمْ وَ ظَلَمُوهُمْ مِنْ أَجْلِهِمْ وَ عَرَفُوهُمْ یُقَارِفُونَ الْمُحَرَّمَاتِ، وَ اضْطُرُّوا بِمَعَارِفِ قُلُوبِهِمْ.

سپس امام صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: بی‌گمان عوام یهود، عالمان خود را به دروغِ آشکار، و خوردن حرام و رشوه، و به دگرگون‌کردنِ احکام از جایگاهِ واجبشان به‌سببِ شفاعت‌ها و  عنايت و تملّق و چاپلوسى می‌شناختند.

و شناخته بودند آنان(عوام یهود) علمای خود را به تعصب شدیدی که در دینشان نبود [یعنی نسبت به دین خود تعصبی به خرج می‌دادند که در دینشان نبوده و این تعصب باعث می‌شد که ادیان دیگر را نپذیرند]، و اینکه هرگاه تعصب می‌ورزیدند حقوق کسی را که علیه او تعصب داشتند از بین می‌بردند، و می‌دادند از اموال دیگران به ناروا به کسانی که به آنان تعصب داشتند  در حالی که سزاوار آن نبودند و به خاطر ایشان بر دیگران ظلم می‌کردند. و می‌دانستند که آن عالمان مرتکب محرّمات می‌شوند، و  ناچارا از ته دل حقیقت را میدانستند.

****إِلَی أَنَّ مَنْ فَعَلَ مَا یَفْعَلُونَهُ فَهُوَ فَاسِقٌ، لَا یَجُوزُ أَنْ یُصَدَّقَ عَلَی اللَّهِ وَ لَا عَلَی الْوَسَائِطِ بَیْنَ الْخَلْقِ وَ بَیْنَ اللَّهِ.

تا آنجایی که هر کس کارهایی مانند کارهای آنان انجام دهد فاسق است، جایز نیست که(سخن او) درباره خدا و یا درباره‌ی واسطه‌های میان خلق و خدا تصدیق شود.

فَلِذَلِكَ ذَمَّهُمْ، لِمَا قَلَّدُوا مَنْ قَدْ عَرَفُوا، وَ مَنْ قَدْ عَلِمُوا أَنَّهُ لَا یَجُوزُ قَبُولُ خَبَرِهِ وَ لَا تَصْدِیقُهُ فِی حِكَایَاتِهِ، وَ لَا الْعَمَلُ بِمَا یُؤَدِّیهِ إِلَیْهِمْ عَمَّنْ لَمْ یُشَاهِدُوهُ؛ وَ وَجَبَ عَلَیْهِمُ النَّظَرُ بِأَنْفُسِهِمْ فِی أَمْرِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ ، إِذْ كَانَتْ دَلَائِلُهُ أَوْضَحَ مِنْ أَنْ تَخْفَی وَ أَشْهَرَ مِنْ أَنْ لَا تَظْهَرَ لَهُمْ.

پس به همین دلیل آنان(یهود) نکوهش شدند، زیرا تقلید کردند از کسانی که خود می‌دانستند، و شناخته بودند که پذیرفتن خبرشان و تصدیق روایاتشان جایز نیست، و به آنچه که از کسانی نقل شده که آن‌ها را ندیده‌اند نباید عمل کنند؛  و بر آنان واجب شده بود که خودشان در امر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله تحقیق کنند، زیرا دلایل او روشن‌تر از آن بود که پنهان بماند و آشکارتر از آن بود که برایشان ظاهر نشود.

وَ كَذَلِكَ عَوَامُّ أُمَّتِنَا، إِذَا عَرَفُوا مِنْ فُقَهَائِهِمُ الْفِسْقَ الظَّاهِرَ وَ الْعَصَبِیَّةَ الشَّدِیدَةَ وَ التَّكَالُبَ عَلَی حُطَامِ الدُّنْیَا وَ حَرَامِهَا، وَ إِهْلَاكِ مَنْ یَتَعَصَّبُونَ عَلَیْهِ وَ إِنْ كَانَ لِإِصْلَاحِ أَمْرِهِ مُسْتَحِقّاً، وَ التَّرَفْرُفِ بِالْبِرِّ وَ الْإِحْسَانِ عَلَی مَنْ تَعَصَّبُوا لَهُ وَ إِنْ كَانَ لِلْإِذَلَالِ وَ الْإِهَانَةِ مُسْتَحِقّاً.

