بِحارُ الأَنْوارِ الجَامِعَةُ لِدُرَرِ أَخْبَارِ الأَئِمَّةِ الأَطْهَار، جلد 2، باب 29 حدیث شماره 1
رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ قَالَ: مَا وَجَدْتُمْ فِی كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَالْعَمَلُ بِهِ لَازِمٌ، وَ لَا عُذْرَ لَكُمْ فِی تَرْكِهِ.
از امام صادق صلیاللهعلیهوآله روایت شده است که: رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: هر چه را در کتاب خداوند عزّوجلّ یافتید، عمل به آن لازم است، و هیچ عذر و بهانه ای برای ترک آن( از شما پذیرفته نخواهد شد.)
وَ مَا لَمْ یَكُنْ فِی كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ فِی سُنَّةٍ مِنِّی، فَلَا عُذْرَ لَكُمْ فِی تَرْكِ سُنَّتِی وَ مَا لَمْ یَكُنْ فِیهِ سُنَّةٌ مِنِّی، فَمَا قَالَ أَصْحَابِی فَقُولُوا بِهِ.
و هر چه در کتاب خداوند عزّوجلّ نباشد و در سنّت من باشد، شما برای عمل نکردن به سنت من هیچ عذر و بهانه ای نخواهید داشت و اگر چیزی در سنت من نیامده باشد، پس آنچه که یاران من گفتند شما نیز همان را بگویید( و به همان عمل کنید.)
فَإِنَّمَا مَثَلُ أَصْحَابِی فِیكُمْ كَمَثَلِ النُّجُومِ بِأَیِّهَا أُخِذَ اهْتَدَی، وَ بِأَیِّ أَقَاوِیلِ أَصْحَابِی أَخَذْتُمُ اهْتَدَیْتُمْ، وَ اخْتِلَافُ أَصْحَابِی لَكُمْ رَحْمَةٌ.
زیرا مَثَلِ یاران من در میان شما همچون مَثَلِ ستارگان است که به هر یک از آنها اقتدا شود هدایت یابید، و به هر یک از گفتارهای یاران من عمل کنید هدایت میشوید، و اختلاف اصحاب من برای شما رحمت است.
قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ مَنْ أَصْحَابُكَ؟ قَالَ: أَهْلُ بَیْتِی صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ.
گفته شد: ای رسول خدا صلیاللهعلیهوآله اصحاب تو چه کسانی هستند؟ فرمود: اهلبیت من صلیاللهعلیهوآله .
عَنْ نَصْرٍ الْخَثْعَمِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ یَقُولُ: مَنْ عَرَفَ مِنْ أَمْرِنَا أَنْ لَا نَقُولَ إِلَّا حَقّاً، فَلْیَكْتَفِ بِمَا یَعْلَمُ مِنَّا؛ فَإِنْ سَمِعَ مِنَّا خِلَافَ مَا یَعْلَمُ، فَلْیَعْلَمْ أَنَّ ذَلِكَ مِنَّا دِفَاعٌ وَ اخْتِیَارٌ لَهُ
نصر خثعمی میگوید: شنیدم ابوعبدالله صلیاللهعلیهوآله میفرمود: هر کس بشناسد از سخن ما که ما جز حق نمیگوییم، پس باید به آنچه از ما میداند بسنده کند؛ و اگر از ما چیزی برخلاف آنچه میداند شنید، بداند که آن (سخن) در جهت محافظت از ما( گفته شده) و اختیار با آن شخص است(که به آن عمل کند یا نکند.)