فَمَنْ قَلَّدَ مِنْ عَوَامِّنَا مِثْلَ هَؤُلَاءِ الْفُقَهَاءِ، فَهُمْ مِثْلُ الْیَهُودِ الَّذِینَ ذَمَّهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِالتَّقْلِیدِ لِفَسَقَةِ فُقَهَائِهِمْ.

و همچنین عوام امت ما، وقتی از فقهای خود فسق آشکار و تعصب شدید و حرص بر گردآوری مال دنیوی و حرام آن ببینید، و همچنین(از علمای خود ببینند که در صدد) نابود کردن کسی هستند که برعلیه او تعصب دارند در حالیکه شایسته اصلاح و بهبود وضعش باشد، و نیکی و احسان می‌کنند بر کسی که به نفع او تعصب دارند درحالیکه سزاوار خواری و اهانت باشد.

در اینصورت هر کس از عوام ما از چنین فقهایی تقلید کند، همانند یهودیانی‌اند که خداوند به خاطر تقلید از فقهای فاسقشان، آنان را نکوهید.

فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ، حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَی هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ، فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ؛ وَ ذَلِكَ لَا یَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّیعَةِ، لَا جَمِیعَهُمْ.

اما هر فقیهی که نفس خویش را نگه می‌دارد(از آلودگی‌ها)، و دینش را پاس ‌دارد و با هوای نفس خود مخالفت ‌کند و فرمان مولای خود را اطاعت می‌نماید، بر عوام لازم است که از او تقلید کنند؛ و چنین ویژگی‌هایی تنها در برخی از فقهای شیعه یافت می‌شود، نه در همه‌ی آنان.

فَأَمَّا مَنْ رَكِبَ مِنَ الْقَبَائِحِ وَ الْفَوَاحِشِ مَرَاكِبَ فَسَقَةِ فُقَهَاءِ الْعَامَّةِ، فَلَا تَقْبَلُوا مِنْهُمْ عَنَّا شَیْئاً وَ لَا كَرَامَةَ، وَ إِنَّمَا كَثُرَ التَّخْلِیطُ فِیمَا یُتَحَمَّلُ عَنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ لِذَلِكَ، لِأَنَّ الْفَسَقَةَ یَتَحَمَّلُونَ عَنَّا فَیُحَرِّفُونَهُ بِأَسْرِهِ لِجَهْلِهِمْ، وَ یَضَعُونَ الْأَشْیَاءَ عَلَی غَیْرِ وُجُوهِهَا لِقِلَّةِ مَعْرِفَتِهِمْ، وَ آخَرِینَ یَتَعَمَّدُونَ الْكَذِبَ عَلَیْنَا؛ لِیَجُرُّوا مِنْ عَرَضِ الدُّنْیَا مَا هُوَ زَادُهُمْ إِلَی نَارِ جَهَنَّمَ.

اما از هرکس كه مرتكب عملى قبيح و فاحش همچون فقهاى فاسق عامه گردد،  هرچیز که از ما گویند را نپذیرید و ارزشی برایشان قائل نشوید، و همانا به همین دلیل است که در آنچه از ما اهل‌بیت نقل می‌شود آمیختگی و آشفتگی بسیار پدید آمده است، زیرا فاسقان از ما روایت می‌کنند و از سر جهل آن را تمام تحریف می‌کنند، و به خاطر کمی معرفتشان موارد را در غیر جایگاه اصلی خود قرارمی‌دهند، و برخی دیگر عمداً بر ما دروغ می‌بندند؛ تا از متاع دنیا چیزی به دست آورند که همان شعله های جهنم را بر ایشان می‌افزاید.

وَ مِنْهُمْ قَوْمٌ نُصَّابٌ لَا یَقْدِرُونَ عَلَی الْقَدَحِ فِینَا، فَیَتَعَلَّمُونَ بَعْضَ عُلُومِنَا الصَّحِیحَةِ فَیَتَوَجَّهُونَ بِهِ عِنْدَ شِیعَتِنَا وَ یَنْتَقِصُونَ بِنَا عِنْدَ نُصَّابِنَا، ثُمَّ یُضِیفُونَ إِلَیْهِ أَضْعَافَهُ وَ أَضْعَافَ أَضْعَافِهِ مِنَ الْأَكَاذِیبِ عَلَیْنَا الَّتِی نَحْنُ بُرَآءُ مِنْهَا، فَیَقْبَلُهُ الْمُسْتَسْلِمُونَ مِنْ شِیعَتِنَا عَلَی أَنَّهُ مِنْ عُلُومِنَا، فَضَلُّوا وَ أَضَلُّوا.

و از میان آنان گروهی ناصبی هستند که توانایی عیب‌جویی و ضربه زدن به ما(اهل‌بیت) را ندارند، پس بخشی از علوم صحیح ما را می‌آموزند و با آن نزد شیعیان ما اعتبار می‌یابند و نزد دشمنان از ما عیب جویی می‌کنند، سپس چندین برابر آن دروغ و حتی چندین برابرِ چندین برابرش دروغ‌هایی بر ما می‌افزایند که ما از آنها بیزاریم، پس آن شیعیانی از ما که کاملا مطیع و

تسلیمند (چون گمان می‌برند که این مطالب) از علوم ماست آن را می‌پذیرند، پس اینان خود گمراه شده و دیگران را نیز گمراه ساختند.

وَ هُمْ أَضَرُّ عَلَی ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا مِنْ جَیْشِ یَزِیدَ عَلَیْهِ اللَّعْنَةُ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ أَصْحَابِهِ، فَإِنَّهُمْ یَسْلُبُونَهُمُ الْأَرْوَاحَ وَ الْأَمْوَالَ، وَ هَؤُلَاءِ عُلَمَاءُ السَّوْءِ النَّاصِبُونَ الْمُتَشَبِّهُونَ بِأَنَّهُمْ لَنَا مُوَالُونَ وَ لِأَعْدَائِنَا مُعَادُونَ یُدْخِلُونَ الشَّكَّ وَ الشُّبْهَةَ عَلَی ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا، فَیُضِلُّونَهُمْ وَ یَمْنَعُونَهُمْ عَنْ قَصْدِ الْحَقِّ الْمُصِیبِ.

و زيان و ضرر اين افراد بر شيعيان ضعيف ما از لشكر يزيد(لعنت خدا بر او باد) که بر علیه حسين بن علىّ‌ صلی‌الله‌علیه‌وآله و أصحاب آن حضرت(جنگیدند) بيشتر است،  زیرا(لشکر یزید) جان‌ها و اموال را از آنان گرفتند، اما این علمای بدکار ناصبی که وانمود می‌کنند دوستدار ما و دشمنِ دشمنان ما هستند شک و شبهه را بر(دل و فکر) شیعیان ضعیف ما وارد می‌سازند، پس ایشان را گمراه می‌کنند و از راه یافتن به حق بازمی‌دارند.

 لَا جَرَمَ أَنَّ مَنْ عَلِمَ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْعَوَامِّ أَنَّهُ لَا یُرِیدُ إِلَّا صِیَانَةَ دِینِهِ وَ تَعْظِیمَ وَلِیِّهِ، لَمْ یَتْرُكْهُ فِی یَدِ هَذَا الْمُتَلَبِّسِ الْكَافِرِ، وَ لَكِنَّهُ یُقَیِّضُ لَهُ مُؤْمِناً یَقِفُ بِهِ عَلَی الصَّوَابِ، ثُمَّ یُوَفِّقُهُ اللَّه لِلْقَبُولِ مِنْهُ، فَیَجْمَعُ اللَّهُ لَهُ بِذَلِكَ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ یَجْمَعُ عَلَی مَنْ أَضَلَّهُ لَعْنَ الدُّنْیَا وَ عَذَابَ الْآخِرَةِ.

بی‌تردید از میان عوام آنکس که خدا  بداند که در دلش قصدی جز حفظ دین خود و بزرگداشت ولیّ خود نیست، او را در دست این عالمِ بدکارِ پوشاننده حقیقت و کافر رها نمی‌کند، بلکه برای او مؤمنی را برایش برانگیزد که او را بر راه درست آگاه گرداند، سپس خداوند به او توفیق پذیرفتن سخنان آن مومن را می‌دهد، پس خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او جمع می‌کند و لعنت دنیا و عذاب آخرت را بر آن کس که او را گمراه کرده است فراهم می‌آورد.

 ثُمَّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ:  شِرَارُ عُلَمَاءِ أُمَّتِنَا الْمُضِلُّونَ عَنَّا الْقَاطِعُونَ لِلطُّرُقِ إِلَیْنَا، الْمُسَمُّونَ أَضْدَادَنَا بِأَسْمَائِنَا الْمُلَقِّبُونَ أَنْدَادَنَا بِأَلْقَابِنَا. یُصَلُّونَ عَلَیْهِمْ وَ هُمْ لِلَّعْنِ مُسْتَحِقُّونَ، وَ یَلْعَنُونَّا وَ نَحْنُ بِكَرَامَاتِ اللَّهِ مَغْمُورُونَ، وَ بِصَلَوَاتِ اللَّهِ وَ صَلَوَاتِ مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ عَلَیْنَا عَنْ صَلَوَاتِهِمْ عَلَیْنَا مُسْتَغْنُونَ.

سپس فرمود: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: بدترین علمای امت ما آنانند که مردم را از ما گمراه می‌کنند و راه‌های رسیدن به ما را می‌بندند، آنان که دشمنان ما را با نام‌های ما می‌نامند و همتایان دروغین ما را با لقب‌های ما لقب می‌دهند. بر آنان درود می‌فرستند در حالی که سزاوار لعنت‌اند، و ما را لعنت می‌کنند در حالی که ما در کرامت‌های خدا غوطه‌وریم، و با درودهای خدا و درودهای فرشتگان مقرّبش بر ما از درودهای آنان بی‌نیازیم.

 ثُمَّ قَالَ: قِیلَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ:  مَنْ خَیْرُ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَ أَئِمَّةِ الْهُدَی وَ مَصَابِیحِ الدُّجَی؟

 قَالَ: الْعُلَمَاءُ إِذَا صَلَحُوا.

سپس فرمود: به امیرالمؤمنین صلی‌الله‌علیه‌وآله گفته شد: پس از ائمه‌ی هدی و چراغ های فروزان در تاریکی‌ها چه کسی بهترین خلق خداست؟

  فرمود: عالمان، آنگاه که صالح باشند.

قیلَ: وَ مَنْ شَرُّ خَلْقِ اللَّهِ بَعْدَ إِبْلِیسَ وَ فِرْعَوْنَ وَ نُمْرُودَ وَ بَعْدَ الْمُتَسَمِّینَ بِأَسْمَائِكُمْ وَ بَعْدَ الْمُتَلَقِّبِینَ بِأَلْقَابِكُمْ وَ الْآخِذِینَ لِأَمْكِنَتِكُمْ وَ الْمُتَأَمِّرِینَ فِی مَمَالِكِكُمْ؟

 قَالَ: الْعُلَمَاءُ إِذَا فَسَدُوا، هُمُ الْمُظْهِرُونَ لِلْأَبَاطِیلِ الْكَاتِمُونَ لِلْحَقَائِقِ وَ فِیهِمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ إِلَّا الَّذِینَ تابُوا [سوره بقره، 159] الْآیَةَ.

گفته شد: پس از ابلیس و فرعون و نمرود چه کسی بدترینِ خلق خداست و پس از آن کسانیکه خود را به نام‌های شما نامیده‌اند و به لقب‌های شما لقب گرفته‌اند و جایگاه‌های شما را گرفته و در سرزمین‌هایتان حکم فرمایی می‌کنند؟

فرمود: عالمان، آنگاه که فاسد شوند، آنان کسانی‌اند که باطل‌ها را آشکار می‌سازند و حقایق را پنهان می‌کنند و درباره آنان خدای عزّوجلّ فرموده است: آنان کسانی‌اند که خدا لعنتشان می‌کند و لعنت‌کنندگان نیز لعنتشان می‌کنند، مگر کسانی که توبه کنند. [سوره بقره، 159]

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 13

عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ یَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمَانَ الْعَمْرِیَّ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنْ یُوصِلَ لِی كِتَاباً سَأَلْتُ فِیهِ عَنْ مَسَائِلَ أَشْكَلَتْ عَلَیَّ.

اسحاق بن یعقوب می‌گوید: من از محمّد بن عثمان رحمه اللّٰه درخواست کردم نامه‌ام را  که در آن درباره‌ی مسائلی که بر من دشوار شده بود پرسیده بودم، به امام برساند.