وَ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(امام صارق) صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَیْنَهُمَا مُنَازَعَةٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ، فَتَحَاكَمَا إِلَی السُّلْطَانِ أَوْ إِلَی الْقُضَاةِ، أَ یَحِلُّ ذَلِكَ ؟
و از عمر بن حنظله نقل شده است که گفت: از اباعبدالله(امام صادق) صلیاللهعلیهوآله درباره دو نفر از اصحابمان پرسیدم که بین آن دو راجع به دِینی یا ارثی نزاعی پیش آمده، پس آن دو برای داوری به حاکم یا قاضیان رجوع کردهاند، آیا این کار جایز است؟
قَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: مَنْ تَحَاكَمَ إِلَیْهِمْ فِی حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاكَمَ إِلَی الْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ الْمَنْهِیِّ عَنْهُ، وَ مَا حَكَمَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً، وَ إِنْ كَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً؛ لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُكْمِ الطَّاغُوتِ، وَ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یُكْفَرَ بِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاكَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَكْفُرُوا بِهِ( سوره نساء، 60)
امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: هر کس در حق یا باطل به آنان مراجعه کند، در حقیقت به جِبت و طاغوتی که از آن نهی شده است مراجعه کرده، و اگر به سود آن شخص حکم شود همانا آن فرد مالی حرام بدست آورده است، هرچند که حق او ثابت باشد؛ زیرا آن(مال) را به حکم طاغوت گرفته است، و خداوند عزّوجلّ امر کرده است که به طاغوت کفر ورزیده شود. خداوند عزّوجلّ فرموده است: میخواهند برای داوری به طاغوت مراجعه کنند، در حالی که به آنان امر شده که به آن کفر ورزند.(سوره نساء، 60)
قُلْتُ: فَكَیْفَ یَصْنَعَانِ وَ قَدِ اخْتَلَفَا؟ قَالَ: یَنْظُرَانِ إِلَی مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَی حَدِیثَنَا، وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْكَامَنَا، فَلْیَرْضَ بِهِ حَكَماً؛ فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْكُمْ حَاكِماً. فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمٍ وَ لَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُكْمِ اللَّهِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا كَافِرٌ رَادٌّ عَلَی اللَّهِ، وَ هُوَ عَلَی حَدٍّ مِنَ الشِّرْكِ بِاللَّهِ
گفتم: پس چه کنند در حالی که اختلاف دارند؟ فرمود: بنگرند به کسی از شما که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما نظر کرده و احکام ما را شناخته است، پس به داوری او راضی شوند؛ زیرا من او را بر شما حاکم(حکم دهنده) قرار دادهام. پس هرگاه او به حکمی داوری کند و از او پذیرفته نشود، در حقیقت حکم خدا سبک شمرده شده و(حکم) ما رد شده است، و ردکننده بر ما کافر است که حکم خدا را رد کرده، و او در آستانه شرک به خداست.
فَقُلْتُ: فَإِنْ كَانَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا اخْتَارَ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا فَرَضِیَا أَنْ یَكُونَا النَّاظِرَیْنِ فِی حَقِّهِمَا، فَاخْتَلَفَا فِیمَا حَكَمَا، فَإِنَّ الْحَكَمَیْنِ اخْتَلَفَا فِی حَدِیثِكُمْ؟
قَالَ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ : إِنَّ الْحُكْمَ مَا حَكَمَ بِهِ أَعْدَلُهُمَا وَ أَفْقَهُهُمَا وَ أَصْدَقُهُمَا فِی الْحَدِیثِ وَ أَوْرَعُهُمَا، وَ لَا یُلْتَفَتُ إِلَی مَا یَحْكُمُ بِهِ الْآخَرُ.
گفتم: اگر هر یک از آن دو، مردی از یاران ما را برگزینند و هر دو راضی شوند که آن دو ناظر برایشان باشند، و آن دو داور در حکمی که دادهاند اختلاف کنند، در حالی که داوران در حدیث شما اختلاف کردهاند چه باید کرد؟
امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: حکم، حکم آن فردی است که میان آن دو عادل تر، فقیه تر، صادق تر در حدیث، و با تقواتر آن دو ست، و به حکم فرد دیگر توجه نمیشود.
قُلْتُ: فَإِنَّهُمَا عَدْلَانِ مَرْضِیَّانِ عُرِفَا بِذَلِكَ لَا یَفْضُلُ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ؟ قَالَ: یُنْظَرُ الْآنَ إِلَی مَا كَانَ مِنْ رِوَایَتِهِمَا عَنَّا فِی ذَلِكَ الَّذِی حَكَمَا الْمُجْمَعَ عَلَیْهِ بَیْنَ أَصْحَابِكَ، فَیُؤْخَذُ بِهِ مِنْ حُكْمِهِمَا وَ یُتْرَكُ الشَّاذُّ الَّذِی لَیْسَ بِمَشْهُورٍ عِنْدَ أَصْحَابِكَ، فَإِنَّ الْمُجْمَعَ عَلَیْهِ لَا رَیْبَ فِیهِ .
گفتم: اگر هر دو عادل و مورد رضایت باشند و به این صفت شناخته شده باشند و هیچیک بر دیگری برتری نداشته باشد؟
امام صلیاللهعلیهوآله فرمود: در این صورت، به آنچه از روایت آن دو از ما در این باب است که میان یارانت بر آن اجماع شده نگریسته میشود، پس به آن از حکمشان عمل میشود و روایت شاذّی که نزد یارانت مشهور نیست، رها میگردد زیرا آنچه که بر آن اجماع شده تردیدی در آن نیست.
فَإِنَّمَا الْأُمُورُ ثَلَاثَةٌ: أَمْرٌ بَیِّنٌ رُشْدُهُ فَیُتَّبَعُ، وَ أَمْرٌ بَیِّنٌ غَیُّهُ فَیُجْتَنَبُ؛ وَ أَمْرٌ مُشْكِلٌ یُرَدُّ حُكْمُهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَی رَسُولِهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ.