 فَوَرَدَ التَّوْقِیعُ بِخَطِّ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ:  وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ. الْخَبَرَ.

پس توقیعی با دستخط مولایمان صاحب‌الزمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه(به دستم) رسید که در آن آمده بود: اما در رخدادهای پیش‌آمده، به راویان حدیث ما رجوع کنید، که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 14

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ أَنَّهُ قَالَ: أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ، فَجَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً، عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ، ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ نَحْنُ

از امام صادق صلی‌الله‌علیه‌وآله (نقل شده که) فرمودند: خداوند نخواسته که کارها جز از راه سبب‌ها جریان یابد، پس برای هر سببی توضیحی قرار داد و برای هر توضیحی دانشی و برای هر دانشی بابی زنده و گویا(انسانی که آن را توضیح میدهد)، که هرکس اهل معرفت باشد آن را می‌شناسد و هرکس نادان و جاهل باشد آن را نمی‌شناسد، و آن(باب ناطق) رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و ما(اهل‌بیت) هستیم.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 15

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: أَبَی اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ، فَجَعَلَ لِكُلِّ شَیْ ءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ مِفْتَاحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ مِفْتَاحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً، مَنْ عَرَفَهُ عَرَفَ اللَّهَ، وَ مَنْ أَنْكَرَهُ أَنْكَرَ اللَّهَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ) وَ نَحْنُ.

امام صادق صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خداوند ابا دارد (نمی‌پسندد و اجازه نمی‌دهد) که امور و پدیده‌ها جریان یابند مگر از راه اسباب و علل آن، پس برای هر چیزی سببی و برای هر سببی شرحی و برای هر شرحی کلیدی و برای هر کلیدی دانشی و برای هر دانشی باب ناطقی قرار داد، هر کس که او را بشناسد خدا را شناخته است، و هر که او را انکار کند خدا را انکار کرده است، (که آن باب ناطق)همان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و ما (امامان) هستیم.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 16

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ یُقَالُ لَهُ عُثْمَانُ الْأَعْمَی وَ هُوَ یَقُولُ: إِنَّ الْحَسَنَ الْبَصْرِیَّ یَزْعُمُ أَنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ الْعِلْمَ یُؤْذِی رِیحُ بُطُونِهِمْ أَهْلَ النَّارِ.

عبدالله بن سلیمان می‌گوید: شنیدم که مردی از اهل بصره به نام عثمان اَعمی نزد اباجعفر(امام محمد باقر) صلی‌الله‌علیه‌وآله گفت: حسن بصری بر این باور است که کسانی که دانش را پنهان می‌کنند، بوی شکم‌هایشان اهل دوزخ را آزار می‌دهد.

فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: فَهَلَكَ إِذاً مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ! وَ مَا زَالَ الْعِلْمُ مَكْتُوماً، مُنْذُ بَعَثَ اللَّهُ نُوحاً صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ. فَلْیَذْهَبِ الْحَسَنُ یَمِیناً وَ شِمَالًا، فَوَ اللَّهِ مَا یُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا هَاهُنَا.

اباجعفر(امام محمد باقر) صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: پس اگر چنین باشد؛ مؤمنِ آلِ فرعون هلاک می‌شد! و حال آنکه از زمانی که خدا نوح صلی‌الله‌علیه‌وآله را برانگیخت، دانش همواره پوشیده بوده است. بگذار حسن به راست و چپ برود[این عبارت کنایه از سرگردانی و حرکت بی ثمر است]، به خدا سوگند دانش جز در این‌جا یافت نمی‌شود.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 17

عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ یَقُولُ وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَقَالَ: إِنَّ عُثْمَانَ الْأَعْمَی یَرْوِی عَنِ الْحَسَنِ أَنَّ الَّذِینَ یَكْتُمُونَ الْعِلْمَ تُؤْذِی رِیحُ بُطُونِهِمْ أَهْلَ النَّارِ. قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ‌صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ: فَهَلَكَ إِذاً مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ، كَذَبُوا! إِنَّ ذَلِكَ مِنْ فُرُوجِ الزُّنَاةِ وَ مَا زَالَ الْعِلْمُ مَكْتُوماً قَبْلَ قَتْلِ ابْنِ آدَمَ. فَلْیَذْهَبِ الْحَسَنُ یَمِیناً وَ شِمَالًا لَا یُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا عِنْدَ أَهْلِ بَیْتٍ نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ.