همانا امور سه گونه است: کاری که راه درست آن آشکار است و از آن پیروی میشود، و امری که گمراهی آن آشکار است و از آن پرهیز میشود؛ و امری دشوارو مشکلی که حکم آن به خداوند عزّوجلّ و رسولش صلیاللهعلیهوآله بازگردانده میشود.
وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىاللّٰهُعَلَيهِوَآلِهِ: حَلَالٌ بَیِّنٌ وَ حَرَامٌ بَیِّنٌ وَ شُبُهَاتٌ تَتَرَدَّدُ بَیْنَ ذَلِكَ، فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ، وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُ.
و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرموده است: حلال آشکار است و حرام آشکار است، و شبهاتی درمیان این دو در حرکت اند، پس هر کس شبهات را ترک کند از محرمات نجات یافته است، و هر کس به شبهات عمل کند مرتکب محرمات شده و از جایی که نمیداند هلاک میشود.
قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ الْخَبَرَانِ عَنْكُمَا مَشْهُورَیْنِ قَدْ رَوَاهُمَا الثِّقَاتُ عَنْكُمْ؟ قَالَ: یُنْظَرُ مَا وَافَقَ حُكْمُهُ حُكْمَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ خَالَفَ الْعَامَّةَ؛ فَیُؤْخَذُ بِهِ وَ یُتْرَكُ مَا خَالَفَ حُكْمُهُ حُكْمَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ وَافَقَ الْعَامَّةَ
گفتم: اگر دو خبر از شما هر دو مشهور باشند و افراد مورد اعتماد آنها را از شما روایت کرده باشند چه؟ فرمود: نگریسته میشود به آنچه حکم آن موافق کتاب و سنت است و با عامه مخالفت دارد؛ پس به آن عمل میشود و آنچه حکم آن مخالف کتاب و سنت و موافق عامه است رها میگردد.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ رَأَیْتَ إِنْ كَانَ الْفَقِیهَانِ عَرَفَا حُكْمَهُ مِنَ الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ ثُمَّ وَجَدْنَا أَحَدَ الْخَبَرَیْنِ یُوَافِقُ الْعَامَّةَ وَ الْآخَرَ یُخَالِفُ بِأَیِّهِمَا نَأْخُذُ مِنَ الْخَبَرَیْنِ؟ قَالَ یُنْظَرُ إِلَی مَا هُمْ إِلَیْهِ یَمِیلُونَ فَإِنَّ مَا خَالَفَ الْعَامَّةَ فَفِیهِ الرَّشَادُ
عرض کردم: فدایت شوم، نظر شما چیست چنانچه دو فقیه حکمشان مطابق کتاب و سنت باشد اما یکی از حکم هارا موافق نظر عامه و یکی را مخالف نظر عامه بیابیم، به کدامیک از آن اخبار باید عمل کنیم؟
فرمود: بنگرید به آنچه که عامه به آن متمایل اند(و به مخالف آن عمل کنید) چرا که هر چه که عامه با آن مخالف باشند در آن رشد و آگاهی است.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ فَإِنْ وَافَقَهُمُ الْخَبَرَانِ جَمِیعاً؟ قَالَ: انْظُرُوا إِلَی مَا یَمِیلُ إِلَیْهِ حُكَّامُهُمْ وَ قُضَاتُهُم، فَاتْرُكُوهُ جَانِباً وَ خُذُوا بِغَیْرِهِ.
گفتم: فدایت شوم، اگر هر دو خبر با عامه موافق باشند؟ فرمود: بنگرید به آنچه حاکمان و قاضیان آنان به سوی آن مایلاند، پس آن را کنار بگذارید و به غیر آن عمل کنید.
قُلْتُ: فَإِنْ وَافَقَ حُكَّامُهُمُ الْخَبَرَیْنِ جَمِیعاً؟ قَالَ: إِذَا كَانَ كَذَلِكَ فَأَرْجِهِ وَ قِفْ عِنْدَهُ حَتَّی تَلْقَی إِمَامَكَ؛ فَإِنَّ الْوُقُوفَ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ خَیْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِی الْهَلَكَاتِ وَ اللَّهُ الْمُرْشِدُ.
گفتم: اگر حاکمان آنان به هر دو خبر متمایل باشند؟ فرمود: اگر این چنین بود ( حکم و داوری دربارهی آن امر را به تاخیر بینداز) و در آن امر دست نگه دار تا امام خود را دیدار کنی؛ زیرا توقف در شبهات بهتر از فرو رفتن در هلاکتهاست و خداوند راهنماست.