سلیمان بن خالد می‌گوید: شنیدم اباجعفر(امام باقر) صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌فرمود و مردی از اهل بصره از ایشان پرسید و گفت: عثمان اَعمی از حسن نقل می‌کند که کسانی که دانش را پنهان می‌کنند، بوی شکم‌هایشان اهل دوزخ را آزار می‌دهد.

 اباجعفر(امام باقر) صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: پس اگر چنین باشد، مؤمنِ آل فرعون نابود می‌شد! دروغ می‌گویند! آن(بوی بد) از فرج‌های زناکاران است و دانش از همان پیش از کشته شدن پسر آدم همواره پوشیده بوده است. بگذار حسن به راست و چپ برود؛ علم یافت نمی‌شود جز نزد اهل بیت(علیهم السلام) که جبرئیل بر آنان فرود می‌آمد.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 18

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ  قَالَ: قَالَ لِی إِنَّ الْحَكَمَ بْنَ عُتَیْبَةَ مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ[سوره بقره، 8] فَلْیُشَرِّقِ الْحَكَمُ وَ لْیُغَرِّبْ، أَمَا وَ اللَّهِ؛ لَا یُصِیبُ الْعِلْمَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ(صَلوات‌اللّٰهُ‌عَلَیْهِمْ‌اجمعین) نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ.

ابی عبدالله(امام صادق) صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: حَکَم بن عُتیبة از کسانی است که خداوند درباره‌شان فرموده: و از مردم کسانی هستند که می‌گویند به خدا و به روز واپسین ایمان آوردیم، در حالی که ایمان نیاورده‌اند[سوره بقره، 8]. بگذار حکم(بن عتیبه) به شرق یا غرب برود، آگاه باشید؛ به خدا سوگند علم به دست نمی‌آید مگر از اهل‌بیت(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) که از جبرئیل بر آنان نازل شده است.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 19

عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ عَنْ شَهَادَةِ وَلَدِ الزِّنَا تَجُوزُ؟ قَالَ: لَا.

 فَقُلْتُ: إِنَّ الْحَكَمَ بْنَ عُتَیْبَةَ یَزْعُمُ أَنَّهَا تَجُوزُ. فَقَالَ: اللَّهُمَّ لَا تَغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ! مَا قَالَ اللَّهُ لِلْحَكَمِ: إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ [سوره زخرف، آیه‌ی 44] فَلْیَذْهَبِ الْحَكَمُ یَمِیناً وَ شِمَالًا؛ فَوَ اللَّهِ لَا یُوجَدُ الْعِلْمُ إِلَّا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ(صَلوات‌اللّٰهُ‌عَلَیْهِمْ‌اجمعین) نَزَلَ عَلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ.

ابو بصیر می‌گوید: از اباجعفر(امام باقر) صلی‌الله‌علیه‌وآله پرسیدم: آیا شهادت زنا زاده پذیرفته است؟ فرمود: نه.

 گفتم: حَکَم بن عُتیبة گمان می‌برد که شهادتش پذیرفته است. امام فرمود: خدایا، گناهش را هرگز نیامرز! آیا خداوند به حکم نفرموده است: بی‌گمان این[قرآن] یادآوری است برای تو و قومت و به‌زودی بازخواست خواهید شد[سوره زخرف، آیه‌ی 44] بگذار حکم به راست و چپ برود؛ به خدا سوگند دانش یافت نمی‌شود مگر نزد اهل‌بیت(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) که جبرئیل بر آنان نازل شده است.

بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 14 حدیث شماره 20

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ صَلَّى‌اللّٰهُ‌عَلَيهِ‌وَآلِهِ لِسَلَمَةَ بْنِ كُهَیْلٍ وَ الْحَكَمِ بْنِ عُتَیْبَةَ: شَرِّقَا وَ غَرِّبَا، لَنْ تَجِدَا عِلْماً صَحِیحاً إِلَّا شَیْئاً یَخْرُجُ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.

ابوجعفر(امام باقر) صلی‌الله‌علیه‌وآله به سَلَمة بن کُهَیل و حَکَم بن عُتیبة فرمود: به شرق و غرب بروید، هرگز دانشی درست نخواهید یافت مگر آنچه از نزد ما اهل‌بیت بیرون آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارتباط با سایت ۱۴ امام